باسمه تعالی
شهدای غواص را از یاد نمی بریم...
تنها بهانه برای زیستن!
یک)
دوباره بعد از ظهر پنجشنبه از راه رسید. بی بی فضه قرص هایش را خورد. زیر سماور را خاموش کرد و بطری های خالی آب معدنی و نوشابه خانواده را در کیف چرمی گذاشت. با قفل آویز در چوبی خانه را قفل کرد و به راه افتاد. بیشتر از بیست سال است که هر هفته به یاد پسر مفقودالاثرش، قبور شهدای گمنام بهشت رقیه را می شوید و برایشان قرآن می خواند. از پارک نزدیک بهشت رقیه بطری ها را پر از آب می کند و دوباره راه می افتد. چند ماهی است که سیستم آب رسانی بهشت رقیه به دلیل حفاری از کار افتاده است ولی ظاهراً بنیاد شهید، کار های مهم تری در پیش دارد! قبور شهدای گمنام را می شوید و به نیت یافتن نشانی از فرزند غواصش تا نزدیکی های اذان مغرب برایشان قرآن می خواند.
دو)
صبح شنبه است. رادیو اخبار ساعت 9 صبح را پخش می کند. هنوز اخبار تمام نشده که صدای زنگ در بلند می شود. منتظر کسی نیست. چادر رنگ و رفته و کهنه اش را سر می کند و به حیاط می رود.
- کیه؟
- احمدی هستم از بنیاد شهید.
- بله اومدم.
در را که باز می کند، آقای احمدی مسئول بنیاد شهید و تعدادی از مسئولین شهر را می بیند که با دسته گل و شیرینی دم در ایستاده اند. آنها را به خانه تعارف می کند. می خواهد چای دم کند که آقای احمدی مانع می شود و عنوان می کند که حامل خبر مهمی است. بعد یک پاکت شبیه گزارش های رادیوگرافی و آزمایش از داخل یک کیف چرمی در می آورد و می گوید: «حاج خانم از روی آزمایش DNA جنازه پسر شما شناسایی شده و یکی از این 175 شهید غواص، فرزند شماست و شما باید برای شرکت در مراسم تجلیل از شهدای غواص به مشهد تشریف ببرید.» باورش نمی شود. بیشتر از بیست سال منتظر چنین لحظه ای بود که نشانی از پسرش بیابد حالا جنازه اش پیدا شده است. همیشه منتظر بود تا پسرش یک بار دیگر او را به پا بوس آقا ببرد. حالا جنازه پسرش شناسایی شده و در جوار حرم آقا منتظر مادر چشم به راهش است. دیگر چیزی نمی شنید. فقط لب های آقای احمدی را می دید که تکان می خوردند. جواب آزمایش را می بوسد روی سینه اش می گذارد و فقط اشک می ریزد.
آقای احمدی برای تهیه بلیط هواپیما و انجام مقدمات سفر، شناسنامه و کارت ملی اش را می گیرد. مسئولین با نثار فاتحه ای خانه را ترک می کنند. با ذوق همسایه ها را خبر می کند.
سه)
ساعت از ده صبح گذشته است. همسایه ها مقدمات و وسایل آش پشت پا را آورده اند؛ اما هر چه زنگ می زنند کسی در را باز نمی کند. سکینه خانم از پسرش می خواهد از روی دیوار وارد خانه شود و در را باز کند. وقتی در باز شد، همسایه ها با نگرانی در حالی که بی بی فضه را صدا می کنند وارد اطاقش می شوند. پیر زن در حالی که جواب آزمایش DNA را به سینه اش چسبانده، به خواب ابدی فرو رفته است. گویی تنها بهانه اش برای زیستن، یافتن نشانی از پسرش بود! چادر،کفش نو و ساک بسته شده سفر روی طاقچه خودنمایی می کنند.
چهار)
راننده ماشین صدا و سیما در کوچه به دنبال آدرس منزل مادر شهید «سید اکبر حسینی» می گردد.
وحید حاج سعیدی
باسمه تعالی
کبود وال نگین گردشگری شهرستان علی آباد کتول
جاذبه های گردشگری شهرستان علی آباد کتول، ملی و حتی بین المللی هستند.
اردیبهشت ماه امسال بود که آبشار «کبودوال» آبشاری تمام خزهای که در جنوب شهر علیآبادکتول واقع شده، در نخستین جلسه کمیته ثبت و حریم میراث طبیعی در سال 1394، به ثبت آثار ملی رسید. هر چند قبل از ثبت ملی این منطقه جنگلی نیز، مسافران بسیاری از این مکان دیدنی بازدید می کردند و تقریباً همه مسافرانی که قصد سفر به دیار ثامن الحجج (ع) را دارند در گذر از این شهر، دیدن و حتی اقامت در کنار این آبشار دیدنی را از دست نمی دهند. از سویی با ثبت این منطقه به عنوان ثبت ملی، بدون شک شمار گردشگران و علاقه مندان به بازدید از این منطقه بیشتر خواهد و لزوم برنامه ریزی و توجه به زیر ساخت ها را در این منطقه بیش از گذشته نمایان می سازد. این آبشار 7000 ساله از جمله مکان های دیدنی شهرستان می باشد که به جهت نزدیکی به شهر( تقریباً 5 کیلومتر) و مسیر آسفالت و آسان( فاقد هر گونه گردنه و مسیر صعب العبور) همه ساله و در تمام فصول سال پذیرای مهمانان و گردشگران ایرانی و خارجی زیادی است. زیبایی چشم نواز این منطقه جنگلی باعث شده تا از آن با عنوان « نگین گردشگری» شهرستان علی آباد کتول یاد شود.
جذب گردشگر با ایجاد امکانات رفاهی
در طول سال های اخیر مسئولان شهرستان در خصوص معرفی جاذبه های گردشگری شهرستان به ویژه منطقه کبود وال تلاش های زیادی از خود نشان دادند و با ایجاد زیر ساخت های لازم جهت اسکان مسافران و فراهم آوردن امکانات رفاهی سعی در کسب رضایت شهروندان و مسافران نمودند.
ابوالفضل پاکدامن رئیس شورای شهر علی آباد کتول در خصوص برنامه ها و طرح های در دست اقدام این منطقه توریستی گفت: تلاش ها در خصوص معرفی کبود وال به عنوان یک جاذبه گردشگری ملی و حتی بین المللی به نتیجه رسیده است و امروز مشکل اصلی اسکان و پارک خودرو های مسافران در این منطقه گردشگری است. وی افزود: در حال حاضر تلاش های فراوانی برای مرمت جاده منتهی به آبشار اصلی یا همان آبشار تمام خزه ای صورت گرفته است و عبور از این مسیر و دسترسی آسان حتی برای سالمندان و بانوان نیز فراهم شده است. ساخت و افزایش تعداد سکو جهت اسکان مسافران، مرمت و افزایش سرویس های بهداشتی، روکش آسفالت مسیر، تعبیه چادرهای انفرادی و گروهی، آلاچیقها، آب آشامیدنی، فروشگاه، نمازخانه، پارکینگ، ساخت چندین غرفه و عرضه محصولات فرهنگی، صنایع دستی و لوازم و وسایل مورد نیاز مسافران، هماهنگی با نیروی انتظامی شهرستان در جهت استقرار شبانه روزی نیروهای انتظامی در محل پارک جنگلی و ... بخشی از اقدامات انجام گرفته در این مکان گردشگری می باشد.
سد نگارستان؛ سدی با رویکرد اقتصادی و گردشگری
از دیگر نقاطی که در این شهرستان قابلیت تبدیل شدن به جاذبه گردشگری دارد، سد نگارستان ( کبود وال) می باشد که مراحل ساخت آن در سال 92به اتمام رسید و هم اکنون در حال آبگیری و بهره برداری همزمان است. این سد که در دو کیلومتری شهرستان علی آباد کبود و در مسیر جاده کبود وال قرار دارد علاوه بر فراهم ساختن آب زراعی مناطق پائین دست و تقویت چشمه های زیر زمینی، چشم انداز زیبایی دارد و قابلیت های گردشگری فراوانی برای آن در نظر گرفته شده است. ساخت تله کابین، زیپ لاین، ماهیگیری ورزشی و تفریحی، قایق سواری، جت اسکی، اسکی روی آب و ... بخشی از فعالیت هایی هستند که می توان با استفاده از بستر موجود در آینده به راه اندازی آنها در محوطه سد امیدوار بود.
رئیس شورای شهر علی آباد کتول در خصوص احداث تله کابین بر روی این سد گفت: در حال حاضر به دنبال سرمایه گذار در خصوص احداث پروژه تله کابین بر روی سد نگارستان(کبود وال) هستیم و فراخوانی نیز در این خصوص منتشر ساخته ایم و علاقه مندان به سرمایه گذاری در این خصوص می توانند با شهرداری این شهرستان تماس حاصل کنند. وی هزینه این اجرای این طرح را معادل 1300 میلیارد ریال عنوان کرد. چند روز قبل نیز یک هیات ایتالیایی به منظور بررسی زمینه سرمایه گذاری از این منطقه جنگلی بازدید کردند و مذاکراتی نیز با اعضای شورای داشتند.
سایر جاذبه های طبیعی شهرستان
جاذبه های طبیعی استان گلستان بی شمار هستند و شهرستان علی آباد نیز از این موهبت بی نصیب نمانده است و نقاط دیدنی و گردشگری طبیعی فراوانی در این منطقه به چشم خورد. دهکده های ییلاقی (افراخته، زرین گل الستان و سیاه مرزکوه و ...) ارتفاعات شاهوار، چلچلی ذخیره گاه جنگلی ( افراتخته، پونه آرام، زرین گل و سورکش) و زیستگاه های (مارال،ذربین و سرخه دار و زیستگاه انحصاری سرونوش) رودخانه و دهنه زرین گل ( این دهنه جنگی و بکر که درضلع شرقی علی آباد کتول واقع شده علاوه بر دارا بودن جاذبه های طبیعی و تاریخی بسیار، ذخیره گاه بین المللی درختان سرخدار نیز میباشد که بر ارزش این منطقه افزوده است. روستاهای کوهستانی ییلاقی همچون افراتخته، خاک پیرزن، شیرین آباد، چینو، میان رستاق و سیاه رودبار دراین دهنه واقع شده اند.)
دهنه زیبای محمد آباد (کوهستان زیبا و دهنه سرسبز محمد آباد با جنگل های انبوه یکی از با اهمیت ترین مناطق جنگلی و گردشگری استان محسوب می شود.روستاهای ییلاقی همچون سیاه مرزکوه، چه جا، قریب آباد، گنو، خلیندره، الستان، ماهیان، چلی، بالاچلی، طاویر، وسیع سر و ریگ چشمه در این دهنه واقع شده اند. دهنه محمد آباد نیز ذخیره گاه درختان سرونوش و کاج زربین می باشد. این دهنه با داشتن ارتفاعات بلند همچون زیلان، قله چلچلی و ... مکان مناسب برای کوهنوردان می باشد.)
جاذبه های گردشگری تاریخی شهرستان علی آباد کتول
مکان ها و نقاط دیدنی این شهرستان به مواهب طبیعی و اکوتوریسم محدود نمی شود و این شهر دارای جاذبه های تاریخی و فرهنگی نیز هست. در واقع مکان های دیدنی و تاریخی زیادی در این شهرستان وجود دارند که رغبت گردشگران را برای بازدید از این شهرستان و مسافرت به این منطقه دو چندان می سازد. از جمله مکان های تاریخی این شهر می توان به تپه های تاریخی، پل تاریخی فاضل آباد، آسیاب آبی محمد آباد کتول، تپه کله بست، قبرستان باستانی مایان، بافت بومی محلی و تاریخی روستاهای چلی سفلی و مایان، حمام های خزینه ای غریب آباد، چلی و الستان و ... اشاره کرد. عباس عنایت مدیر جدید میراث فرهنگی شهرستان علی آباد کتول در اولین دیدار خود با امام جمعه ضمن اشاره به پتانسیل ها و ظرفیت های میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری شهرستان گفت:« در حال حاضر تعداد ۱۰۲ اثر شناخته شده در شهرستان وجود دارد که تعداد ۶۸ اثر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. ایشان وجود ۳ منطقه نمونه گردشگری در شهرستان را بستر مناسب در جذب گردشگر خواند و یاد آور شد که در حال حاضر در حوزه صنایع دستی بیش از ۵۰۰ هنرمند شهرستان شناسایی و مشغول فعالیت هستند. عباس عنایت افزود اطلاع رسانی و معرفی این پتانسیل ها و توانمندیها با بهره گیری از مجاری مختلف اطلاع رسانی از جمله اقدامات و اهداف این اداره می باشد.»
صنایع دستی شهرستان، محور جذب توریست و اشتغال پایدار
یکی از راهکارهای اساسی در ایجاد اشتغال پایدار، توجه به صنایع و هنرهای دستی است. شهرستان علی آباد کتول به دلیل وجود اقوام و قومیتهای مختلف و دارا بودن پیشینه و قدمت تاریخی، صاحب صنایع دستی و هنرهای سنتی ذی قیمتی است که بدون شک توجه به هر کدام از این صنایع، علاوه بر جذب گردشگر ، مشکل بیکاری تعدادی از جوانان جویای کار را حل خواهد کرد.
صنایع و هنرهای دستی به علت زود بازده بودن، نیاز به مواد اولیه ارزان و در دسترس، عدم نیاز به سرمایهگذاریهای کلان، امکان یادگیری به صورت سنتی یا کلاسیک، سازگاری با محیط زیست و نداشتن آلایندگی، امکان تولید در منزل، داشتن مشتری فراوان در داخل و خارج از کشور، ارزآوری در صورت صادرات، داشتن بازارهای خارجی، نداشتن تاریخ مصرف و ... از جمله صنایعی هستند که توجه به ظرفیتهای بالقوه این صنایع میتواند نقش مهمی در کاهش آمار بیکاران منطقه ایفا کند.
از سویی با صادرات صنایع دستی تولیدی به کشورهای مختلف دنیا به نوعی فرهنگ اصیل و بومی منطقه که مبتنی بر فرهنگ و اصالت و قدمت است، به سایر کشورهای دنیا صادر میشود و زمینه ساز آشنایی .سایر ملل دنیا با فرهنگ و آداب و رسم مناطق مختلف کشور شده و باب مراودات فرهنگی و اجتماعی گشوده می شود.
در واقع صنایع دستی میتوانند علاوه بر ارزآوری و ایجاد اشتغال، به عنوان سفیران فرهنگی زبان گویای ما در آن سوی مرزها باشند و زمینهساز جذب گردشگران خارجی و ایجاد اشتغال ثانویه برای تعدادی دیگر از جوانان جویای کار باشند.
از صنایع دستی این شهرستان می توان به قالی بافی، نمدمالی، آجیده دوزی، ساخت ساز سنتی، بافت پارچه های ابریشمی، چادر شب بافی، سوزن دوزی، نوار بافی و لباس های محلی کتول که با سکه های قدیمی تزئین می شوند، اشاره کرد.
سخن پایانی
پس از انقلاب صنعتی و اختراع وسایل نقلیه سریعالسیر، توسعه و بهبود وسایل ارتباطی بین کشورهای جهان و کوتاه شدن زمان مسافرت، تسهیلاتی از جهات مختلف برای مسافرت در نقاط مختلف جهان فراهم شد و با افزایش نسبی درآمدها که ناشی از رشد اقتصادی کشورها بود، دگرگونی شگرفی در زمینه سیاحت و جهانگردی پدید آمد. بطوری که امروزه، جهانگردی علاوه بر جنبههای فرهنگی و اجتماعی به عنوان یکی از فعالیتهای سودآور اقتصادی مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفته تا حدی که اقتصاد برخی از جوامع از جمله اسپانیا و کانادا بر این صنعت استوار است.در واقع صنعت گردشگری یک از صنایع شناخته شده در دنیاست که بدون نیاز به سرمایه گذاری اولیه، باعث ایجاد درآمد های پایدار در سطح جامعه می شود. رسیدن به اهداف اقتصادی و اجتماعی نیاز به برنامه ریزی و توجه به فاکتور هایی دارد که «معرفی جاذبه های گردشگری شهرستان»، «ایجاد امکانات رفاهی برای گردشگران» و «تلاش در جهت جذب سرمایه گذار» سه عاملی هستند که می توانند علاوه بر جذب گردشگر منجر به ایجاد درآمد های پایدار شوند و زمینه رشد و شکوفایی اقتصادی را در جوامع فراهم کنند. این مهم حاصل نمی شود مگر با همدلی مسئولین و مردم در سایه برنامه ریزی های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت. در واقع هماهنگی بین نهاد ها و ادارات متولی و جلوگیری از موازی کاری می تواند در سرعت بخشیدن به اجرای طرح های برنامه محور موثر باشد. در این میان ظرفیت های تاریخی و طبیعی شهرستان علی آباد کتول می توانند به عنوان یکی از فاکتور های توسعه شهرستان مورد توجه مسئولان شهرستان و استان قرار گیرند. امید است در آینده نزدیک شاهد تحولات چشمگیر در صنعت گردشگری شهرستان و به تبع آن رشد و توسعه پایدار در منطقه و استان باشیم.
باسمه تعالی
کودکان چشم انتظار ذره ای گذشت و فداکاری والدین هستند.
شاید طلاق آخرین چاره نباشد... شاید...
گاهی به هم؛ گاهی به من!
هنوز خیلی از آن روز ها نگذشته است که با بوسیدن صورت آسمانی مادر طلائی خورشید را به نظاره می نشستم و با بوسیدن دستان پر مهر پدر، ستاره بازی شب را جشن می گرفتم. هنوز قطار روزگار آنقدر از کودکی ام فاصله نگرفته است که لالائی های مادر و اسب سواری روی دوش پدر را فراموش کنم. من هنوز کودکی هستم که اگر صد سال از عمرم بگذرد، باز خودم را محتاج محبت، نوازش و دعای پدر و مادر می دانم... پدر و مادر مهربانم ... من هنوز فرزندتان هستم...
پدر مهربان و مادر عزیزم...
با اینکه هنوز سخن گفتن از سرد و گرم روزگار برای نوجوانی چون من زود است ولی باید بگویم من نه آنقدر کودکم که معنی دادگاه خانواده و طلاق و جدایی را نفهمم و نه آنقدر بزرگ شده ام که دریابم چطور می شود پدر و مادری « نداشتن تفاهم» را به ندیدن و رها کردن «تنها جگر گوشه شان» ترجیح دهند!
راستی چقدر زود بهار «عزیزم گفتن ها» ، « دوست دارم ها» و کلمات عشق آلودتان به پائیز کینه و نفرت بدل شد. چقدر زود... لعنت به بهانه هایی که آشیانه سبز ما را به ویرانه ای خاکستری و تیره بدل ساختند.
ای کاش قبل از تلاش برای شناخت یکدیگر و یافتن عیب و ایراد های طرف مقابل، خودتان را شناخته بودید. شاید ایراد در خودتان باشد که نمی توانید طرف مقابل را درک کنید.
اما یادتان باشد این تلاش های بی ثمر شما برای متقاعد کردن یکدیگر، رویاهای طلائی و کودکانه مرا به خواب های آشفته ای بدل ساخته است که امسال باید چهارمین سالش را جشن بگیرم. هر سال هم در سالگرد این لحظات شوم و خاکستری، شعله های این آتش خانمان سوز را با اشک هاش شبانه ام خاموش می کنم!
نمی دانم لحظات شادی و شعفی را که بعد از تولد من در چشمان تان جاری شد باور کنم و یا زندگی چمدانی امروزم را در خانه عمو و عمه... نمی دانم کلیپی را که از لحظه مثبت بودن تست حاملگی مادر، تصاویر سونوگرافی های چهار بعدی ، فریم به فریم لحظات تولدم، جشن های تولد و ... ساخته بودید، باور کنم و یا بالش خیسم را از گریه های شبانه ... دیگر عروسکهایم نیز تاب بی تابی مرا ندارند...
پدر و مادر عزیز ترین از جانم یادتان باشد هیچ کس جز یک کودک جدا مانده از کانون خانواده مرا درک نخواهد کرد. نه شما، نه قاضی، نه مشاور، نه دفتر دار و نه پدر بزرگ و مادر بزرگ و عمو و عمه و دایی و ...
دیگر از بی تفاوتی دنیا و چرخش شبانه روزی اش خسته شده ام و می خواهم مثل آن خواننده فریاد بزنم: « وایستا دنیا من می خوام پیاده شم» از روزمرگی هایی زمانه دلتگم. روزمرگی هایی تلخ و خاکستری که کودکی و نوجوانی مرا چونان طوفان و سیلابی سهمگین با خود می برند، بی آنکه بازگشتی در کار باشد. برای همیشه، تا ابد...
هیچ چیز و هیچ کس مرا تسلی نمی بخشد. نه ترحم های تصنعی زن عمو و شوهر عمه و نه کیک های تنهایی جشن تولد های پوشالی خاله ها! دلم می خواهد تمام صفحات حوادث روزنامه ها و آمار های طلاق را آتش بزنم. از دعوا های زن و شوهری و بگو و مگو بیزارم. از تفاهم و عدم تفاهم تنفر دارم. لعنت به این نمک زندگی، لعنت به چشم و هم چشمی، لعنت به دخالت های بیجای دیگران، لعنت به سطح خانوادگی و لعنت به هر چه که عامل طلاق و جدایی است. لعنت به جدایی؛ لعنت به طلاق ...
پدر و مادرم؛ هر چند دلم از هر دویتان گرفته است ولی باز هم دوستتان دارم. اما یادتان باشد لحظه های نوجوانی من که در گذر ایام غارت می شوند، بازگشتنی نیستند. امروز خیلی دیر است؛ فردا که جای خود دارد. در لحظه باید زیست و تصمیم گرفت...
ای کاش...
گاهی برای هم، گاهی به من،
گاهی به هم، گاهی به من و
گاهی به امروز هم و گاهی به فردای من بیاندیشید...
شکسته شدن حصار تنهایی ام را بی صبرانه انتظار می کشم.
وحید حاج سعیدی
فرزندتان سمانه
نوشته : وحید حاج سعیدی
مدرک: لیسانس زبان انگلیسی
تلفن همراه: 09215891162
آدرس: همدان، ابتدای خیابان مهدیه، روبروی دبیرستان شریعتی- دفتر نشریه همدان پیام
ساختمان پیام
رشد پدیده هم خانگی در جوامع شهری
تغییر فرمت ساختار های اجتماعی در گذار از سنت به مدرنیته
فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ما سرشار از رسوم و تفکرات اجتماعی و فرهنگی صحیح است که اگر افراد جامعه در به کار بستن آنها اهتمام بورزند ، شالوده خانواده ها مستحکم و استوار می گردد و ارتباطات بین افراد خانواده و حتی جامعه ، عمیق تر و مانا خواهد شد. از جمله این آداب و رسوم فرهنگی می توان به «صله رحم»، «شب نشینی با خانواده»، «انفاق»، «وقف»، «دستگیری از ضعفا»، «خواستگاری سنتی»، «گل ریزان»، «حفظ حریم محرم و نامحرم»، «احترام به عقاید والدین» و ... اشاره کرد که متاسفانه به دلایل اجتماعی و حتی تکنولوژیک امروزه بسیاری از آنها مهجور مانده اند و در عوض تا دلتان بخواهد تفکرات و رسم رسومات غربی که هیچ گونه سنخیتی با روحیات و آرمان های خانواده های ایرانی ندارند ، جای آنها را گرفته اند. «خواستگاری دختر از پسر»، «روابط کنترل نشده دختر و پسر به بهانه شناخت یکدیگر»، «ازدواج های دیر هنگام»، «عدم بچه دار شدن تا سالهای متمادی»، «همسر یابی اینترنتی»، «برگزاری خواستگاری در کافی شاپ»، «ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه»، «جشن طلاق»، «ارضای جنسی خارج از زندگی مشترک و بدون تعهد»، «افزایش تعداد خانه های مجردی»، «گعده یا نشست های تفننی نا سالم و مختلط»، «شرکت های هرمی»، «انواع خالکوبی های جدید و رنگی»، «مصرف مواد مخدر صنعتی»، «انواع و اقسام فال گرفتن»، «برگزاری شو های زیر زمینی» و «پارتی های مختلط» از جمله رسومات و بدعت های خطرناک غربی هستند که در حال افزایش – علی الخصوص در بین نسل جوان - می باشند. این رسومات که با فراگیر شدن استفاده از ماهواره و توسعه شبکه های اجتماعی اینترنتی در حال گسترش می باشند؛ ماحصلی جز «گسترش فیمینیسم»، «به هم خوردن تعادل روابط جنسی و عاطفی در خانواده و جامعه»، «لذت طلبی صِرف» و «نفی خانواده محوری» ندارند.
پدیده هم خانگی در ایران
دیگر سوغات این سوق السلساء و آشفته بازار اجتماعی، رواج پدیده هم خانگی (Cohabitation) یا به عبارتی « زندگی مشترک بدون ازدواج» می باشد که مدتی است در بین جوانان – حتی در شهرستان ها که به لحاظ بافت مذهبی و قومیتی از انسجام بیشتری برخوردارند- رواج پیدا کرده است. در این نوع زندگی مسالمت آمیز هیچ کدام از زوجین به ازدواج دائم نمی اندیشند ولی گاهی اوقات بهانه این نوع همزیستی را شناخت متقابل عنوان می کنند!
جالب اینکه خانواده ها نیز بعضاً این قبیل تفکرات منحط غربی را نوعی روشنفکری و مدرنیته تلقی می کنند و ضمن حمایت از فرزندان خود، آن را زمینه ساز پیشرفت و ترقی فرزندانشان می دانند!
در این وادی رسانه های غربی از طریق کانال های مختلف تلویزیونی و شبکه های اجتماعی، قبح این مسائل را کاملاً از بین برده و آن را نشانه تمدن و پیشرفت معرفی می کنند و به واسطه داشتن مخاطب بالا اثر پذیری و ریشه دواندن این دست تفکرات سیری صعودی می یابند. حتی در برخی سایت ها با پراکندن منشورهایی با عنوان « حقوق زن » یا « هر آنچه که زنان و مردان باید از حقوق خود بدانند» این قبیل زندگی ها را امری عادی و حق طبیعی افراد قلمداد می کنند.
دریکی از سایت های حقوق زنان در انگلستان چنین آمده است:
«شما ممکن است هم خانگی با شخصی را بجای ازدواج با وی انتخاب نمائید. اصطلاح هم خانگی به طور کلی برای تشریح موقعیتی بکار می رود که زوجی بدون آنکه ازدواج کرده باشند با یکدیگر زندگی کنند. در قسمت های مختلف قانون، هم خانگی معانی مختلف داشته و حقوق متفاوتی را ارائه می نماید. عموماً زوج هائی از دو جنسیت مختلف که ازدواج نکرده اند از نظر قانون دارای بعضی حقوق می باشند، لیکن نه باندازه زوج های ازدواج کرده. برای مثال آنها می توانند، در صورت مرگ طرف مقابل حقوق بازنشستگی و بعضی املاک را به ارث ببرند. دولت طرح هائی را اعلام کرده است که بموجب آنها زوج های همجنس باز نیز می توانند رابطه خود را به ثبت برسانند، که این کار به زوجهای هم جنس حقوق وسیعی را اهدا خواهد نمود، ولی این طرح ها هنوز قانون نشده است. در هر مورد هم خانگی الزاماً بدان معنا نیست که شما موظف به پشتیبانی مالی از یکدیگر میباشید، ولی قانون پیچیده و متغیر است، از اینرو کسب راهنمائی، هنگامی که یک رابطه شروع میشود یا بخصوص وقتیکه در حال خاتمه است اهمیت دارد. در هر منطقه اطلاعات و راهنمائی در (Citizen’s Advice Bureau) دفتر راهنمائی شهروندان در اختیار شما قرار خواهد گرفت.»
هر چند ازدواج در سراسر دنیا به شیوه ها و رسومات گوناگون برگزار می شود ولی در اکثر کشور های دنیا ، ازدواج فرآیندی است که افراد را با محتوای عاطفی و اجتماعی به هم پیوند میزند. دربسیاری از فرهنگهای دنیا ، ازدواج معمولا به ایجاد خانوادهای جدید که از زوج متاهل تشکیل میشود منجر میشود که در خانهای مشترک با هم زندگی میکنند. در دین ما نیز احادیث و روایات زیادی در باب ازدواج به هنگام و اهمیت آن ذکر شده است که در سلامت روانی فرد و جامعه تاثیر به سزائی دارد. اما وقتی دیدگاه افراد دستخوش تغییرات تکنولوژیک شود ، مرغ همسایه را غاز می بینند و از پیشرفت و تکنولوژی غرب فقط بی بند باری و فسادش را دستچین می کنند.
دلایل گسترش پدیده هم خانگی
گسترش پدیده هم خانگی در کشور دلایل زیادی دارد. در سال های اخیر دسترسی آسان افراد به شبکه های اجتماعی و شبکه های ماهواره ای باعث شده تا افراد بیش از پیش از فرهنگ غربی و رسم و رسومات خانواده های غربی الگو برداری کنند. شوربختانه در جامعه امروزی استناد به محتوی برنامه ماهواره ها و حتی تبلیغات این شبکه ها به اصول بدیهی و متقن تبدیل شده اند و این زنگ خطری برای مسئولان محترم رسانه ملی خودمان است که نتوانسته اند با تولید برنامه های مناسب ، اعتماد عمومی نسل های مختلف را جلب کنند. پر واضح است که خانواده در فرهنگ غربی به نسبت فرهنگ شرقی از استحکام و بار عاطفی کمتری برخوردار است و زندگی در زیر یک سقف ولی بدون تعلق خاطر امری طبیعی است. الگو برداری از این قبیل مراودات ماحصلی جز گسترش پدیده هم خانگی در کشور ندارد.
از دیگر تبعات الگو برداری نا مناسب از فرهنگ غربی که در گسترش پدیده هم خانگی نقش دارند ،کمرنگ شدن یا حتی حذف الگو برداری از فرهنگ زندگی گذشتگان ، والدین ، مذهب و اخلاق می باشد.
داشتن آزادی مطلق به سبک برخی کشور های اروپایی و ارضای جنسی خارج از زندگی مشترک و بدون تعهد نیز از دیگر دلایل بروز این پدیده می باشد.
عواقب همخانگی
تبعات و عواقب منفی هم خانگی بر هیچ کس پوشیده نیست. در حالی که در طول چند دههی گذشته در آمریکا و غرب ، روند فروپاشی خانوادهها با «افزایش تعداد خانوادههای تکوالدینی»، کاهش نرخ ازدواجهای رسمی و پیدایش پدیدههای جدیدی نظیر «همجنسبازی»، «هم خانگی یک زوج بدون ازدواج» و «بارداریهای بدون ازدواج»، رشد سریعی یافته است و آنها در پی یافتن راهکار هایی برای جلو گیری از این نابسامانی هستند ، نسل جوان ما در حال الگو برداری از این رسومات پوچ و تهی است. بیقید و بندی جنسی و عرف شدن هم خانگی بدون ازدواج، نسل جوان را شتابزده ، منفعت جو و بیتوجه به ارزشهای روابط خانوادگی تربیت می کند و وقتی کسی در قبال شریک زندگی خود هیچ تعهدی ندارد ، مسلماً در قبال جامعه نیز هیچگونه احساس مسئولیت نخواهد داشت.
گسترش روز افزون آمار طلاق ، تبدیل گروه های مجازی دوستی به گروه های گردشگری واقعی و بعضاً مختلط ، نشست های تفننی ، پارتی و شو های زیر زمینی و توسعه خطرناک فمینیسم ، از دیگر مضرات این پدیده و در مجموع الگو برداری کورکورانه از فرهنگ منحط غربی است.
مطالعات نیز نشان داده است که طلاق مستقیماً با رفتارهای بیبند و بارانه جنسی جوانان در دوه بلوغ ارتباط دارد و حتی اگر این قبیل ارتباطات به ازدواج دائم نیز منتهی شود ، عواقب خوشی به همراه نخواهد داشت.
در مجموع چنین می توان گفت که در این پدیده به شریک یا همخانه به عنوان یک کالا نگریسته می شود که اگر پسند نشد ، قابلیت تعویض دارد! تاخیر در ازدواج ، بالا رفتن سن ازدواج و عدم تعهد در قبال یکدیگر از دیگر مولفه های منفی این گونه مراودات است.
سخن آخر
هر چند در کشور ما به دلیل زیر ساخت های قوی اجتماعی و مذهبی این پدیده هنوز در مرحله کمون است و به شکل گسترده فراگیر نشده است ولی این زنگ خطر را باید برای خانواده به صدا در آورد که هر گونه رفتار نا مناسب با فرزندان ممکن است زمینه ساز انتخاب چنین زندگی های مسالمت آمیزی با جنس مخالف شود. در صورتی که ازدواج یک پیوند مقدس و الهی است و هر گونه تغییر و بدعت در ساختار آن ، با عواقب منفی و ناگواری همراه خواهد بود. زن و شوهر در یک زندگی سالم برای حفاظت از بنای حریم خانوادگی خود از برخی لذات شهوانی و جنسی خارج از حریم خانواده و عرف ، حتی به صورت کلامی ، دیداری و ... چشم پوشی کرده و به سعادت دنیوی و اخروی خویش می اندیشند. در ایجاد یک خانواده سالم و متهعد نیز افراد و عوامل متعددی دخیل هستند که خانواده در راس این هرم قرار دارد و سایر نهاد های دولتی نیز باید با ارائه راهکار های مناسب و ایجاد شغل در جامعه زمینه ازدواج اصولی و دائم نسل جوان را فراهم سازند.
آموزش و پرورش و صدا و سیما نیز هر کدام به سهم خود ، ایفاگر نقش مهمی در پروراندن نسلی متعهد و آگاه دارند و هر گونه سهل انگاری در آموزش و پرورش نسل جوان، تبعات ناگواری به همراه دارد که اصلاح آن نیاز به صرف زمان فراوان و هزینه های هنگفت دارد.
وحید حاج سعیدی
باسمه تعالی
رانندگی با طعم الکل و مواد روانگردان !
شمشیر کوتاه قانون در مبارزه با تخلفات حادثه ساز رانندگی!
«رهگذران قربانی راننده بی احتیاط شدند.» خبر ساده و کوتاه بود و برای بسیاری از خوانندگان نشریات رویت این گونه اخبار در صفحه حوادث، امری بسیار عادی و روتین محسوب می شود. چرا که در طول شبانه روز و در بسیاری از شهر های کشورمان حوادثی از این دست به کرات اتفاق می افتند. «اوایل اردیبهشت سال جاری، سرعت غیرمجاز سواری پژو پارس در شهرستان یاسوج باعث واژگونی خودرو و کشته و زخمی شدن 9 رهگذر شد. در جریان حادثه، خودرو با 9رهگذر برخورد کرد که دو نفر از آنها در محل حادثه جان باختند و هفت مجروح دیگر به بیمارستان منتقل شدند که حال سه مصدوم وخیم گزارش شده است. مأموران بعد از دستگیری راننده فراری، در بازرسی ازخودرو یک لیتر مشروبات الکلی کشف کردند.»
دردمندانه آمار اینگونه حوادث در کشور کم هم نیستند و همه روزه شاهد جان باختن یا جراحات شدید عده ای از هموطنان مان هستیم. فوت دو معلم در خوشحالی طرافداران پرسپولیس بعد از برد در شهر آورد، تصادف قهرمان اتومبیل رانی در اتوبان همت، تصادف پورشه پسر سرمربی یکی از تیم های پایتخت و ... تنها بخشی از آمار این گونه حوادث هستند که تنها در شهر تهران اتفاق افتاده اند.
بی احتیاطی، بی دقتی، حادثه، بد شانسی، اتفاق، خودخواهی، خودنمایی، تخلیه هیجان، ضعف شخصیت، سرعت غیر مجاز، عدم توجه به جلو، رانندگی پر خطر، ناتوانی در کنترل خودرو، نقص در سیستم ایمنی و ترمز خودرو، خلاء قانونی، ضعف در اجرای قانون، پشتوانه بیمه ای و یا هر اسم دیگری که بر دلیل بروز این گونه حوادث دلخراش و هولناک بگذاریم، چیزی از تالمات روحی خانواده های متوفیان و آسیب های جسمی و روحی مجروحان این حادثه و حوادث مشابه نمی کاهد.
چه بسیارند مادران و پدرانی که جگر گوشه هایشان را در این خود خواهی ها از دست داده اند و یا کودکانی که باید تاوان لذت تخلیه هیجان دیگران را با چشیدن طعم تلخ یتیمی پس دهند؟!
به راستی آیا موسم آن فرا نرسیده است که یک قانون جامع و متقن در خصوص اعمال مجازات های سنگین و محرومیت های مادام العمر و یا طولانی مدت در خصوص چنین رانندگانی وضع شود؟ حقیقتاً چه تفاوتی بین رانندگانی از این دست با فردی است که دو سال قبل بعد از مصرف شیشه اقدام به ضرب و جرح 10 نفر و قتل یک نفر بیگناه نمود؟ حقیقتاً توقیف خودرو، اختصاص چند نمره منفی و تحمل چند ماه حبس که قابل جایگزینی با جزای نقدی است، در جلوگیری از بروز چنین حوادث ناگواری تا چه میزان اثرگذارند؟
آیا مجازات کسی که به عمد و در هوشیاری کامل و یا حتی بعد از مصرف مواد، قرص های روان گردان و مشروبات الکلی، با لایی کشیدن، رانندگی با سرعت های بالا و وحشتناک، ترمز های پر سر و صدا و سایر رفتار های پر خطر ترافیکی علاوه بر اخلال در نظم و امنیت جامعه، جان و سلامت سایر شهروندان را به خطر می اندازد با فردی که ناخواسته و به دلایل ترافیکی تصادف می کند، برابر است؟
هر چند بر اساس قانون چنین قتلی، قتل شبه عمد محسوب می شود و مجازات آن در قانون به صراحت مشخص گردیده است ولی به نظر می رسد قوانین مجازات قتل شبه عمد ( به ویژه در خصوص تصادفات رانندگی) آنقدر محکم و اثر گذار نیستند که از بروز رانندگی پر خطر چنین افرادی جلوگیری کنند. چرا که مطابق قانون، در قتل غیر عمدِ ناشی از تخلفات رانندگی مجازات قصاص وجود ندارد و مجازات تعیین حبس تعریزی و جزای نقدی، در صورت مطالبه اولیایدم در نظر گرفته شده است. در صورتی که به نظر می رسد قانونگذار باید حتی در خصوص تعیین نوع قتل در این گونه حوادث تجدید نظر کند و فوت افراد در تصادفات را در صورتی قتل شبه عمد قلمداد کند که تصادف واقعاً بر اثر حادثه یا نقص فنی خودرو اتفاق افتاده باشد و اراده راننده نقشی در بروز حادثه نداشته باشد.
متاسفانه در بسیاری از این تصادفات منجر به فوت به ویژه در سطح شهر یا بزرگراه ها، رانندگی تهاجمی یا پر خطر باعث بروز این حوادث ناگوار می شود که می توان آن را ارادی و از روی آگاهی و قابل پیشگیری قلمداد کرد و قطعاً بین اینگونه تصادفات با تصادفاتی که بر اثر اشتباه یا حادثه رخ می دهند تفاوت معنا داری وجود دارد. چرا که اساساً تصادف اجتناب ناپذیر است ولی رانندگی تهاجمی و غیر اصولی قابل پیشگیری و کنترل است.
علی ای حال آنچه مسلم است اینکه در سال های اخیر با توجه به افزایش وسایل نقلیه، ایمنی بالا و وجود کیسه های هوای معتدد در خودرو های گران قیمت، آرامش خاطر برخی رانندگان خاطی به واسطه پرداخت خسارت و دیه از سوی شرکت های بیمه، توزیع نامناسب ثروت در جامعه، وجود برخی ثروت های باد آورده و تغییر نگرش و نگاه تعدادی از رانندگان به زندگی سایر هموطنان باعث شده تا عده ای معابر شهری و بین شهری را با جاده های بازی مجازی «دیوانگی در شهر» اشتباه بگیرند و با رانندگی پر خطر و تهاجمی امنیت، آسایش، سلامت و حتی جان سایر شهروندان را نشانه بروند که این امر، ضرورت بازنگری در قوانین راهنمایی را بیش از پیش نمایان می سازد.
با وجود اینکه گسترش فرهنگ صحیح رانندگی می تواند به عنوان یک عامل اساسی در کاهش مرگ و میر و جراحات رانندگی موثر باشد ولی متاسفانه جا انداختن ساده ترین مسائل ایمنی در رانندگی ( نظیر بستن کمربند یا صحبت نکردن با موبایل در حین رانندگی ) بعد از سال ها تلاش و برنامه ریزی، ساخت برنامه های مختلف تلویزیونی، اختصاص جرایم های مختلف و ... هنوز به صورت نیم بند اجرا می شود و با وجود برنامه ریزی های گسترده و کلان در این خصوص و هماهنگی بسیاری از نهاد ها و سازمان ها، هنوز هم بسیاری از رانندگان با دیدن پلیس یا دوربین اقدام به بستن کمربند یا قطع مکالمه با تلفن همراه می کنند. در این صورت شاید انتظار رعایت سایر هنجار های رانندگی انتظاری عبث و بی فایده باشد و ظاهراً تنها باید به اثرات استفاده از قوه قهریه و مجازات های سنگین تر دلخوش کرد!
در ضمن جا دارد مسئولان نیز به جای مونتاژ قوانین راهنمایی و رانندگی غربی، به وضع و طراحی قوانین متناسب با فرهنگ و رویکرد رانندگان کشور خودمان اقدام کنند تا شاید روزی به این سطح از فرهنگ و آگاهی برسیم که خودرو وسیله سرگرمی، تفریح و تخلیه هیجانات نیست و قوانین و اصول رانندگی هم تنها برای زود تر رسیدن به مقصد و یا داشتن ترافیک روان و منظم طراحی نشده اند!
وحید حاج سعیدی