مصاحبه با خسروی

باسمه تعالی

گفتگو با کاپیتان تیم فوتسال شهدای جنگلده

ورزشکاری که ورزش، تحصیل و تهذیب را سرلوحه امورات زندگی خود قرار داده است.

بدون شک ورزش فوتسال  یکی از پرطرفدارترین رشته های ورزشی در دنیا محسوب می شود و علاقه مندان زیادی طرفدار این رشته ورزشی پر هیجان و زیبا هستند. خانواده ها نیز نسبت به این ورزش به دلیل احتمال آسیب دیدگی و خشونت کمتر نسبت به فوتبال اقبال بیشتری نشان می دهند. همچنین به دلیل انجام بازی در سالن انجام این رشته در تمام فصول و ساعات شبانه روز امکان پذیر است. این ورزش مفرح در همه شهرهای کشور طرافداران و علاقه مندان زیادی دارد. شهرستان علی آباد کتول یکی از شهرستان هایی است که در ورزش فوتسال همواره حرفهایی برای گفتن داشته و دارد و بازیکنان توانمندی را به عرصه ورزش استان معرفی کرده است. از پیشکسوتان این ورزش می توان از عباس گرائیلی، محمد رضا اشرفی، سعید شاه حسینی، علیرضا حسینی، سعید افراز، غلام کردکتولی، محمد صادق غیجی  و ... نام برد. در طول سال های گذشته تیم فوتسال شهرستان علی آباد کتول با حمایت بخش خصوصی و دلسوزی افرادی نظیر حاج ابراهیم علی آبادی، علی نقابی و ... با اسامی مختلف در لیگ های استانی و کشوری حضور داشت ولی به دلایل مختلف و برخی موازی کاری ها و ورود برخی افراد غیر ورزشی و نا آشنا به فوتبال توفیقات چندانی حاصل نشد و برخی بازیکنان نیز به دلایل مالی و مصدومیت مجبور به رها کردن ورزش شدند. امسال حتی مسابقات جام رمضان در این شهرستان برگزار نشد که این نوعی زنگ خطر برای ورزش این شهرستان به ویژه فوتسال محسوب می شود. با این وجود هنوز بازیکنان با استعداد زیادی در شهرستان وجود دارند که در سایه امکانات و حمایت بخش خصوصی و توجه مسئولین می توانند آینده روشنی برای ورزش فوتسال این منطقه رقم بزنند.

امیر حسین خسروی یکی از فوتبالیست های با اخلاق و با استعداد شهرستان است که در حال حاضر کاپیتان تیم شهدای جنگلده شهرستان است که به همراه هم تیمی هایش اخیراً در مسابقات امید های کشور به مرحله نهایی صعود کردند. خسروی که ورزش، تحصیل و تهذیب را سرلوحه امورات خود در زندگی قرار داده است از نقش قرآن و والدین خود در کسب موفقیت های مختلف یاد می کند. او که دانشجوی دبیری الهیات دانشگاه فرهنگیان است، فوتسال را از ده سالگی و در مدرسه فوتبال پرسپولیس علی آباد شروع کرده است از فراز و فرود های این رشته در شهرستان و تلخی ها و شیرینی های آن می گوید. به همین منظور گفتگوی کوتاهی با ایشان انجام دادیم.

فوتسال را از کجا آغاز کردید؟

من از ده سالگی در باشگاه ورزشی پرسپولیس زیر نظر آقایان عباس و مجتبی مزیدی فوتبال بازی می کردم. در همان مقطع تیم پرسپولیس با تیم سپهر یک بازی دوستانه انجام داد و بازی درخشانی از خودم نشان دادم. مربی تیم سپهر آقای مهدوی پس از پایان بازی از من خواست که به تیم ایشان بپیوندم. من هم با اجازه آقایان مزیدی فوتبال را کنار گذاشتم و به ورزش فوتسال روی آوردم. البته چون تعدادی از دوستان بنده در تیم سپهر فوتسال بازی می کردند، چندان بی میل نبودم که فوتسال بازی کنم و این گونه شدم که فوتبال را کنار گذاشتم و ورزش فوتسال را به صورت حرفه ای ادامه دادم.

از این انتخاب راضی هستید؟

صد در صد . چون با فوتسال خیلی سریع رشد کردم که شاید امکان رسیدن به این مدارج از طریق فوتبال به ویژه برای بازیکنان شهرستان ها، غیر ممکن باشد. تیم ما در همان سال اول در جام رمضان در بین بزرگسالان و بازیکنان مطرحی مثل سعید سعیدی، ابراهیم مشاگردی، سعید شاه حسینی، آرمان اسداللهی و ... در ضربات پنالتی به مقام دوم رسید و این در حالی بود که من تنها 16 سال داشتم. بعد از مسابقات ما به مدت چند سال در استان رتبه اول را کسب کردیم و نماینده استان در مسابقات کشوری بودیم. اما متاسفانه به دلیل مشکلات مالی همواره با چالش مواجه بودیم. مثلاً مجبور بودیم برای انجام مسابقه تا کرمان با مینی بوس برویم و به قول بچه ها برای ما مینی بوس چارتر می کردند! در حال حاضر نیز در تیم شهدای جنگلده بازی می کنم و هفته گذشته موفق شدیم به مرحله نهایی مسابقات امید های کشور صعود کنیم و جزو هشت تیم نهایی شویم.

 بازی در این سطح به درس شما لطمه ای وارد نکرد؟

من همیشه در کنار ورزش به درس توجه ویژه داشتم و به توصیه پدر و مادرم که مشوق اصلی من در همه امورات هستند، با دقت گوش می کردم. در سال 93 کنکور شرکت کردم و در دانشگاه رشته دبیری الهیات پذیرفته شدم. در واقع درس ورزش هیچ منافاتی با هم ندارند و حتی می توان آنها را مکمل هم دانست. چون از قدیم گفته اند: عقل سالم در بدن سالم است.

نقش خانواده را در کسب موفقیت های ورزشی، درسی و قرآنی چگونه می بینید؟ بدون شک بخشی از موفقیت های زندگی ورزشی و غیر ورزشی را بعد از عنایات خداوند و حضرت ولی عصر(ع) مدیون پدر ، مادر و برادرم ایمان هستم که همواره و در همه احوال پشتیبان و حامی من بودند. من به دعای خیر پدر و مادر اعتقاد قلبی دارم و از خداوند برای پدر و مادرم طول عمر با برکت طلب دارم و همواره منتظر دعای خیرشان هستم.

قرآن در زندگی شما چه جایگاهی دارد؟

زندگی من با معنویت و قرآن عجین شده است و قرآن را چراغ روشنی بخش زندگی ام می دانم. من از دوران ابتدایی با ثبت نام در دار القران نور الثقلین زیر نظر اساتیدی چون حاج اصغر زنگانه و استاد محمدی به یادگیری قرآن پرداختم و در مراسمات مختلف به قرائت قرآن می پرداختم. در طول این سال در مسابقات قرآنی بسیاری شرکت کردم و در رشته های قرائت، تجوید، ترتیل، حفظ، تواشیح و مدیحه سرایی صاحب عناوین مختلف شدم. امسال هم در مرحله کشوری مسابقات قرانی در یزد شرکت داشتم. تاثیر قرآن در زندگی ام را به هیچ عنوان نمی توانم کتمان کنم و قرآن برای بنده یک راه روشن و مسیر هموار برای کسب موفقیت فراهم کرد.

سخن پایانی

داشتن هدف در زندگی باعث معنا بخشیدن به آن و کمال گرایی انسان می شود. در این مسیر پرداختن به ورزش و توجه به معنویات باعث می شوند ، زندگی انسان از مسیر یکنواختی و رزومرگی خارج و آرمانی و هدفدار طی شود. به همه جوانان و هم سن سالان خودم توصیه می کنم در کنار درس ، ورزش و توجه به اخلاق و معنویات همواره شکر گزار خداوند و قدردان زحمات والدین خود باشند. از مربیان قدیم و جدید خودم در عرصه قرآن و ورزش کمال تشکر را دارم و امید وارم در تمام مراحل زندگی موفق باشند.

گزارش : وحید حاج سعیدی  

پارادوکس اجتماعی در جامعه کنونی !

باسمه تعالی

چندی قبل پشت یک کامیون جمله ای با این مضمون نوشته شده بود: « روزگار غریبی است نازنین!»

این که «نازنین» چه کسی است و چه نسبتی با راننده دارد به ما مربوط نیست ولی انصافاً دنیای عجیبی است و چیز هایی در جامعه می بینیم که واقعاً جای تعجب دارد. به عنوان مثال با وجود ایجاد انواع و اقسام دانشگاه های دولتی ، نیمه دولتی ، شبه دولتی ، غیر دولتی ، آزاد وقفی ، شبه وقفی ، پیام نور ، غیر انتفاعی، علمی کاربردی و ... سطح سواد مردم پائین تر آمده است!( نقل از روزنامه جاج جم ، گناهش به گردن نویسنده اش)

در فوتبال چند صد میلیارد هزینه می کنیم ولی جز بی اخلاقی و حیف و میل کردن بیت المال چیزی حاصل نمی شود و تیم ملی سالهاست در آسیا مقامی کسب نکرده وآخرین افتخار ما پنالتی نگرفته ما در مقابل آرژانتین است ولی در بقیه ورزش ها مثل تکواندو ، کاراته، کشتی ، والیبال نشسته و ...  که یک صدم فوتبال هزینه نمی کنیم به کمتر از طلای جهانی راضی نیستیم!

اتوبان ها و خیابان ها عریض تر و بیشتر شده اند و سرعت ماشین ها دو چندان شده است ولی دیر تر به محل کار می رسیم!

از یک طرف ادعا می کنیم که طرح 3-3-6 در آموزش و پرورش برای مقابله با نظام درسی غربی و بیگانه با رویکرد فرهنگ اسلامی و ملی ما تدوین شده و ایجاد یک نظام تربیتی با معیارهای اسلامی از ضروریات است.اما در زمانی که نوبت به دفاع از طرح3-3-6 می رسد باز هم از کشور های غربی مایه می گذاریم که نظام 3-3-6 در 123 کشور جهان از جمله کشورهای غربی و اروپایی اجرا شده و امتحان خود را پس داده است!

برای سیل زدگان آن سوی جهان اقلام مورد نیازشان را با کامیون و هواپیما ارسال می کنیم ولی وقتی در بهشهر و چالوس خودمان سیل می آید ، چکمه 6 هزار تومانی را 20 هزار تومان و آب معدنی 700 تومانی را 5000 به همسایه و دوست و فامیل می فروشیم.

علی رغم وجود انواع و اقسام لوازم التحریر ، نوشت افزار ، کتابها و نرم افزار های کمک آموزشی و کلاس های تقویتی بچه ها کمتر درس می خوانند!

با وجود تنوع غذایی در تغذیه مردم ، ناراحتی های گوارشی چند برابر شده است. پزشک ، مراکز درمانی ، دارو فراوان ولی سلامتی ، گنجی نایاب شده است.

چند ده برابر گذشته کتاب چاپ می شود و همه نویسنده شده اند، ولی تعداد کتابخوان ها کمتر شده اند.

دستگاه های چاپ مدرن تر و سریعتر شده اند ولی تیراژ کتاب ها به زور به 1000 نسخه می رسد.

در ادارات در تابستان پوشیدن کت مرسوم است و در زمستان تی شرت! حیرتا که بخشنامه هدفمندی و اقتصاد مقاومتی به ادارات واصل نشده است.

مفهوم چراغ زرد را «عبور با احتیاط » تعریف می کنیم ولی به محض زرد شدن چراغ راهنمایی، پدال گاز را چنان فشار می دهیم که به کف ماشین می چسبد!

در ژاپن برای جلوگیری از تصادفات ، ساخت موتور با سه چرخ رو به افزایش است  اما ما با موتوری که دو چرخ دارد ، تک چرخ می زنیم!

در کشور های اروپایی با آخرین فن آوری ها سعی در کاستن صدای اگزوز خودرو ها و موتورسیکلت ها دارند ولی  ما با دستکاری در انباری اگزوز، صدای آن را تا حد ممکن بالا می بریم!

 

با وجود تاکید همه اساتید و کارشناسان محترم بر روی اهمیت مسئله آموزش ، در تلویزیون همه رقم برنامه پخش می شود از تهیه ماسک پوست کدو و خیار برای صورت گرفته تا قلمه زدن گل شمعدانی و طرز تهیه ساندویچ نان و پنیر ، ولی راجع به آموزش و پرورش و مدارس ، برنامه مستقل نداریم!

سیگار و توتون قلیان میوه ای در بسته بندی های شیک و متنوع و با کمترین قیمت در بازار عرضه می شوند ؛ بعد انتظار داریم هیچ کس طرف دخانیات نرود!

با هر بار تنفس یا دو بار عطسه پشت سر هم ، تقریباً نیم کیلو سرب وارد ریه همشهریان تهرانی می شود ، ولی از طرف دیگر به مردم می گوییم سوسیس و کالباس نخورند!

در بزرگراه ها بیلبورد هایی تبلیغاتی نصب کرده ایم از این طرف تا آن طرف خیابان ، بعد از مردم می خواهیم هنگام رانندگی ، با تلفن همراه صحبت نکنند!

بدیهی ترین اصول را که باید در مهد کودک ها آموزش داد با درشت ترین فونت در مکان های عمومی نصب کرده ایم نظیر :« در برابر اشتباهتان عذر خواهی کنید ، لطفاً کف اتوبوس آشغال نریزید ، لطفاً گل نچینید ، لطفاً نوبت را رعایت کنید و ...» آن وقت انتظار رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی را از مردم داریم!

بزرگان فوتبال ما در صدا و سیما و سایت ها به یکدیگر بدترین توهین ها و بی احترامی را روا می دارند ، بعد دنبال سرنخ می گردیم که چرا در ورزشگاه ها تماشاگران به هم فحش می دهند!

و هزاران پارادوکس یا تضاد عینی دیگر ...

  وحید حاج سعیدی

دومینوی ازمون و خطا در علی اباد کتول

 

باسمه تعالی

دومینوی آزمون و خطا در آموزش و پرورش علی آباد کتول

کارکرد و فراگیر بودن مقولات «آموزش و پرورش» در جوامع امروزی به گونه ای نیست که بتوان آن را کتمان کرد یا در بین سایر لایههای اجتماعی و فرهنگی قرار داد و آن را کم اهمیت و کمرنگ جلوه داد. در حقیقت نگاه منطقی و آینده گرا به آموزش و پرورش ضامن توفیقات و پیشرفتهای اساسی در جامعه خواهد بود و این موضع باید آشکار و شفاف باشد و نمی توان با موازی کاری و ساختار کج دار و مریز، اهداف آموزش و پرورش را پیش برد. البته این نوع نگاه به آموزش و پرورش تنها مختص کشور ما نیست و در مجموعه دگرگونیهای اجتماعی نیم قرن اخیر، گرایش شدید به تقویت و احیای آموزش و پرورش آرمانگرا در سایر کشورها نیز بسیار چشمگیر و عظیم بوده است تا جایی در اکثر مناسبت ها و تصمیم گیری های فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی، رد و نشانی از آموزش و پرورش دیده می شود.

در جامعه مدرن امروزی، که تلاش برای جایگزین ساختن اخلاقیات به جای ضد ارزشها و ناهنجاریها روز افزون شده است، تنها راه نجات ملتها، پرورش اندیشه و حاکم کردن نظام تفکر در فرد، خانواده و جامعه است. یعنی هر قدر اندیشیدن و تفکر در بین آحاد جامعه نهادینه شود، به مراتب جامعهای پرشورتر و پویاتر و عاری از جرم و جنایت خواهیم داشت. بدون شک سردمدار رواج فرهنگ تفکر صحیح و منطقی در جامعه در وهله اول نهاد مقدس آموزش و پرورش خواهد بود که مدیریت و هدایت لوح سفید ضمیر میلیون ها دانش آموز به دست کارگزاران این نهاد است.

فلذا همه دولت ها با هر نظام سیاسی و مذهبی، پیشرفته و در حال پیشرفت، توسعهیافته یا در حال توسعه، به مساله تعلیم و تربیت توجه ویژه دارند و آموزش و پرورش نسبت به دیگر فعالیتهای و مناسبت های اجتماعی در مقیاس جهانی از اولویت قابل ملاحظه ای بهرهمند است.

انتخاب مدیر؛ انتخاب مسیر

بدون شک کسب هر گونه توفیق و دستاورد در هرمجموعه ای نیازمند رهبری و مدیریت شایسته رهبران توانمند و با انگیزه است. در بیشتر کشورهای پیشرفته دنیا انتصاب افراد به سمت‌های مدیریتی معمولا طی یک فرآیند خاص و پیچیده صورت می‌گیرد و علاوه بر داشتن تخصص و شایستگی‌های لازم برای تصدی پست مورد نظر، فاکتور «تجربه» نیز در این انتخاب نقشی اساسی و پررنگ دارد. مضاف بر اینکه در انتخاب افراد، خرد جمعی و توجه به آراء صاحبنظران نیز تاثیر بسزایی دارد. مدیریت در آموزش و پرورش نیز از این اصل کلی جدا نیست.

 

به عنوان مثال در کشور ژاپن پیش نیاز تصدی پست مدیریت مدرسه، پانزده سال معاونت و پیش نیاز تصدی معاونت مدرسه 10 سال تدریس و معلمی است. در کشور فرانسه انتخاب مدیران آموزش و پرورش مدارس توسط یک هیات بلند پایه متشکل از نمایندگان دولت، روسای برخی ادارت، نمایندگان وزارت آموزش و پرورش و انجمن محلی والدین( چیزی شبیه به انجمن و اولیاء خودمان) صورت می گیرد. در برخی از کشور های اروپایی انتخاب مدیران سطوح بالایی و میانی آموزش و پرورش با رای گیری در پارلمان های کوچک محلی صورت می گیرد. از برآیند گفتار فوق چنین بر می آید که در اکثر ممالک پیشرفته دنیا تصدی پست های مدیریتی بر خلاف رویه کشور ما بر اساس درخواست خود فرد(!) و سلیقه یک یا چند نفر صورت نمی گیرد. بلکه این مهم با رعایت تمام ملاحظات اصول مدیریتی و بر اساس شناخت و توانمندی های افراد صورت می گیرد.

در دین مبین اسلام نیز در باب انتخاب مدیران نکات قابل تاملی ذکر شده است که بخشی از آنها در فرمایشات امیر المومنین و نامه‌های ایشان در مورد خصوصیات و معیارهای مدیران نهج‌البلاغه، می‌تواند به عنوان منبعی قابل اعتماد مورد توجه مسئولان نظام قرار گیرد.

* جابجایی افراد با رویکرد انتخاباتی

متاسفانه در کشور ما بعد از هر انتخابات مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری جابجایی مدیران رده‌های مختلف و حتی کارمندان رده‌های پائین، روند فزاینده‌ای به خود می‌گیرد که قطع به یقین در موارد عدیده‌ای این جابجایی‌ها بر اساس شایسته‌سالاری نیست و گاهاً افرادی بدون داشتن سوابق مدیریتی و حتی اداری به سمت‌های مختلف گمارده می‌شوند. البته در موارد عدیده‌ای فشار های سیاسی افراد جناح پیروز باعث رقم خوردن چنین جابجایی‌های گسترده می‌شود.

هر چند مضرات جابجایی‌های انتخاباتی و مقطعی در درازمدت متوجه دولت‌ها و در نهایت مردم خواهد شد ولی متاسفانه در حال حاضر این شیوه به عنوان یک رویه عادی و روتین در همه دولت‌ها شناخته می‌شود و مدیران ارشد جابجایی مدیران رده‌های پائین‌تر را حق طبیعی و مسلم خود می‌دانند.

انتخاب مدیران در آموزش و پرورش علی آباد کتول

با وجود اینکه این گونه انتصابات و تغییر مدیران در همه ادارات و سازمان‌ها دیده می‌شود، اما در این بین بیشترین جابجایی‌ها سهم آموزش و پرورش است چرا که اولاً تعداد کارمندان در این نهاد به مراتب بیشترین از سایر ادارات است و از سویی امکان جابجایی نیروهای صف و ستاد در این سازمان به مراتب از سایر نهادها آسان‌تر است.

جابجایی مدیران، معاونان، کارشناس مسئولان، کارشناسان در بخش «نیروهای ستادی» و جابجایی مدیران و معاونین مدارس در بخش «نیروهای صف» از عمده تغییرات در آموزش و پرورش هستند.

اما آنچه که در این جابجایی‌ها در آموزش و پرورش شهرستان بیش از سایر موارد به چشم می‌آید، نداشتن «تجربه و سابقه اداری» برخی افراد به کار گمارده شده در سطح مدیریت شهرستان است. در حقیقت اکثر افرادی که در طول یک دهه اخیر به عنوان مدیر آموزش و پرورش شهرستان علی آباد کتول منصوب شدند از این قاعده مستثنی نبوده و فاقد تجربه اجرایی و کارمندی بوده اند. در انتخاب آخرین گزینه نیز این مهم رعایت نشده است و جناب آقای محمد رضا صالح آلوستانی که اخیراً به عنوان رئیس آموزش و پرورش شهرستان انتخاب شده اند، تنها سابقه مدیریت دبیرستان را در کارنامه اجرایی خود دارند.

هر چند نگارنده منکر توانایی‌ها و استعدادهای افراد نیست و به گفته برخی از صاحبنظران بخشی از مدیریت ذاتی است ، اما نادیده انگاشتن فاکتور تجربه و سابقه اداری در تصدی پست های مدیریتی به هیچ عنوان پسندیده نیست و با معیارهای یک انتخاب منطقی شایسته متفاوت است. شاید تصدی پست معاونت اداره آموزش و پرورش یکی از شهرستان های استان گلستان توسط آقای صالح آلوستانی به مدت چند ماه و آشنایی با قوانین و مختصات اداری مجموعه آموزش و پرورش، قبل از پذیرش تصدی پست مدیریت آموزش و پرورش شهرستان می توانست به عنوان برگ برنده ای در دستان ایشان در پاسخگویی به منتقدان باشد.

با این وجود امید است ایشان در مسیری که انتخاب کرده اند خود را بی نیاز از تجارب ریش سفیدان و بزرگان آموزش و پرورش شهرستان ندانند و خرد جمعی را سرلوحه امورات قرار دهند و در تلاش برای ارتقاء مقام و جایگاه فرهنگیان و آموزش و پرورش شهرستان موفق باشند.

گزارش: وحید حاج سعیدی

 

مهمان نوازی و حاتم بخشی آموزشی با وجود کمبود دبیر و فضای آموزشی

باسمه تعالی

مهمان نوازی و حاتم بخشی آموزشی با وجود کمبود دبیر و فضای آموزشی

تحصیل بیش از چهارصد دانش آموز از محدوده آموزش و پرورش رامیان در مدارس شهرستان علی آباد کتول !

 

مدیر در حال بررسی پرونده دانش آموز و قولنامه منزل مسکونی خانواده است. قولنامه ای که شاید کد رهگیری هم دارد ولی صاحبخانه مهربان خانه 120 متری را تنها  با چهل هزار تومان به مستاجر اجاره داده است! مدیر بدون توجه به صوری بودن قولنامه و محل سکونت اصلی والدین ، دانش آموز را ثبت نام می کند.

این ماجرا حکایت خانواده هایی است که همه ساله فرزندان خود را از محدوده آموزش و پرورش رامیان به شهرستان علی آباد آورده و با تهیه یک قولنامه صوری امکان ثبت فرزند شان را در مدارس علی آباد مهیا می سازند.

به گزارش زرین نامه، عدالت آموزشی و تاسیس مدرسه در اکثر نقاط کشور یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی است و این مهم طبق اصل 30 قانون اساسی صورت گرفته است. در تحقق این امر بودجه زیادی هزینه شده است و بخشی از این هزینه را خیرین محترم مدرسه ساز تقبل نموده اند. استان گلستان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و تقریباً اکثر شهر ها و روستاهای استان دارای مدرسه در پایه ها ی مختلف هستند. بدون شک در شهرستان رامیان نیز کمبود خاصی از لحاظ مکان و فضای آموزشی مشاهده نمی شود و مدارس این شهرستان نیز همانند سایر شهر های استان تجهیزات کافی برای ثبت نام در پایه های مختلف آموزشی دارند. اما در طول سالیان اخیر دانش آموزان زیادی از محدوده آموزش و پرورش شهرستان رامیان به ویژه روستاهای دارکلاته، نقی آباد، شفیع آباد، جعفر آباد، مشو، سعد آباد، مازیاران، نامتلو و حتی شهر خان به بین جهت تحصیل به مدارس شهرستان نقل مکان می کنند که جای تامل دارد. چرا که اولاً در اکثر روستاها و مناطق یاد شده فضای آموزشی و مدرسه وجود دارد. در ثانی بر اساس قوانین آموزش و پرورش ثبت نام در خارج از محدوده سکونت منع قانونی دارد و تنها در صورت وجود شرایط خاص و با مجوز اداره این امکان وجود دارد. البته در گفتگو با تعدادی از خانواده های دانش آموزان روستاهای بخش فندرسک  علت انتخاب علی آباد جهت ادامه تحصیل فرزندانشان را پرسیدیم که اکثراً بالا بودن سطح آموزشی شهرستان علی آباد نسبت به مدارس منطقه خودشان را دلیل ثبت نام اعلام کردند که قطعاً این دلیل موجهی برای تخطی از قانون و ثبت نام در خارج از محدوه محسوب نمی شود.

هر چند بر اساس مصوبه کمیته برنامه ریزی آموزش و پرورش شهرستان علی آباد در تابستان امسال، اعضاء خواستار اجرای کامل قانون محدوده بندی در سال تحصیلی جاری شدند ولی ظاهراً با اعمال فشار از سوی برخی مسئولین سازمان این مصوبه به اجرا در نیامد و کماکان ثبت نام دانش آموزان خارج از محدوه شهرستان در حال انجام است.

بار مالی سنگین بر دوش آموزش و پرورش علی آباد

اما این همه ماجرا نیست چرا که شهرستان علی آباد کتول در حال حاضر با کمبود شدید معلم و فضای آموزشی مواجه است و تحصیل این تعداد دانش آموز که به اندازه دو مدرسه نیاز به فضا و نیروی انسانی دارند، در شهرستان علی آباد کتول، اجحاف در حق دانش آموزان این منطقه است. نکته دیگر بار مالی سنگین آموزش این تعداد دانش آموز است که اینگونه مهمان نوازی و حاتم بخشی آموزشی در این شرایط حساس و کمبود نقدینگی و سرانه در آموزش و پرورش به هیچ عنوان توجیه منطقی ندارد. از سوی دیگر با ثبت نام این حجم دانش آموز در مدارس شهرستان علی آباد به ویژه مدارس شرق شهرستان، ظرفیت مدارس پر شده است و عملاً امکان ثبت نام برای اهالی محدوه های خیابان منوچهری و آیت و ... وجود ندارد و حتی در مواردی از آنها خواسته شده در مدارس دیگر  با شیفت های در گردش ثبت نام کنند.

دور زدن قانون یا بی توجهی مدیران یا حمایت از بالا!

بر اساس قوانین ثبت نام مدارس جمهوری اسلامی، دانش آموزان باید در محدوده سکونت خودشان ثبت نام کنند. اما ظاهراً امروز تهیه یک قولنامه صوری چندان خرجی ندارد و بعد از خلوت شدن بنگاه ها در سال های اخیر،  بنگاه دار ها هم بدشان نمی آید در قبال تحویل یک برگ قولنامه صوری، چند ده هزار تومان دستمزد دریافت کنند. مدیران محترم هم که به قول خودشان وقت یا حوصله استعلام و بررسی صحت مندرجات قولنامه را ندارند، به همان سند جعلی اکتفا نموده و  همه قولنامه ها را واقعی می پندارند مگر آنکه خلافش ثابت شود. هر چند بر اساس قوانین کمیته تحقیق انجمن اولیاء موظف به همکاری با مدیر و بررسی مواردی از این دست است که به جز چند مدیر، سایر مدیران حتی از وجود چنین کمیته ای نیز اظهار بی اطلاعی می کنند.

یک ماجرا و چند نکته

آنچه در این ماجرا بیشتر از همه به چشم می آید عدم پیگیری مسئولان آموزش و پرورش رامیان در بالا بردن سطح آموزش و جلوگیری از مهاجرت دانش آموزان به شهرستان های مجاور است. دردمندانه اینکه استاندار محترم استان و برخی از معاونین رده بالای سازمان آموزش و پرورش نیز اصالتاً متولد همین دیار می باشند و اینکه چرا تا بحال فکری به حال جلوگیری از این مهاجرت تحصیلی و ارتقاء سطح آموزش در مدارس محدوده آموزش و پرورش رامیان نکرده اند، جای تامل بسیار دارد. خطرات سفرهای بین شهری همه روزه  این دانش آموزان در سرما و گرما، ایجاد بار مالی و کاستن فضای آموزشی شهرستان علی آباد، شلوغی کلاس های درس مدارس علی آباد، پر شدن مدارس محدوده شرق شهرستان وعدم امکان ثبت نام حتی برای همسایگان مدارس و ... برخی از عوارض تحصیل این چهارصد دانش آموز در مدارس شهرستان علی آباد کتول است. دانش آموزانی که همه شان از امکانات آموزشی مشابه برخوردار هستند ولی ظاهراً  به دلیل حمایت برخی افراد از سازمان و سهل انگاری مدیران مدارس به راحتی در مدارس این شهر ثبت نام می کنند.

امید است مسئولین محترم آموزش و پرورش و سایر مسئولان دلسوز شهرستان در خصوص اجرای دقیق قوانین و  احقاق حق دانش آموزان شهرستان علی آباد و جلوگیری از تبعات ناشی از این مهاجرت تحصیلی اقدامات لازم را مبذول دارند. 

جایگاه هنر نقاشی در علی آباد کتول از دیدگاه خانم آزاده محمد رضایی

باسمه تعالی

جایگاه هنر نقاشی در علی آباد کتول از دیدگاه خانم آزاده محمد رضایی

شهرستان علی آباد کتول دارای استعداد های زیادی در هنر نقاشی است که اگر به آنها توجه شود حرف های زیادی برای گفتن در رقابت های ملی و حتی بین المللی خواهیم داشت.

نقاشی را می توان از قدیمی ترین هنر های تاریخ بشر قلمداد کرد که ریشه در اعصار تاریخ دارد. این هنر که به نظر هیچگاه گرد کهنگی و انزوا بر روی آن نخواهد نشست زبان مشترک همه اقوام و ملیت هاست و هویت و تاریخ ملت ها را می توان در آثار نقاشی آنها به عینه دید. داستان رویش و تکامل این هنر که از آن به عنوان هنر سوم یاد می شود از دیوار سنگی غار های دوران پارینه سنگی آغاز گردیده و تا نمایشگاه های روز دنیا ادامه یافته است و هر روز نیز به شاخصه های و تکنیک های آن افزوده می شود. نقاشی در همه کشور های دنیا خواهان و طرفدار دارد و هیچ چشم بینایی نیست که از این هنر ازلی بهره مند نشود و زیبایی آن را درک نکند.

قدمت این هنر در کشور ما نیز به سالیان دور بر می گردد و هنرمندان بزرگی نظیر کمال الملک، فرشچیان، عباس کاتوزیان، ایماد ملکی، مهرداد جمشید پور، حسین شیخ و ... آثاری جاودانی خلق کردند که بدون شک این آثار مانا و پایدار تا سال های سال بیانگر هنر و عظمت ایرانیان خواهد بود و این جمله را در ذهن تداعی می کنند که «هنر زند ایرانیان است و بس.» در شهرستان علی آباد نیز علاقه مندان به این رشته کم نیستند وکسب رتبه های کشوری و حتی بین المللی توسط برخی از اساتید و هنرمندان شهرستان حاکی از ریشه دار بودن این هنر در شهرستان است. خانم «آزاده محمد رضایی» نیز یکی از هنرمندان و نقاشان شهرستان علی آباد کتول است که نقاشی را از 15 سال قبل زیر نظر اساتید استان و شهرستان به صورت حرفه ای آغاز کرده است.

ایشان که هم اکنون مدرس نقاشی و مسئول آموزشگاه آزاد هنری شفق در فاضل آباد می باشند، تاکنون در جشنواره ها و نمایشگاه های زیادی شرکت نموده است که ماحصل آن کسب عناوین برتر در جشنواره های آینه طبیعت در سال 86، جشنواره منطقه ای هنر تجسمی فجر، جشنواره هنر های تجسمی بسیج، کارگاه زنده نقاشی استانی در گنبد کاووس و چندین جشنواره دیگر می باشد. وی که در رشته های رنگ روغن، مداد رنگی، پاستل و سیاه قلم در نزد اساتید شهرستان دوره های حرفه ای را گذرانده اند از نقاشی با مداد رنگی به عنوان علاقه اصلی و تخصصی اش یاد می کند و بیشتر آثارش را با مداد رنگی طراحی می کند. ایشان در حال در موسسه هنری خودش مشغول تدریس و آموزش نقاشی می باشد و آرزو دارد روزی شرایطی فراهم شود تا استعداد هیچ دانش آموز هنرمند و مستعدی پشت حصار بی تدبیری و بی توجهی نابود نشود.

این مدرس نقاشی از برگزاری نمایشگاهی از آثارش در سال جاری خبر داد و گفت: به منظور معرفی بیشتر آثار و طرح های خلق شده، قصد دارم در سال جاری با همکاری اداره ارشاد شهرستان علی آباد کتول اولین نمایشگاه آثار خودم را درشهرستان برگزار کنم.  

خانم محمد رضایی در مورد جایگاه در شهرستان می گوید: متاسفانه هنر نقاشی و سایر هنر های تجسمی در شهرستان جایگاه خاصی ندارند و بیشتر به آنها به عنوان سرگرمی نگاه می شود تا ابزاری برای اشاعه و انتقال فرهنگ یا حتی کسب در آمد. در واقع مقوله اقتصاد در هنر نیز در شهرستان چندان جدی گرفته نمی شود و هنرمندان شهرستان برای ارائه آثار خود مجبور هستند به مرکز استان و شهر های بزرگ مراجعه کنند.

ایشان در خاتمه پیشنهاد برگزاری یک فراخوان استعداد یابی در شهرستان را دادند تا هنرمندان بالقوه و دانش آموزان مستعد نقاشی شناسایی شوند و با شرکت در دوره های مختلف نقاشی بتوانند استعداد خود را در زمینه نقاشی و طراحی به منصه ظهور بگذارند.

گزارش : وحید حاج سعیدی 

امنیت اجتماعی و فرهنگی حلقه مفقوده سفر های درون شهری

باسمه تعالی

امنیت اجتماعی و فرهنگی در سفر های درون شهری

به قلم وحید حاج سعیدی

 

چند قطعه مجسمه با شمایل عجیب و مبهم از شیشه جلوی خودرو آویزان هستند. روی بازو ها و دستهای راننده که پسر جوانی است، آثار خالکوبی و خود زنی دیده می شوند. راننده شیشه سمت شوفر را پائین داده است و هر از گاهی دود سیگارش را از پنجره بیرون می دهد. صدای ضبط بالا است و جناب متین دو حنجره با صدایی نخراشیده در حال عربده کشی و هنرنمایی است. دختر جوان به ساعتش نگاه می کند و دلش می خواهد زود تر به مقصد برسد. صندلی عقب خالی است ولی از سوار کردن مسافر خبری نیست. بالاخره به مقصد می رسند و راننده جلوی دانشگاه ترمز می کند و در حالی که با نگاه های آلوده و مسموم از آینه عقب دختر جوان را می آزارد، باقیمانده کرایه را با لبخند پس می دهد!

این حکایت اوضاع مسافرت درون شهری با برخی مسافرکش های شخصی فاقد مجوز است که بدون هیچ گونه محدودیتی در شهر های کوچک و بزرگ مشغول خدمت رسانی به خلق الله با اعمال شاقه هستند!

در سال های اخیر به دلیل برخی سیاست های غلط داخلی و خارجی، قاچاق کالا و ارز، واردات بی رویه کالا، مهاجرت افراد به شهر های بزرگ، از بین رفتن رونق کشاورزی و دامداری و ... شاهد رشد روز افزون و چشمگیر نرخ بیکاری در سطح جامعه بوده و هستیم. از دست رفتن موقعیت های شغلی فعلی، کمبود فرصت های شغلی جدید و گسترش شغل های سایه و موقت نیز از دیگر تبعات این نابسامانی های اقتصادی در این سال ها به شمار می آیند.  از سویی در آمد افرادی که حتی دارای شغل ثابت نیز هستند، چندان مکفی نیست و تلاش در جهت یافتن شغل دوم و سوم، امید بیکاران را برای یافتن شغل کمرنگ و کمرنگ تر می سازد. با این وجود یکی از مشاغلی که افراد دارای شغل یا بیکار مبادرت به انجام آن می کنند اقدام به مسافرکشی با خودروی شخصی می باشد. در موقعیت کنونی جامعه مسافر کشی یکی از مشاغل با درآمد نسبی است که اقدام به آن به جز داشتن یک خودرو نیاز به آموزش، داشتن مدرک مرتبط و حتی مجوز ندارد و شما اگر یک خودروی سواری داشته باشید می توانید در هر جای کشور که بخواهید اقدام به جابجایی مسافر کنید. متاسفانه افرادی که داری شغل نیز هستند در مسیر خانه تا محل کار و بالعکس ، جابجا کردن چند مسافر را وظیفه ذاتی خود می دانند و البته خودشان آن را کمک هزینه بنزین می نامند! هر چند بر اساس قوانین راهنمایی و رانندگی جمهوری اسلامی ایران اقدام به جابجایی مسافر بدون داشتن مجوز از مصادیق آدم ربایی محسوب می شود و راننده  تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد ولی اگر نیم نگاهی به تعداد خودروهای شخصی فاقد مجوز که در سطح خیابان ها مشغول مسافر کشی هستند بیاندازیم متوجه می شویم که این قانون بیشتر شبیه یک شوخی است و اکثر رانندگان حتی از وجود چنین قانونی اظهار بی اطلاعی می کنند! البته در این سالها دولت های مختلف تلاش هایی برای ساماندهی وضعیت خودروهای مسافر کش صورت داده اند ولی کماکان وضعیت نا مطلوب است و هنوز امکان تشخیص خودروی مسافر کش دارای مجوز از خودروی فاقد مجوز وجود ندارد و برای سوار شدن به خودروهای مسافرکش فقط باید به خدا توکل کرد!

برخورد با خودروهای مسافر کش غیر مجاز ؛ از حرف تا عمل

متاسفانه با افزایش تعداد خودروهای مسافرکش شخصی عملاً امکان برخورد قانونی با آنها میسر نیست؛ چرا که از سویی آنها به صورت خودجوش به ناوگان حمل و نقل خودرویی کشور اضافه شده اند و حذف یکباره آنها ( به فرض محال) باعث برهم خوردن توازن و پتانسیل ترافیکی شهر می شود؛ از سوی دیگر برخورد قهری و ضربتی با این پدیده تبعات و آثار منفی دیگری به جا خواهد گذاشت که اقدام به فعالیت های مجرمانه و گسترش فساد یکی از آنهاست. متاسفانه متولی ساماندهی یا برخورد با این پدیده هم هنوز در کشور تعریف نشده است و در برخی شهر ها فرمانداری و شورای ترافیک اقداماتی را به عمل می آورند و در جاهای دیگر شورای شهر و راهنمایی و رانندگی. خلاصه متولی مرتب کردن این کلاف سردرگم چندان مشخص نیست و پیچ های این کلاف هر روز بیشتر و بیشتر در هم تنیده می شوند.

 

 

امنیت فرهنگی و اخلاقی، خواسته مسافران

 

بدون شک افزایش برخی ناهنجاری های اخلاقی و گرفتاری های ترافیکی ماحصل گسترش این پدیده، قابل اغماض و چشم پوشی نیست و باید چاره ای جدی در خصوص آن اندیشید. باید اشاره کرد کشور اسلامی ما ایران یکی از امن ترین کشور های دنیاست و در حکومت اسلامی جز این هم انتظار نیست. تعصب و غیرت جوانان ایرانی ، بافت مذهبی و وجود غیرت دینی و تلاش های شبانه روزی دلاوران نیروی انتظامی از جمله دلایل امنیت پایدار در کشور می باشند. اما متاسفانه هر از گاهی در جراید شاهد اخباری از تجاوز به عنف، سرقت از مسافرین و تعارضات جسمی و کلامی علی الخصوص در مورد بانوان از سوی رانندگان مجهول الهویه ای هستیم که با ماشین های شخصی به ظاهر اقدام به مسافر کشی می کنند. اما نکته ای که در این بین کمتر به آن توجه شده ، این است که امنیت اجتماعی در سفر های درون شهری فقط شامل حفاظت از جان و مال مردم در وسایل نقیله نمی باشد. مردم به خصوص جمعیت نسوان انتظار دارند در سرویس های عمومی حمل و نقل ، از گزند نگاه های ناپاک و مسموم برخی رانندگان نیز در امان باشند. قصد توهین به کسانی که برای در آوردن لقمه ای نان حلال صبح تا شب در گرمای طاقت فرسا دنده جابجا می کنند نداریم ولی ذکر این نکته ضروری است که در فرهنگ رانندگان با مرام و با معرفت، مسافر ناموس راننده است و بر این باورند تا زمانی که مسافر در خودرو نشسته است بر گردن راننده حق دارد. اما این در خصوص برخی رانندگان صدق نمی کند و حتی نوع نگاه آنها به مسافر با نگاه رانندگان منصف و با ایمان متفاوت است. معضلات این گونه خودروهای فاقد مجوز فقط مربوط به مسائل ترافیکی و شغلی محدود نمی شود و گاهی اوقات مشکلات فرهنگی و اخلاقی آنها آزاردهنده تر از گرفتاری های ترافیکی و شغلی به وجود آمده توسط آنهاست. استفاده از پوشش های نامناسب دارای آستین کوتاه گاهاً با تصاویر گروه های شیطان پرستی و عبارات انگلیسی غیر فرهنگی، نمایش خالکوبی و آثار ضرب و جرج بر روی دست و بازوها، استعمال دخانیات، استفاده از ادبیات لمپنیسم و نامناسب و گاهاً دور از نزاکت ، گوش دادن به موسیقی های هنجار شکن با صدای بلند، رانندگی با سرعت غیر مجاز، دودی کردن شیشه خودرو ، عدم امکان ردگیری خودرو یا شناسایی راننده در صورت تعرض جسمی یا کلامی و یا حتی جا گذاشتن وسیله داخل خودرو، عدم پایبندی به نرخ های مصوب و ... از دیگر مواردی هستند که باعث تکدر خاطر و نگرانی خانواده ها در سفر های درون شهری می باشند.

سخن پایانی

آنچه مسلم بیشتر شکایات و گرفتاری های مربوط به مسافرت های درون شهری مربوط به خودروهایی است که هیچ نشانی از مسافر کش بودن روی بدنه آنها دیده نمی شود و مسافرین مجبورند گاهی اوقات به دلایل مختلف نظیر گرما یا سرمای هوا و داشتن عجله به اجبار از آنها استفاده کنند. هر چند توصیه کارشناسان محترم راهنمایی و رانندگی و عزیزان نیروی انتظامی بر عدم استفاده از خودروهای ناشناس است ، ولی گاهی اوقات استفاده از خودرو های شخصی اجتناب ناپذیر است. در اکثر کشور های پیشرفته دنیا مشخصات کامل راننده به صورت یک تابلوی کوچک روی داشبورد یا کنار آینه نصب شده است یا حداقل اسم راننده به صورت اتیکت روی سینه اش نصب است ، اما در کشور ما که علی الاظاهر جابجایی مسافر نیاز به اخد مجوز ندارد و صرف داشتن خودرو و کمی حوصله جهت کل کل با مسافران برای تصدی این شغل کفایت است، بالتبع درج مشخصات راننده نیز در خودرو ضرورتی ندارد! شاید نصب یک برچسب یا تغییر رنگ در کاپوت جلو و عقب در جهت ساماندهی این قبیل خودروها که زمانی مطرح شده بود بتواند مانع بسیاری از گرفتاری ها شود. پیشنهاد می گردد یک بار هم که شده مسئولان طرح ساماندهی خودروهای مسافر کش را به صورت جدی پیگیری کنند و با همفکری و تعامل ادارات و نهاد های وابسته ، اوضاع مسافر کش های شخصی را ساماندهی کنند تا علاوه بر ایجاد شغل، از دغدغه های خانواده ها در مورد مسافرت های درون شهری فرزندانشان بکاهند. شاید فردا دیر باشد.

زبان بسته دار بر تو نویسند

باسمه تعالی

بر تو نویسند زبان بسته‌دار!

راستش را بخواهید ما یک رفیقی داریم که طول قامت ایشان با احتساب پاشنه کفش و موهای سرش سر جمع به یک متر و 50 سانت هم نمی رسد. وزن این شازده هم با ظرف و استخوان با دو کیلو ارفاق به زور به 50 کیلوگرم می رسد اما اگر هر روز پاچه چند نفر را نگیرد و دست به یقه نشود روزش شب نمی شود! یعنی شانس آوردیم که این بابا هیکلی ندارد و کتک خورش هم ملس است وگرنه در شبانه روز با نصف جماعت شهر از همسایه طبقه بالا و پائین آپارتمان، کسبه محل، عزیزان راننده تاکسی گرفته تا پارک بان، پلیس راهنمایی و رانندگی، همکاران اداری و ... هم مشت و لگد می شد. البته این خصلت پرخاشگری و تند خویی مختص این رفیق گردن شکسته ما نیست و اسم این بنده خدا بد در رفته است. متاسفانه بیشتر مردم در سال های اخیر به نوعی کم صبری و عدم خویشتنداری دچار شده اند که به هیچ عنوان قادر به تصمیم گیری منطقی و عقلانی نیستند در مواقع بحرانی - حتی شرایط عادی نیستند. افزایش آمار درگیری ها و نزاع های فیزیکی نیز حاکی از همین  موضوع است. البته داستان تنها به دعواهای فیزیکی و کلامی در سطح خیابان های شهر محدود نمی شود و گستره این بی اخلاقی در فضاهای مجازی ( حتی در بین افراد به اصطلاح تحصیلکرده و صاحب نام و نشان) به مراتب بیشتر و وسیع تر از کوچه و بازار و کوی و برزن است. بعد از فراگیر شدن استفاده از فن آوری های نوین و امکان ورود به فضای مجازی توسط همه اقشار جامعه، موجی از بی بند باری کلامی و هجمه گفتاری در سطح جامعه راه افتاد که در حال در نوردیدن پرده ها و سد های عفاف و حیای کلامی می باشد. در واقع اگر افراد تا دیروز به سبب برخی ملاحظات جنسیتی، سنی، قومیتی و ... در مواجهه با افراد حرمت ها را حفظ می کردند و پرده دری نمی کردند، امروزه با پر رنگ تر شدن نقش فضای مجازی در زندگی افراد رعایت آداب ادب رنگ باخت و ظاهراً دیگر « ادب آداب ندارد» و افراد در مناقشات و حتی بحث های شغلی، اعتقادی ، هنری و ... به هیچ عنوان از دایره ادب و نزاکت خارج شده و در پرده دری، گوی را از یکدیگر می ربایند. دردمندانه بعد از گسترش فضای مجازی تعداد این دعواهای مجازی و بگومگو های گاهاً فاقد محتوی و ارزش به شدت افزایش پیدا کرده است. در حقیقت اینچنین به نظر می رسد افرادی که تا دیروز توان یا قدرت انجام دعوای فیزیکی و در سطح رسانه هم قلم قابل اعتنایی نداشته و ندارند، موقعیت مناسبی برای عرض اندام پیدا کرده اند و سعی می کنند با یافتن سوژه های آبکی، بزرگنمایی آنها و توجه به فرع و حاشیه، اصل داستان را زیر سوال ببرند و دعوای قومیتی، مذهبی، شغلی و ... راه بیندازند. صدا و سیما را در مقابل قوم لر و ترک قرار دهند و پزشکان را در مقابل پرستاران و یا هنرمندان ، فرهنگیان را با سایر کارمندان مقایسه کنند و سه ماه تعطیلی آنان را دستاویزی برای جنجال، یک روز بحث عرب و عجم را علم کنند و روز دیگر دعوای رسانه ای دو ورزشکار یا هنر پیشه را ناخن بزنند و قس علی هذا...

در این وادی نیز افرادی که به هیچ عنوان صلاحیت، مطالعه و آشنایی با مبحث مورد مناقشه ندارند وارد گود شده و با اظهار نظرات پوچ و فاقد ارزش محتوایی آتش این منازعات را باد زده و باعث به بیراه رفتن بحث و خلط مطلب شده و ماحصل این دعواهای کودکانه، بی اخلاقی و ولنگاری فرهنگی خواهد بود بی آنکه نتیجه ای عاید گروهی شود. شاید اگر وقت می کردیم و به جای پناه بردن به پست ها و مطالب بی شماری که در فضای مجازی پراکنده می شود چهار صفحه کتاب سودمند می خواندیم و لابلای این کتابها به این بیت نظامی می رسیدیم که : بد مشنو وقت گران گوشی است / زشت مگو نوبت خاموشی است      چند نویسی قلم آهسته‌دار/ بر تو نویسند زبان بسته‌دار   امروز در هر مناقشه فرهنگی یا سیاسی و یا شغلی نظر نمی دادیم و دخالت نمی کردیم. البته شاید...

نگاه ویزیتوری برخی مسئولان به خبرنگاران

گزارش فارس از رویکرد مسئولان استانی و شهرستانی نسبت به خبرنگاران
نگاه ویزیتوری برخی مسئولان به خبرنگاران
ساعت 9 صبح با رئیس اداره .... قرار مصاحبه دارد. دوربین، ضبط صوت خبرنگاری و سررسیدش را بر می دارد و به دفتر آقای رئیس می رود. علی رغم اینکه قرار مصاحبه ساعت 9 است ولی آقای رئیس با یکی از اعضای شورای شهر جلسه دارد. نیم ساعت گذشته ولی جلسه هنوز تمام نشده است. خودش را با روزنامه ها و هفته نامه هایی که روی میز عسلی دفتر ولو شده اند، سرگرم می کند. ساعت از ده گذشته است. از مسئول دفتر می خواهد که یک بار دیگر قرار مصاحبه را به رئیس گوشزد کند. مسئول دفتر با اکراه وارد اطاق رئیس می شود و بعد از چند لحظه بر می گردد و می گوید: «آقای رئیس فرمودند ممکن است علاف شوید. سوالات تان را تحویل بنده بدهید تا ایشان سر فرصت جواب بدهند!»
این ماجرا و ماجراهایی از این دست، قصه پر غصه خبرنگارا%

باسمه تعالی شکسته بندی محلی ،

باسمه تعالی

شکسته بندی محلی ، جایی که درد بیماری با درد ندانم کاری پیوند می خورد!

به قلم وحید حاج سعیدی

روز داخلی منزل شکسته بند محلی

یک قوطی روغن گیاهی، چند رول باند، سه چهار تکه چوب و نی، یک بالشت و دیگر هیچ... این ها کل وسایل طبابت «خاله خورشید» همان شکسته بند محلی روستا است که عده ای هنرش را ماحصل تجربه چند ساله و ارثیه خانوادگی با قدمت 90 ساله می دانند. مرد جوان که از درد مچ پا به خود می پیچد وارد اطاق می شود. خاله خورشید از او می خواهد روی زمین دراز بکشد. بعد در حالی که مچ پایش را با روغن چرب می کند، ناگهان با تمام قوا هیکلش را روی پای مرد جوان می اندازد تا به قول خودش مچ در رفته اش را جا بیاندازد! مرد جوان از زور درد فریاد می کشد.

روز داخلی مطلب پزشک

دکتر از قبل از مشاهده عکس ها از پارگی رباط صلیبی و تاندون خبر می دهد و بعد از مشاهده عکس پارگی مینیسک را نیز را به آن اضافه می کند. یک عمل جراحی 6 ساعته، دردی که چند روز بعد از عمل هنوز التیام نیافته است، هزینه چند میلیونی عمل جراحی و عضوی که هنوز بهبودی و کارآیی اش مشخص نیست، ماحصل هنر نمایی و علم لدنی خاله خورشید است! 

به گزارش زرین نامه، امروزه در حالی که علم پزشکی در حال درنوردیدن مرزهای ناشناخته و گشودن افق های جدید در درمان انواع بیماری های مختلف است، عده ای از افراد که عمدتاً تجارب اسلاف و نیاکان خود را مایه کسب و کار خود قرار داده با سوء استفاده از عدم آشنایی مردم با علم پزشکی اقدام به طبابت در منزل و به خطر انداختن سلامت و یا حتی جان بیماران می کنند. این افراد که کوچکترین اطلاعاتی از آناتومی و ساختار بدن آدمی و عوارض ناشی از درمان های خودسرانه و ناقص ندارند، گاهی اوقات با طبابت های جاهلانه و دخالت های نابجا در امور پزشکی نه تنها به روند بهبودی بیمار کمکی نمی کنند بلکه در مواردی اقدامات آنها به تشدید بیماری، نقص و یا حتی قطع عضو بیماران منجر می شود. هر چند بعد از اجرای طرح تحول در نظام سلامت و کاهش چشمگیر هزینه های بیمارستانی ، شاهد افزایش مراجعات به بیمارستان ها بوده ایم ولی متاسفانه هنوز عده ی کثیری از بیماران به دلایل مختلف نزد این افراد مراجعه می کنند که همین امر باعث ادامه حیات صنفی جماعت شکسته بند شده است تا جایی که برخی از آنها اقدام به چاپ کارت ویزیت و حتی انتشار آگهی در فضای مجازی و شبکه های اینترنتی نیز نموده اند!

شکسته بند محلی کیست؟

امروزه در کنار طب جدید که اساس آن بر تحقیقات و مشاهدات علمی و استفاده از تکنولوژی نوین است افرادی تحت «عنوان شکسته بند محلی» یا «حکیم» دستی بر درمان بیماری ها به ویژه مشکلات سیستم حرکتی دارند که بدون داشتن مدرک یا حتی سواد خواندن و نوشتن اقدام به درمان شکستگی ها، در رفتگی ها و ضرب دیدگی ها می کنند. ابزارهای تشخیصی در دست این درمانگرها عموما در حد دیدن و لمس کردن و در نهایت حدس زدن است! برای درمان یا کاهش درد هم معمولا موادی را به صورت ضماد ( مخلوط هایی از فرآورده های گیاهی و گاهی حیوانی) بر روی محل آسیب می گذارند. روغن محلی، زرده تخم مرغ، زرد چوبه، خرما و برنج از این دسته مواد هستند. در پایان نیز بعد از جا انداختن عضو یا مرتب کردن استخوان های شکسته، معمولا با استفاده از یک تکه پارچه و چند تکه نی اندام آسیب دیده محکم می بندند.

گرچه استفاده از این روش ها در سال های گذشته به دلیل فقدان پزشک و امکانات خاص، متداول بود و تا حد زیادی مشکلات ناشی از شکستگی ها ضرب دیدگی ها را مرتفع می ساختند ولی اصرار بر استفاده از این شیوه های سنتی در عصر حاضر که تکنولوژی نوین و پیشرفته در اختیار بشر است، هیچ توجیه منطقی ندارد.

در حقیقت وقتی علم پزشکی می تواند با استفاده از روش های تصویربرداری نوین مانند رادیوگرافی ساده، سی تی اسکن، ام آر آی، اسکن هسته ای، سونوگرافی و ... کوچکترین تغییرات در بافت های عمقی بدن را شناسایی کند، دلخوش کردن به حدسیات و قدرت لاسمه شکسته بند محلی در تشخیص عمق و شدت ضایعه و درمان بر اساس حدس و گمان، امری غیر منطقی  و نابخردانه به نظر می رسد.

جالب اینکه برخی از این افراد مدعی هستند در روند کسب تجارب پزشکی شان، ابتدا از درمان حیوانات آغاز کرده اند. اولین بار از شکسته بندی گوسفند شروع کردم وقتی که چوپان بودم بعضی از گوسفندان به دلایل مختلف دچار شکستگی در استخوان می شدند و بنده با یک تیکه پارچه شکسته بندی ها را می بستم و بعد از مدتی که آنها را باز می کردم شاهد بهبود در استخوان شکسته بودم. شکسته بند محلی دیگری در روستا داشتیم  برای کسب تجربه بیشتر به آنها مراجع می کردم و کم کم در این حرفه توانایی های لازم را کسب کردم. ( توضیحات یکی از شکسته بند های استان های غربی کشور)

دلایل مراجعه افراد نزد شکسته بند های محلی

بدون شک دلایل متعددی در علل مراجعه بیماران نزد این افراد متصور است که در وهله اول می توان به فقدان سواد اطلاعاتی خانواده ها و نا آگاهی از عوارض و خطرات درمان های نابجا و اشتباه اشاره کرد. از سویی شلوغی مراکز درمانی، کمبود پزشک به ویژه پزشک متخصص در مناطق روستایی کشور، در کنار روش های درمانی ساده این افراد، عدم نیاز به عکسبرداری و سایر روش های تشخیصی مدرن، سرعت عمل بالا، هزینه بسیار کم در مقایسه با درمان کلاسیک  و عدم استفاده از داروهای شیمیایی، از دلایل عمده مراجعه افراد نزد شکسته بند های محلی و سنتی محسوب می شوند.

دردمندانه دامنه فعالیت و حدود و ثغور وظایف این افراد نیز مشخص نیست و در مقاطعی از انجام وظایف بهیار، پرستار، پزشک و حتی پزشک متخصص ابایی ندارند. از جا انداختن اعضای در رفته و پیچ خورده ، آتل و گچ گرفتن اعضای شکسته، باز کردن گچ، بخیه و ختنه، گرفته تا اعمال جراحی سرپایی، کار گذاشتن سوند، حجامت، گذاشتن باد کش، زالو درمانی، خدمات دنتال و دندانپزشکی و ... با این وضعیت شاید در آینده شاهد پیوند اعضا، کار گذاشتن پلاتین و اعمال جراحی سنگین نیز توسط این افراد در منازل شان باشیم!

قانون در خصوص دخالت در امور پزشکی چه نظری دارد؟

بدون شک دخالت غیر مجاز در امور پزشکی فی نفسه جرم می باشد و اقدام به آن همواره مستلزم جعل اسناد یا تاسیس مطب و آزمایشگاه و ... نمی باشد و هر گونه اقدام به طبابت توسط افراد غیر بر اساس قانون جرم محسوب می شود.

دکتر جعفری رئیس نظام پزشکی یکی از شهرهای شمالی کشور معتقد است: همه ساله تعدادی از هموطنان مان در مراجعه به افراد شکسته بند محلی دچار عوارض و حتی نقص عضو می شوند ولی کمتر دیده شده که از این افراد شکایت کنند. چرا که گاهی اوقات اثرات این درمان های نابجا در سال های بعد ظاهر می شوند. در واقع شکایت نکردن مردم از این افراد بعد از ایجاد نقص عضو یا عوارض جدی از مهم ترین مشکلات حوزه درمان و پزشکی است. هر چند تا کنون چندین پرونده در این خصوص داشته ایم که منجر به صدور رای و بازداشت این افراد شده است. اما متاسفانه بعد از تحمل جزای قضایی و رهایی از زندان، اقدامات درمانی و طبابت خود را از سر گرفته اند!

تشخیص تصادفی و درمان شانسی

دکتر حمید احمدی رئیس یکی از بیمارستان های جنوب کشور نیز در این خصوص می گوید: بدون شک درمان هر عارضه در وهله نیاز به تشخصیص صحیح و اصولی دارد. متاسفانه افرادی که امروزه اقدام به طبابت و درمان برخی از شکستگی ها و دررفتگی ها می کنند، به هیچ کدام از وسایل و تجهیزات تشخیصی مجهز نیستند و تشخیص ضایعه توسط این افراد عمدتاً از روی حدس و گمان و در برخی موارد کشیدن دست روی عضو آسیب دیده صورت می گیرد. در صورتی که شکستگی ها، در رفتگیها و ... هر کدام علامت و نشانه خاص خود را دارند و در کنار یک شکستگی ساده امکان پاره شدن شریان یا تاندون و ... وجود دارد که علاوه بر مرمت استخوان شکسته یا عضو ضرب دیده، درمان جانبی نیز نیاز است. ایشان دلایل مراجعه بیماران به شکسته بند های محلی را اعتماد مردم به این افراد و گاهی سوء استفاده از احساسات مذهبی عنوان کرد و گفت: با وجود کاهش هزینه های بیمارستانی بعد از طرح تحول،  متاسفانه هنوز عده ای از افراد برای درمان عوارض ناشی از شکستگی ها، در رفتگی ها و ضرب دیدگی ها به ویژه بعد از تصادفات و صدمات ورزشی نزد این افراد مراجعه می کنند که بسیار خطر ناک است و در مواردی حتی شاهد قطع عضو به دلیل درمان نابجا توسط این افراد نیز در این بیمارستان بوده ایم.

سخن پایانی

سلامتی و تندرستی را می توان بالاترین و برترین نعمت خالق بشر نامید که ذات اقدسش به انسانها عطا فرمود. قدر دانستن لحظه به لحظه تندرستی ، غنیمتی است برای خوب زندگی کردن ، سالم زیستن و امید داشتن به آینده ای پویا و هدفمند.

در همین حال ، خداوند متعال نعمت های فراوانی برای حفظ نعمت سلامتی و جان با ارزش در دسترس انسان قرار داده تا با استفاده صحیح و کامیابی از آنها ، تندرستی خود را تامین کند و با جریان خوش زندگی همراه شود. از سویی بیماری و از دست رفتن بخشی سلامتی نیز امری اجتناب ناپذیر است و همه افراد در طول حیات شان دچار ناراحتی ها و گرفتاری جسمی می شوند. اما نوع برخورد با بیماری و انتخاب مسیر صحیح در درمان آن از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه با وجود احداث مراکز درمانی در اکثر شهر ها و روستاها و دسترسی به امکانات درمانی و ارتباطی در اکثر شهر ها و روستاهای کشور ، مراجعه به افراد سنتی و بومی به منظور درمان شکستگی ها و جراحت های شدید منطقی به نظر نمی رسد. شاید روزی بر طرف کردن خلاء های قانونی در برخورد با افرادی که بدون طی کردن مدارج علمی اقدام به طبابت و به خطر انداختن سلامت مردم می کنند و تصمیم گیری منطقی مردم جامعه در نه گفتن به شیوه های درمانی غیر منطقی و قدیمی بتوانند در خاتمه دادن به حیات صنفی این درمانگر های نا آگاه به علوم پزشکی موثر باشند.

 

الگوی پوشالی و عفونت اخلاق

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.