صنایع دستی کلید اشتغال زایی در استان گلستان

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

خدمات پرستاری، حلقه مفقوده طرح تحول نظام سلامت

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

ورزش محلات نیاز به ساماندهی و حمایت دارد.


گزارش فارس از ورزش محلات
ورزش محلات نیاز به ساماندهی و حمایت دارد.
سونامی فقر حرکتی در جامعه امروزی ماحصل بی توجهی به ورزش همگانی و محلات است.
به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، امروزه ورزش محلات در هیاهوی رویای داشتن تیم های لیگ برتری در شهرستان ها ، قراردادهای میلیاردی فوتبالیست ها، دعواهای درون فدراسیونی، نتیجه گرایی، هیجان جام جهانی و ... در کمای کامل به سر می برد. در واقع ورزش محلات که به موازات ورزش مدارس بیشترین سهم را در توسعه و گسترش ورزش قهرمانی را دارند، دیگر رنگ و بوی سابق را ندارد؛ تا جایی که عبارت هایی نظیر« ورزش محلات و زمین های خاکی» در قاموس نسل جوان اصلاً جایگاهی ندارد. در گذشته ورزشکاران حرفه ای از همین زمین های خاکی حاشیه شهر ها شروع می کردند و تا مراحل بالای قهرمانی می رسیدند. از آنجایی که تعداد زمین های خاکی و ورزشکاران محلات زیاد بود، انتخاب و گزینش ورزشکاران نیز برای مربیان راحت بود. جام های متعددی که ورزشکاران محل با هزینه شخصی و ورودی تیم ها برگزار می کردند، امروزه تقریباً به خاطره ها پیوسته است و مسابقات ورزشی اکثراً دولتی شده اند و بیشتر در ماه رمضان و مسابقات بین آموزشگاهی خلاصه می شوند. ماحصل ورزش دولتی یا به عبارتی تزریق تمام منابع ورزش به بدنه ورزش قهرمانی علی الخصوص فوتبال و ورزش های اسمی ، پیشی گرفتن رقبای ما در سطوح بین المللی، سونامی فقر حرکتی در جامعه، افزایش بیماری های قبلی و عروقی، گرایش به مواد دخانی و قلیان و در سطح بالاتر مواد مخدر، شیوع فساد در جامعه، تمایل همگانی به تماشای برنامه های بی محتوی ماهواره ای، گسترش بی در و پیکر بازیهای رایانه ای و ... می باشد.
ورزش محلات
در گذشته ورزش محلات عمدتاً به بازیها و ورزش های اطلاق می شد که در زمین های اطراف شهر ها و روستا یا در زمین های خالی که صاحبان آنها قصد و ساخت و ساز در آنها نداشتند، و حتی در مدارس که زمین های ورزشی دارند انجام می شد. در ورزش محلات بیشتر توجه به اصل بازی و نشاط مطرح بود و بچه های سعی می کردند از کمترین امکانات بیشترین استفاده را ببرند. زمین ها با گچ خط کشی می شدند. تیر های دروازه چوبی بودند و اثری از تور نبود. هیچ کس بیمه ورزشی نداشت. اکثر بچه ها با دمپایی و زیر پوش بازی می کردند، تبانی و دست های پشت پرده هم وجود نداشت. در این زمین ها در طول سال به عناوین مختلف مسابقات ورزشی برگزار می شد که با استقبال شدید جوانان همراه بود. اما در جامعه کنونی ساخت و ساز های متعدد، کمبود زمین های خالی، کم شدن حوصله مردم در تحمل صدای شور و نشاط جوانان، گسترش بازی های رایانه ای، گرانی برخی وسایل ورزشی نظیر توپ و کفش و پیراهن و دلایل اجتماعی و اقتصادی نظیر صنعتی شدن جوامع انسانی، وجود سرگرمی های دیجیتال نظیر ماهواره، اینترنت و  باعث شده مردم کمتر به حرکت بیاندیشند و به تبع آن ورزش همگانی و ورزش محلات عملاً به فراموشی سپرده شوند. با حذف یا کمرنگ شدن زمینه ورزش محلات در جوامع شهری، افرادی که قصد ورزش کردن دارند با محدودیت هایی همراه هستند. در واقع امروزه ورزش به سالن های ورزشی یا تنها زمین های چمن شهر ها محدود شده که بی شک گنجایش همه طرفداران ورزش را ندارد؛ از سوی دیگر شهریه و سایر هزینه های جاری در ورزش امروز ، از عمده دلایل عدم استقبال از ورزش دولتی می باشد.

دلایل بی رونق شدن ورزش محلات
عوامل زیادی در بی فروغ شدن چراغ ورزش محلات تاثیر گذار بوده اند. شاید تغییر ذائقه سرگرمی نسل جوان از ورزش و تحرک به سرگرمی های دیجیتال و رایانه ای را بتوان یکی از عمده دلایل این ماجرا دانست. بالارفتن ضریب نفوذ تلویزیون و ماهواره در منازل و پخش 24 ساعته برنامه های سرگرم کننده از این طریق رسانه یکی از عوامل تمایل به کم تحرکی در بین نسل جوان محسوب می شود. بازی های رایانه ای از دیگر موارد کاهنده میل به ورزش های حرکتی در هوای آزاد می باشد. انجام بازی های رایانه ای در بین نسل جوان و حتی برخی بزرگسالان به امری واجب تبدیل شده است که به جا آوردن قضای آن در هر کوی و برزن، در راه مدرسه، داخل سرویس مدرسه، همایش ، کلاس درس استاد و ... از طریق موبایل، تبلت، نوت بوک و ... امکان پذیر است!
گسترش ساخت و ساز و کمبود زمین های خالی از دیگر عوامل کمرنگ شدن گرایش به انجام ورزش های حرکتی می باشد. چرا که با گسترش قارچ گونه ساخت و ساز و اقتصاد محور شدن تفکرات بسیاری از مردم جامعه، دیگر زمین برای گل کوچک و فوتسال هم یافت نمی شود، چه برسد به فوتبال!
از سوی دیگر در جامعه صنعتی به دلیل فشار های عصبی و سخت شدن زندگی خلق و خوی مردم نیز دچار دگردیسی و تغییرات اساسی می شود و مردم کمتر حوصله سر و صدا و های و هوی جوانان را دارند. شاید به همین دلیل  در هنگام عصر در هیچ کوی و برزن بساط گل کوچک پهن نمی شود و یا اگر پهن شود با سر و صدا و اعتراض همسایه ها خیلی زود جمع می شود.
اثراث حذف ورزش محلات بر جامعه و ورزش قهرمانی
بی شک هر قدر ورزش در محلات و پارک ها کمتر شود، تمایل به باز یهای رایانه ای و مجازی بیشتر می شود که اثرات آن بر همگان آشکار است و آنها  قبلاً در مقاله ای بررسی کرده ایم . تمایل به مواد مخدر و دخانیات و گرایش به انجام سایر اعمال خلافکارانه و اقسام بزه  از دیگر مضرات کمرنگ شدن ورزش در متن جامعه علی الخصوص محلات می باشد. در بخش فنی و تخصصی نیز بالتبع هر قدر انجام ورزش محدود تر شود و به کلاس ها و مدارس فوتبال و والیبال و امثالهم ختم شود، گزینش بازیکنان مستعد برای مربیان دشوار خواهد بود. چرا که دلایل خانواده برای فرستادن فرزندان به این کلاس ها عمدتاً ورزش قهرمانی نیست. چاقی، لاغری، پرکردن اوقات فراغت، چند ساعت در امان بودن از سر و صدای کودکان، چشم و هم چشمی و ... از دلایل تمایل برخی خانواده برای ثبت نام فرزندان شان در این کلاس ها می باشد.
از دیگر تبعات منفی این امر می توان به از بین رفتن بازی های بومی – محلی اشاره کرد. بازی هایی که نسل امروز حتی اسمی از آنها نشنیده است تا چه رسد به اینکه بتواند آنها را انجام دهد!

چاره کار چیست؟
هر چند دغدغه امروز مسئولان در حوزه ورزش با بزرگان و ریش سفید های ورزش این مملکت متفاوت است و بیشتر تمایل در هزینه برای ورزش قهرمانی دیده می شود ولی توصیه می شود با هماهنگی صاحبان زمین های حاشیه شهرها، یا حتی زمین های به وجود آمده از تخریب ساختمان های قدیمی مجوز احداث زمین های خاکی صادر شود تا نسل امروز هم با خاک خوردن و بازی در زمین های خاکی آشنا شود.  نسل امروز به حاضری خوری عادت کرده و هیچ گاه زیر بار مسئولیت نمی رود. در صورتی که تا همین چند سال قبل در گرگان و حتی سایر شهر های استان انواع و انواع مسابقات و جام توسط خود جوانان محل ساماندهی و اجرا می شد.
هماهنگی با ادارات آموزش و پرورش و در اختیار گذاشتن زمین های ورزشی مدارس از دیگر راهکار های افزایش گرایش جوانان به ورزش در محیط های باز است. امروزه در تابستان فقط مدارس در روزهای دو شنبه و چهار شنبه جهت انجام امور اداری و ثبت نام بازگشایی می شوند. جا دارد از این ظرفیت در سطح کلان تر استفاده کرد.
امید است مسئولین در کنار همدلی با خاک خورده های ورزش استان، با وحدت رویه و همدلی زیر بنای توسعه ورزش همگانی و ورزش محلات را بنا نهند و بخشی از بودجه ورزش استان را به توسعه ورزش محلات اختصاص دهند.

خراش سیمای اجتماعی شهر توسط متکدیان حرفه ای

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

هوشمندسازی مدارس؛ از رویا تا واقعیت...

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

غلبه ثروت بر معیارهای اخلاقی در انتخاب شریک زندگی!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

انتظارت متقابل جامعه و معلم


به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، اوّلین سال تدریسش در یک روستا درس می داد. اوایل اردیبهشت بود. هنوز چند دقیقه ای از تدریس نگذشته بود که، صدای شکستن شیئی در کلاس، توجّه اش را به خود جلب کرد. از گریه های ابوالفضل فهمید، گلدانی را که او با خود به کلاس آورده بود ، از لبه پنجره افتاده و شکسته است. اشک هایش را پاک کرد و با هم تکّه های شکسته گلدان را جمع آوری کردند. روی یکی از تکّه های گلدان ، کاغذ کوچکی چسبانده شده بود : « سپاس معلم ، روزت مبارک. »
بدون شک نقش معلم در تبیین ارزش های انسانی و الهی و ساختن جامعه ای سالم و رو به رشد و  تعالی بر هیچکس پوشیده نیست. در عظمت و ابهت نقش معلم همین بس که در دین مبین اسلام خداوند به عنوان اولین و برترین معلم انسان ها معرفی شده است:« لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین» (آل عمران/ آیه 461)
قرآن‌کریم به‌ عنوان چراغ پر فروغ هدایت انسان ها که حاوی کامل‌ترین و بنیادی ترین برنامه ها و قوانین برای سعادت بشریت است، در آیات نورانیش، مکتب تعلیم و تربیت اسلامی را به زیبائی هرچه تمام ترسیم کرده است و خداوند را به‌ عنوان اولین معلم بشر معرفی کرده که به پیامبرش در آغاز بعثت فرمود: «اقراء باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم» (سوره علق) و این‌چنین مکتب تعلیم و تربیت اسلامی به‌عنوان مکتبی ممتاز، مستقل و با مبانی و اصول مشخص پدیدار شد. در این مکتب علم و دانش، معلم و متعلم (شاگرد و مربی)، مدرسه و مکتب‌خانه از جایگاه بسیار ارزشمند و رفیعی برخوردارند.
معلم در نگاه امام خمینی(ره)
حضرت امام خمینی(ره) نیز کلید سعادت و شقاوت جامعه را دردست معلمان می دانست و در این باره چنین فرموده بود:« معلم اوّل خدای تبارک و تعالی است که اخراج می کند مردم را از ظلمات به نور و به وسیله انبیا و وحی مردم را دعوت می کند به نورانیت؛ دعوت می کند به کمال؛ دعوت می کند به عشق؛ دعوت می کند به محبت؛ دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان است. دنبال او انبیا هستند که همان مکتب الهی را نشر می دهند. آنها هم شغلشان این است که انسان را تربیت کنند تا از مقام حیوانیت بالا برود و به مقام انسانیت برسد. همه سعادت ها و همه شقاوت ها انگیزه اش از مدرسه هاست و کلیدش [در] دست معلمین است. این معلمان هستند که می توانند استقلال مملکت را حفظ کنند. اگر در تربیت اعوجاج باشد مملکت از دست می رود.»
نقش معلم در جامعه کنونی
در جامعه کنونی نیز تعلیم و تعلم دو رکن اساسی در شکل گیری و جهت دادن فرهنگ در جامعه محسوب می شوند که تقریباً همه افراد جامعه در مقاطعی از زندگی به طور مستقیم ( تحصیل خود) و غیر مستقیم( تحصیل فرزندان و اطرافیان) با آن سر و کار دارند. در این نظام آموزشی نقش معلم به عنوان کلیدی ترین محور این جریان بر همگان آشکار است و میزان بالای اعتماد جامعه دانش آموزی به این قشر خدوم در مقایسه با سایر اقشار نشان از این موضوع دارد. بنابراین هر گونه بی تفاوتی نسبت به مقوله آموزش و پرورش درعمل بی تفاوتی نسبت به سرنوشت همه افراد جامعه می باشد و تبعات منفی آن دامنگیر کل افراد جامعه خواهد شد. در واقع هرگونه سهل انگاری و اهمال در خصوص تربیت فرزندان باعث بروز نابسامانی های اجتماعی و فرهنگی جدی در جامعه خواهد شد که اصلاح آن نیاز به زمان و هزینه فراوان خواهد داشت. از سویی برخی اظهار نظر های غیر کارشناسی افراد جامعه یا دخالت در امر آموزش بدون داشتن آگاهی و پیش زمینه علمی از سوی والدین نیز باعث اختلال در امر آموزش می شود که تبعات منفی آن به سادگی مرتفع نخواهند شد. بنابراین ارتباط دو سویه اولیاء و معلمان و ایجاد یک بستر مناسب جهت آموزش علمی و دقیق دانش آموزان بیش از پیش ضروری می نماید و در این بین رعایت برخی نکات از سوی هر دو گروه مورد انتظار است:
انتظارات معلم از جامعه
1.    عدم اظهار نظر های غیر کارشناسی در خصوص حقوق و ساعات کاری فرهنگیان
2.    عدم تقابل و جبهه گیری در برابر مواضعی که به نفع فرهنگیان است.
3.    تلاش در جهت توسعه مشارکتهای مردمی و سعی در جهت نهادینه کردن این امر مقدس
4.    شرکت در تصمیم گیری های خرد و کلان آموزش و پرورش از طریق انجمن های اولیا و مربیان  و غیره
5.    همکاری صنوف و کارخانجات و واحد های تولیدی در پرداخت 1 در صد سهم آموزش و پرورش
6.    رعایت شئونات برخورد با جامعه فرهنگی و انتقال این فرهنگ آموزنده به فرزندانشان
7.    تقدیر شایسته معنوی (نه مادی ) از فرهنگیان بازنشسته در مناسبت های مختلف
8.    تغییر نگاه به آموزش و پرورش از مصرفی به تولیدی
9.    سرمایه گذاری خانواده ها در علم و علم آموزی فرزندان که آینده ساز نسل فردا هستند.
10.    همکاری در اجرای طرح هاو برنامه های جدید که نیاز به مطالعه و پیگیری مستمر از سوی خانواده ها دارد.
انتظارات جامعه از معلم
1.    تلاش صادقانه و کوشش در جهت تعلیم مبانی اصیل علمی و در کنار آموزه های اسلامی
2.    تشویق دانش آموزان در حرکت به سوی علم آموزی در کنار تهذیب و تادیب
3.    مشاوره دلسوزانه و راهنمایی پدرانه دانش آموزان چرا که فرهنگیان ، معتمد ترین افراد جامعه به زعم آمار می باشند.
4.    حفظ شان معلمی و تلاش در جهت بالاتر بردن اعتبار معلمی با افزدون بر دامنه سواد اطلاعاتی
5.    به روز کردن اطلاعات و دانش معلمی با استفاده از تکنیک های نوین و تلاش در جهت ارتقاء سواد اطلاعاتی
6.    استفاده از فن آوری های نوین در در امر تدریس
7.    تلاش در جهت نو آوری و هموار ساختن راه های بروز خلاقیت در دانش آموزان
8.    تلاش در جهت آشنا ساختن دانش آموزان با سیره اخلاقی و علمی پیامبران و بزرگان مذهبی و علمی
9.    تلاش در جهت ایجاد روحیه امید وارانه و آینده نگر در دانش آموزان
10.    عدم گله و شکایت در خصوص میزان حقوق و مزایای دریافتی در کلاس های درس
سخن آخر
متاسفانه با وجود آگاهی از نقش پر رنگ جامعه خدوم فرهنگیان در تربیت نسل جوان و آینده سازان جامعه، آنچنان که باید و شاید، جایگاه واقعی معلم در جامعه ترسیم نشده است. وجود مشکلات معیشتی، مطالبات معوق، پرداخت مطالبات بدون در نظر گرفتن ارزش افزوده ریالی، در بوق و کرنا کردن کوچکترین خدماتی که به معلمان ارائه می شود از بیمه طلایی گرفته تا بن و سبد کالاو ... از رسانه ملی و جراید، فرسوده بودن مدارس، نگاه مصرفی به مقوله آموزش و پرورش، فرسودگی شغلی و ... بخش کوچکی از گلایه های فرهنگیان است که سال هاست به دغدغه اول ایشان تبدیل شده است و سیستم آموزش را تحت الشعاع قرار داده است. امید است مسئولین با ایجاد یک بستر مناسب در جامعه، زمینه های ارتقاء شایسه شان و مقام معلم را فراهم کنند تا روزی شاهد خودکفایی علمی همه جانبه در کشور و صدور علم و فرهنگ ملی و اسلامی به سایر بلاد باشیم که این امر محقق نخواهد شد مگر با عزم و اراده ملی دولت خدمتگزار، همه اقشار جامعه و حمایت از فرآیند و جریان علم آموزی و تکریم مقام معلم در جامعه که امید واریم با تلاش مسئولین و همت فرهنگیان عزیز شاهد روز های شکوهند در ایران اسلامی و سربلند باشیم.

استاندارد در پارک ها و شهر بازی ها به بازی گرفته می شود...

به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، بعد از ظهر یک روز تابستان است. خانواده به اصرار بچه ها برای ساعتی تفریح به پارک می روند. اکثر وسایل بازی پارک زنگ زده و رنگ رو رفته اند. برخی از آنها شکسته اند و بقیه نیز شرایط مناسبی ندارند. در کنار پارک بازی یک قصر بادی نیز دایر شده و بچه ها با شور و نشاط از روی آن سر می خورند. برای استفاده از آن نیازی به تهیه بلیط نیست. کافی است بچه ها دو هزار تومان ناقابل به متصدی پرداخت کنند و وارد قصر رویاهایشان شوند! کنار قصر بادی اثری از تابلوی قوانین و شرایط استفاده از قصر دیده نمی شود. فاطمه 4 ساله و علی 8 ساله هم برای بازی وارد محوطه می شوند. اما هنوز چند دقیقه از بازی شان نگذشته است که ناگهان بخشی از دیواره قصر سوراخ می شود و باد قصر بلافاصله خالی می شود و تعدادی از بچه ها از پشت قصر به زمین سقوط می کنند. این ماجرا و ماجراهایی از این دست حکایت پارک ها و شهر بازی هایی که در اکثر شهر های استان کم و بیش رخ می دهند.

اهمیت بازی در سنین کودکی
اهمیت بازی در سنین کودکی و نقش آن در شکل گیری شخصیت کودکان و میزان یادگیری اصول و آموزه های اجتماعی بر هیچ کس پوشیده نیست و اکثر کارشناسان و متخصصین علوم روان شناسی نیز بر این نکته تاکید دارند که بازی در فرآیند شکل گیری شخصیت کودکان نفش مهمی ایفا می کند. بنابراین خانواده ها سعی می کنند با اختصاص دادن بخشی از اوقات فراغت کودکان شان ]علی الخصوص در تابستان[ به انجام بازی در فضا های روباز نظیر پارک ها و شهر بازی ها، ضمن فراهم کردن محیطی شاداب و و فرح بخش برای آنها، راه های رسیدن به تکامل شخصیتی و فیزیکی آنها را هموار کنند.
الفبای بازی در مکان های عمومی
بازی در مکان های عمومی و به صورت گروهی ، تفاوت هایی با بازی در منزل دارد. از آنجا که بازی در مکان های عمومی نظیر مدارس، مهدهای کودک، پارک ها و شهر های بازی  به صورت گروهی می باشد و از وسایل مختلف بازی استفاده می شود، رعایت نکات ایمنی و داشتن آگاهی از نحوه استفاده از وسایل بازی موجود بیش از مکان های دیگر ضروری است. در این مکان ها مربیان یا متصدیان پارک ها باید در حین بازی در فضای باز و استفاده از وسایل بازی ، علاوه بر آموزش نحوه استفاده از وسایل بازی به سایر مسائل نظیر ایستادن در صف ، مراقبت از بچه های کوچکتر و مراعات قوانین بازی گروهی نیز توجه داشته باشد. کنترل بچه ها در حین بازی در فضا های باز و استفاده از وسایلی که عموماً متحرک هستند امری لازم و محتوم است و در صورت عدم رعایت نکات ایمنی ممکن است سلامت کودکان به خطر بیفتد. البته رعایت موارد فوق در صورتی مثمر فایده خواهد بود که در پارک ها و شهر های بازی از وسایل استاندارد و با کیفیت استفاده شود. رعایت استاندارد ایمنی در مهدهای کودک، پارک ها و شهر های بازی به منظور جلوگیری از بروز هرگونه حوادث الزامی است. سازمان ملی استاندارد تاکنون 32 فقره استاندارد ملی در مورد اجرای استانداردهای اسباب بازی، تجهیزات زمین بازی، تجهیزات شهربازی، اجرای استاندارد این مکان ها و استانداردهای مرتبط با ایمنی کودکان تدوین کرده است.
شادی و تفریح یا دلهره و استرس
هر چند کمتر خانواده ای در هنگام انتخاب شهر بازی یا پارک به استاندارد بودن وسایل بازی آن توجه می کند، ولی رعایت مسائل امنیتی و استاندارد وسایل بازی از سوی مسئولین فضای سبز پارک ها یا گردانندگان شهرهای بازی امری ضروری است. امروزه در اکثر پارک ها یا شهر های بازی استان کمتر به مسائل ایمنی توجه می شود. بست های شکسته، بلبرینگ های زنگ زده و معیوب، زنجیرهای غیر مطمئن و نامتوازن تاب ها، کف سازی خطرناک مملو از سنگ و ماسه وشن، وسایل بازی فلزی کهنه و غیر استاندارد و ... حاکی از به بازی گرفته شدن استاندارد در شهر های بازی و پارک ها است. وجود این وسایل غیر استاندارد در پارک ها علاوه بر احتمال بروز حوادث ناگوار برای کودکان، باعث افزایش دلهره و نگرانی والدینی می شود که برای گذراندن ساعاتی خوش به این مکان ها می روند.
استاندارد در پارک ها و شهر های بازی استان
در اکثر کشور های دنیا استانداردهای مختلفی برای وسایل بازی تعریف می شود. به طور کلی وسایل بازی از ۲ نظر فیزیکی و شیمیایی بررسی می شود. از نظر شیمیایی شامل آزمون های بررسی میزان آرسنیک، باریم، کادمیم، کرم، سرب و جیوه در مواد به کار رفته در وسایل بازی است. همچنین از نظر فیزیکی نیز شامل آزمون های بررسی مواردی نظیر داشتن لبه تیز، نوک تیز، سقوط، گشتاور،کشش، فشردگی، مواد، استفاده درست و  نادرست، پرتاب و انواع صداها، احتمال شکستن و ... می باشد. بدون شک بررسی این موارد نیاز به متخصصین و افرادی دارد که در این زمینه تجربه کافی دارند، در صورتی که در کشور ما عمدتاً انجام خرید وسایل بازی جهت پارک ها و شهر های بازی توسط مسئولین خرید سازمان ها انجام می شود که مسلماً شناختی از مواد شیمیایی مجاز در ساخت وسایل بازی ندارند و بیشتر به نام شرکت ها، نحوه همکاری آنها و یا نوع پرداخت مبالغ اهمیت می دهند.
در نصب و نگهداری این وسایل نیز باز هم به تجارب متخصصین امر نیازی احساس نمی شود و هر وقت وسیله ای کاملاً از کار بیفتد یا شکستگی و استهلاک آن کاملاً مشهود باشد، تعویض یا تعمیر می شود و عملاً از بازدید های دوره ای خبری نیست. دلیل این مدعا حوادث ریز و درشتی که بعضاً در پارکها، شهر های بازی و مهدهای کودک شهرستان ها رخ می دهد.
    اصول ایمنی در شهر های بازی، پارک ها و مهدکودک ها:
از مهمترین فاکتورهای ارزیابی ایمنی در شهر های بازی، پارک ها و مهدکودک ها، سطح فضای بازی، طراحی وسایل ، مراقبت و نگهداری از وسایل می باشند.
 سطح زمین بازی:
 سطح زمین بازی یکی از مهمترین عوامل کاهش دهنده میزان جراحت هنگام افتادن از وسایل بازی می باشد. سطح زیر وسایل بازی باید به اندازه کافی نرم و حجیم باشد تا هنگام سقوط بچه ها مانع آسیب دیدگی شود. سیمان، آسفالت ، بتن و سنگ فرش به هیچ عنوان برای سطح زیر وسایل بازی مناسب نیستند و غیرایمن و غیرقابل قبول هستند. چمن، خاک و خاک فشرده نیز نامناسب هستند ، چرا که آب و هوا و نوع پوشش بچه ها باعث کم شدن قابلیت این مواد در محافظت از بچه ها می شوند.  سطح بازی باید عاری از آب و نخاله های مختلف نظیر صخره، شاخه ، ریشه درخت و ...  باشد تا باعث زمین خوردن بچه ها نشود. همچنین این سطح باید فاقد موادی نظیر چوب شکسته و آهن زنگ زده یا تکه های سیمان و سنگ شکسته باشد.  سطح محوطه بازی باید از مواد نرمی مانند خاک اره، شن، ماسه نرم، کانوچوی نرم شده پر شده باشد. سنگفرش ساخته شده از مواد کائوچوئی که از نظر ایمنی تست شده باشد نیز مناسب است. سطح زیر وسایلی که کمتر از 5/2 متر ارتفاع دارند ، باید حداقل 30 سانتی متر از مواد نرم ذکر شده پر شده باشد. در ضمن مواد نباید به صورت بسته بندی مورد استفاده قرار گیرند چون خاصیت نرم بودن و انعطاف پذیری آنها کم می شود.   اگر ارتفاع بچه ها و سطح (مثلاً پریدن از سکو) بالاتر از 7/3باشد، این سطح مناسب و ایمن نیست و باید از هرگونه پریدن خوداری شود .در مجموع استفاده از تجهیزات با ارتفاع بلند در مهد های کودک جایز نیست.فضای پشت وسایل بازی نیز تا 2 متر باید از مواد نرم پر شده باشد. با توجه به بلندی سرسره و تاب استفاده از مواد نرم در اطراف این وسایل بیش از سایر وسایل ،ضروری می نماید. در ضمن به خاطر داشته باشید استفاده از مواد نرم از بروز حوادث نمی کاهند ، بلکه باعث رساندن جراحت به حداقل می شوند و رعایت ایمنی در هر حال ضروری و طبیعی است.  همچنین هر قدر که ارتفاع تجهیزات بیشتر باشد خطر جراحت و سقوط از آن بیشتر است و مراقت بیشتر از کودکان در این مکان ها ضروری است.
    طراحی و فضا:
ذکر این نکته بسیار اهمیت دارد که تجهیزات بازی باید برای دو گروه سنی متفاوت طراحی شوند. گروه سنی  2 الی 5 سال (پیش دبستانی) و 5 الی 12 سال (کودکان مدرسه ای). در مکان های استاندارد و ایمن،  فضای محیط بازی این در گروه سنی کاملاً متمایز از یکدیگر می باشند. به منظور جلوگیری از ازدحام و آسیب دیدگی، بچه های کوچک نباید از تجهیزات گروه سنی بزرگتر استفاده کنند. به علاوه بچه های بزرگتر نیز نباید از وسایل گروه کوچکتر استفاده کنند چرا که وسایل کوچک و فضای اختصاص یافته به آنها ممکن است برای بزرگترها دردسر ایجاد کند. چند نکته که باید در چیدمان تجهیزات و وسایل بازی به آنها توجه کرد.
 برای وسایلی که در ارتفاع قرار دارند ،  حتماً باید نرده های ایمنی و  حفاظ نصب شود.
وسایل با ارتفاع بالاتر از 67 سانتی متر  باید حداقل 70/2 متر  از یکدیگر فاصله داشته باشند.
تاب ، الاکلنگ و دیگر تجهیزات دارای حرکت ، باید در فضایی جدا از محل بازی سایر بچه ها قرار داده شوند.
 تاب باید حداقل 2 حفاظ داشته باشد.
 هر تاب باید حفاظ مخصوص به خود را داشته باشد.
 هر تاب باید حداقل 60 سانتی متر از دیگری فاصله داشته باشد و حداقل 67 سانتی متر از فضای سایر وسایل و نرده ایمنی فاصله داشته باشد.
این وسایل نباید دارای قسمتی باشند که خدای ناکرده سر، دست، پا، عضو دیگر آنها داخل وسیله گیر کند. کلیه منافذ و جاهای باز (مثلاپله های نردبان سرسره) نباید کمتر از 9 سانتی متر یا بیشتر از 32 سانتی متر باشند.  وسایلی با قسمتهای متحرک نظیر تاب، الاکلنگ نباید دارای قسمتی باشند که دست یا سایر قسمتهای بدن بچه ها در آن گیر کند. سطح این وسایل نباید دارای خوردگی یا زنگ زدگی باشد و باعث به وجود آمدن جراحت در اندام بچه ها شوند.
    نگهداری و مراقبت
 فرقی نمی کند که بچه در خانه بازی کند یا در یک مهد کودک یا پارک یا شهر بازی؛ تمیز و ایمن بودن وسایل جزء نکات ضروری می باشند. هیچ وسیله ای نباید شکسته یا خراب باشد. وسایل فلزی نباید زنگار داشته باشند ، وسایل چوبی نباید ترک داشته باشند، یا تراشه ریز داشته  باشند. حصار اطراف محوطه وسایل بازی باید کامل و به اندازه  باشد تا مبادا بچه ها به طور ناگهانی از آن خارج یا وارد آن شوند. (با حالت دو)  مواد پوشاننده سطح محیط بازی علی الخصوص اطراف تاب، سرسره، چرخ وفلک، باید به طور مرتب کنترل شوند تا حالت نرمی خود را حفظ کنند. تجهیزات بازی  باید از مواد بادوام و استاندارد ساخته شده باشند که از هم جدا نشوند و در اثر تغییرات آب و هوا خراب نشوند. بخش هایی نظیر قسمتهای سفت ، قسمتهای قلاب مانند ، پیچ ها و یا لبه های تیز و انتهایی را باید به طور مرتب بازدید کرد. در صورت استفاده از جعبه ماسه بادی یا استخر توپ  باید دائما جعبه را از نظر وجود اشیاء خارجی نظیر وسایل تیز، شیشه شکسته، سنگ ریزه و کنترل کرد و در صورت مسقف نبودن فضا. هنگام شب روی آنها با یک لایه محافظ پوشیده شود تا مانع نفوذ حیوانات و حشرات به داخل آن شود.
سخن آخر
در جامعه کنونی که بازی های رایانه ای و مجازی، تحرک و جنب و جوش را در کودکان و نوجوانان به حداقل رسانده اند و از سویی دشمن به قصد تهاجم فرهنگی با همین ابزار بازی و سرگرمی های مجازی، قدرت اندیشیدن و تفکر را در نسل جوان نشانه رفته است و با تولید انواع بازی های رایانه ای و کامپیوتری سعی در تغییر نگرش و تفکر نسل جوان در حال رشد را دارد، انجام بازی در فضاهای شاد و متنوع و به صورت دسته جمعی می تواند به عنوان راهکاری در کاهش اثرات مخرب این نوع بازی های رایانه ای باشد. به علاوه تحرک و جنب و جوش در سنین کودکی باعث تقویت قوای جسمی و ذهنی کودک در بزرگسالی خواهد شد. فلذا توجه به استاندارد های لازم و ایجاد فضاهای ایمن در سطح شهر ها جهت پر کردن اوقات فراغت نسل جوان تر بیش از گذشته ضروری به می رسد. امید است متولیان امر و مسئولین محترم شهر داری ها و فضای سبز در ایجاد، توسعه و نگهداری و بازدید علمی از فضاها و مکان ها بازی کودکان، راه را توسعه همه جانبه کودکان امروز و آینده سازان فردا هموار سازند تا خانواده ها در انتخاب گزینه پارک یا شهر بازی برای پر کردن اوقات فراغت فرزندان شان به خود تردید راه ندهند و نگران خطر آفرین بودن وسایل شهر های بازی و پارک ها نباشند .
وحید حاج سعیدی

استان همیشگی گلستان...

نقدی بر «دل گپ مورخ ساروی با استاندار گلستان»
استان همیشگی گلستان...
‎ هفته گذشته در هفته نامه کندو ، مطلبی تحت عنوان «دل گپ مورخ ساروی با استاندار گلستان؛  ببر مازندران خفته است، اما مرده نیست!» به قلم دکتر حسین اسلامی مورخ و پژوهشگر ساروی به چاپ رسید.
این نوشته که ظاهراً در سایت خبری شمال‎نیوز نیز درج شده است، حاوی نکات سخیف و تفرقه‎آمیزی است که از سوی یکی از مورخان و پژوهشگران ساروی مطرح شده است.
ظاهراً ایشان که از هویت یافتن و احیای مجدد بخشی از تاریخ سرزمین استرآباد تحت لوای استان گلستان و مصوبه هیئت محترم دولت در خصوص میانکاله ناخرسند است، در مطالبی غیرعلمی و غیر منصفانه اقدامات تعدادی از  سیاستمداران قدیم و جدید کشور را زیرسئوال برده است و بسیاری از آنان را خواب‎زده و سیاست‎زده معرفی کرده است!
با این وجود نکات قابل تأملی در این مقاله به چشم می‎خورد که بد نیست به آنها اشاره‎ای داشته باشیم:
الف) هرچند اینجانب به دلیل قلت دانش و کوتاهی رسانه‎ها در معرفی بزرگان و اساتید کشور، حقیقتاً جناب آقای حسین اسلامی را نمی‌شناسم و از سوابق و مدارج علمی و تالیفات ایشان اطلاعاتی ندارم، اما در وهله اول به ایشان که قطعاً از فرهیختگان و چهره های علمی استان سرسبز مازندران هستند، به عنوان یک برادر کوچک‎تر توصیه می‎کنم، هیچگاه قلم مقدس خود را که از خون شهدا نزد خداوند مقدس‎تر است به الفاظی دون شخصیت افراد نیالایند و از توهین و کنایه به روسای جمهور گذشته، نمایندگان، استانداران و هیئت محترم دولت بپرهیزند و حرمت افراد را محترم بشمارند.
به کار بردن عباراتی نظیر حاج اکبر آقا، میرزا محمود، لحاف‎ملا، چرت ‎زدن اعضای هیئت دولت، شاه بازی و تاج و تخت‎سازی، جهالت خواندن آنچه در هیئت دولت گذشت، خواب‎زدگی کابینه محترم دولت، خودمختاری بازی، دکان‎سازی و ... نه تنها در هیچ قاموسی پذیرفته نیست، بلکه قطعاً باعث خدشه در جایگاه علمی ایشان نیز می‎شود.

توصیه می‎شود ایشان به جای به کار بردن ادبیات نامناسب، به ارائه اسناد معتبر بپردازند و باب مناظره را همچنان باز بگذارند، چراکه هنوز خیلی‎ها بر این باور هستند «سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست ... قیمت سنگ نیفزود و ز زر کم نشود» در ضمن اگر قرار باشد عرصه مطبوعات که عموماً محمل بحث‎ها و تبادل افکار و عقاید علمی و منطقی است با الفاظ ناشایست آکنده شود، تمیز آن از چاله میدان و گاراژ، امکان‎پذیر نخواهد بود.
ب) مقوله استان‎سازی که در نظر ایشان پدیده مذموم و ناپسندی است، ربطی به سردار سازندگی بودن روسای محترم جمهور گذشته، طول و عرض استان‎ها، تاج و تخت‎سازی، دکان‎سازی، خودمختاری و فدراتیو بازی و مسائلی از این دست ندارد چرا که ایشان در مرکز استان زندگی می‎فرمایند و هیچگاه متوجه آلام مردمی که برای گرفتن یک امضای ساده مجبور بودند از مراوه‎تپه تا ساری را در جاده دوبانده مرگ طی کنند، نشدند.
از دید ایشان همین که از تجریش تا سمنان و بجنورد و ... را مازندران بنامند، کفایت است و کسی حق دو پاره کردن مازندران را ندارد! ایشان که خود را از عقلای قوم می‎دانند، باید بدانند که پدیده‎ای به نام بعد مسافت، سال‎های متمادی مانع از دسترسی شهرهای شرقی استان گلستان از منابع مالی و حتی سرکشی بزرگان قوم به این مناطق می‎شد که شرح آن مثنوی 70 من کاغذ است و خود بهتر به این موضوع واقف هستند. ادعای غرب نشینان استان مازندران در تاسیس استان ساحلی نیز بدون شک ریشه در همین تبعیض ها و توزیع نامناسب منابع و سرمایه دارد. فلذا درخواست استان شدن گلستان بر اساس محتویات عقلی و خواسته‎های منطقی و به روز مردم صورت گرفت نه بر اساس اطلاعات شما که عمدتا مربوط به افسانه‎های قدیمی و کهن می‎شود که هنوز از دیوار سمنان و قلعه‎الموت سخن می‎رانید!
پ) «استان همیشگی گلستان» را «مازندران شرقی» خواندن و استاندار «رامیانی» استان را «فندرسکی» خواندن و به کار بردن ادبیاتی از این دست نوعی لجاجت کودکانه است که بی‎شک این نوع ادبیات محتوای علمی و تاریخی دل گپ ایشان را با استاندار محترم گلستان، هر چه بیشتر رقیق و کمرنگ ساخته است.
ت) نکته بعد اینکه مهم‌ترین اصل در روایت رویدادهای تاریخی رعایت امانتداری و نگه داشتن جانب ادب از سوی مورخان است اگر ایشان در سایر نوشته‎ها و مطالبشان نیز به جای درج اسامی آقایان علی اکبر هاشمی‌رفسنجانی یا محمود احمدی‎نژاد از عبارات حاج اکبر آقا یا آقامیرزا محمود استفاده کرده باشند، در صحت مورخ بودن ایشان تشکیک حاصل خواهد شد.
ث) ایشان در نوشتار خود به این نکته اشاره داشتند که از میدان تجریش تا دیوار سمنان و از الموت تا بجنورد را مازندران و گلستان را مازندران شرقی می گویند؛ اما به هیچ منبع رسمی یا تاریخی اشاره نکردند. در صورتی که جناب آقای دکتر منوچهر ستوده از بزرگان تاریخ این کشور در کتاب از آستارا تا استرآباد، مجلد چهارم در خصوص مازندران شرقی چنین نوشته اند:  این مجلد شامل آثار و بناهای تاریخی مازندران شرقی است یعنی سرزمینی که از رود هراز ... تا کلباد است و شهرهای مهم آن عبارت است از : آمل، بابل، شاهی یا قائم شهر،ساری و اشرف یا بهشهر» همانطور که می بینید استاد تاریخ دکتر ستوده تا بهشهر را مازندران شرقی می دانند نه بجنورد را؛  در ضمن این کتاب در سال 66 چاپ شده و تبعاً هیچ ارتباطی به سیاست های آقای هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد ندارد!
در ضمن تنکابن هم در زمان آقا محمد خان قاجار از گیلان جدا شد. تا سال 1335 زنجان و اراک هم جزء گیلان بودند و از سال 1351 زنجان به صورت فرمانداری کل درآمد. ] برگرفته از کتاب تاریخ گیلان - صفحه 19 - نوشته کریم کوچکی زاد-  انتشارات گیلکان - شماره کتابشناسی ملی 9191-82م[
ج) تحریف تاریخ و به کار بردن مطالبی نظیر مازندران شرقی، استان جعلی، مازندران بزرگ، ادعای بازگرداندن گلستان به مازندران  و ... بدون شک نوعی ایجاد تفرقه و بدبینی بین مردم شریف این دو استان و در واقع زیر سئوال بردن امنیت ملی کشور است. گواه این مدعا نیز کامنت‎ها و نظرات توهین‎آمیزی است که برخی افراد در ذیل نوشته ایشان در سایت «شمال نیوز» ارائه کرده‎اند که وحدت ملی را نشانه رفته است و تکرار چنین رفتارهایی منجر به روشن کردن آتش فتنه و بروز حوادث ناگوار در روابط دیرینه مردم این دیار کهن خواهد شد.
چ) از بزرگان تاریخ سرزمین استر آباد و کسانی که دستی بر آتش حمایت از استر آباد دارند،  انتظار می رفت در مواجهه با چنین رفتار ها و مطالبی از خود عکس العمل نشان داده و با ارائه مستندات و دلایل علمی راه را بر کسانی که وحدت و همدلی را در بین ساکنان شریف استان های همسایه و همجوار مازندران و گلستان بر نمی تابند، سد کنند.
در پایان باید به اطلاع ایشان برسانم که هیچ‌کس با داشتن ایرانی بزرگ و واحد مخالفتی ندارد و همه به عشق این پرچم مقدس نفس می‎کشیم و اگر در جایی استان جدیدی می‎روید، نه به معنای خودمختاری و فدراتیو بازی و تاج و تخت‎سازی است که به مثابه تلاش دولت در توزیع بیشتر و بهتر منابع و دسترسی آسان‎تر مردم به مسئولان استانی است و لاغیر... اگر ایشان اطلاعات و اسنادی غیر از این در اختیار دارند، آنها را در اختیار ارباب جراید بگذارند تا در تنویر افکار عمومی منشاء اثر باشند.      وحید حاج سعیدی- روزنامه نگار

خلاقیت؛ کلید درآمد زایی پایدار در شهرداری ها

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.