پرداختن به بعضی موضوعات نیاز به زمان و مکان مشخصی ندارد و هر گاه به آنها بپردازیم عین صواب است. یکی از این موضوعات که اتفاقاً چکش خور ملسی نیز دارد و بعد از آلودگی هوا ، رتبه دوم رنکینگ دغدغه های تهرانی ها را به خود اختصاص داده ، همین زلزله یا خشم زمین است. البته زلزله به خودی خود هیچ ترسی ندارد. اینجا ژاپن نیست که با یک زلزله معمولی 5/7 ریشتری 6 نفر کشته شوند! ما در اینجا مدیریت بحران داریم در سطح خیلی بالا... که شاعر درباره اش چنین فرموده:
هر چند گسل فت و فراوان داریم / از شوش گرفته تا لویزان داریم
اما دلمان محکم و قرص است همه / زیرا که «مدیریت بحران» داریم!
در ثانی مسئولین محترم به صورت شبانه روزی پیگیر مسائل مربوط به زلزله هستند و فِرت و فِرت در حال تعامل و امضای تفاهم نامه هستند. نه پدر جان... با زلزله که تفاهم نامه امضا نمی کنند. حواست کجاست؟ مسئولین با نهاد ها و سازمان های مختلف تفاهم نامه امضا می کنند که در صورت بروز زلزله نهادها اجازه بدهند از دستگاه فاکس یا فلاسک های بزرگ چای که در اردو ها استفاده می شود و موکت و زیر انداز های اداره برای کمک به زلزله زدگان استفاده شود!
جناب آقای غلامرضا معصومی رئیس اورژانش کشور نیز در این خصوص فرموده اند:« با توجه به هماهنگى هایى که با استانهاى مجاور داریم و همچنین تفاهم نامه هایى که با سازمان ها و ارگان هاى مختلف منعقد کرده ایم، براى خدمت رسانى در شهر تهران تا سطح زلزله 6 ریشترى مشکلى پیدا نخواهیم کرد. همچنین 50 دستگاه اتوبوس آمبولانس در کشور داریم که می توانیم ظرف 12 ساعت تمام آنها را به تهران فرا بخوانیم!»( جام جم – 9 آبان 91)
عنایت فرمودید. مشکلات چقدر راحت حل می شوند و ترساندن مردم بی معناست. البته برخی افراد که با یدک کش اسم کارشناس را با خود به این طرف و آن طرف می کشند در اظهار نظراتی سخیف ، عنوان داشته اند که سخنان جناب معصومی به این معناست که تهران در مواجه با زلزله بالاتر از 6 ریشتر آمادگی ندارد. اولاً خدمت شما داداش گلم عرض کنم شهری که توان مقابله با زلزله 6 ریشتری را دارد ، از زلزله بزرگتر هم بر می آید ؛ حتما شما هم این داستان را شنیده اید که یک بنده خدایی از بالای یک ساختمان 20 طبقه به پائین سقوط کرد و در حالی که با سرعت در حال پائین آمدن بود ، طبقات را نیز شمارش می کرد. به طبقه شانزدهم که رسید لباسش به یک یک تکه میلگرد گیر کرد و متوقف شد. با خودش گفت:« این 16 طبقه را که به سلامت آمدیم ، بقیه اش هم خدا بزرگه. » لباسش را آزاد کرد و به سفرش ادامه داد! شما هم بگذارید ما همین زلزله 6 ریشتری را به سلامت بگذرانیم بعد در مورد بزرگترش یک فکری می کنیم! روز خوبی داشته باشید...
وحید حاج سعیدی
چاپ شده در روزنامه خورشید دهم آبان 91
امروز شما و دوستانتان تصمیم می گیرید برای ملاقات یکی از دوستانتان که در بستر بیماری است ، به منزلش بروید . یک دسته گل زیبا ، یک جعبه شیرینی و چند کمپوت هم تهیه می کنید و به عیادت دوستتان می روید. ساعتی بعد هنگام خروج از منزل دوست بیمارتان ، متوجه می شوید ایشان از حضور شما خرسند نشده است. علت چیست ؟ شاید ملاقات بیمار ، آدابی داشته که شما رعایت نکرده اید. شاید ملاقات شما بیش از حد طولانی شده بود. شاید دوستتان می خواست بخوابد و شما مزاحم خوابش شدید. شاید بیش از حد صحبت کرده اید. شاید زمان مناسبی برای ملاقات انتخاب نکردید. شاید جمله یا کلمه ای به زبان آوردید که باعث تکدر خاطر ایشان شد. عیادت از بیمار آداب و رسومی دارد که اگر این آداب رعایت از سوی ملاقات کنندگان ، رعایت نگردند ، ممکن است در روحیه بیمار روند بهبودی بیمار تاثیر منفی بگذارد. در این مقاله سعی شده دلایل ، آداب و مقررات عیادت از بیماران بررسی شود .
همانطور که می دانیم ، انسان موجودی اجتماعی است و بسیاری از فعالیت ها و مناسبات انسانی به صورت جمعی و گروهی صورت می پذیرند . در دین اسلام نیز به وحدت در بین مسلمین توصیه های زیادی شده است . از نماز جماعت گرفته تا شرکت در حج و ....
یکی از دیگر از توصیه های دین اسلام که مورد تاکید اکثر پزشکان و جامعه شناسان و روان شناسان نیز می باشد ، عیادت از بیمار و تنها نگذاشتن فرد به هنگام بیماری می باشد که نشان از جمعی بودن روحیات افراد در موقعیت ها و شرایط گوناگون می باشد. حضور دسته جمعی بر بالین بیمار( به شرط اینکه بیماریاش خیلی حاد نباشد و یا ملاقات ممنوع نباشد) باعث میشود بیمار احساس کند به جمع تعلق دارد و از دیگران جدا نیست و این میتواند در روحیه بخشی به او موثر باشد و موجبات باز یافتن سلامتش را فراهم کند. تا جایی که در بعضی روایات ، عیادت از مومن بیمار را هم ردیف با زیارت خدا ذکر کردهاند و اولیای اسلام در احادیث متعددی، این کار را به عنوان یکی از وظایف پسندیده اجتماعی به مسلمانان توصیه کردهاند.
در اشعار و متون کهن فارسی هم بارها از لذت عیادت توسط دوستان یاد شده و این بیت مشهور سعدی که: «گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را» اشاره ای ظریف به همین مطلب دارد. اگر شما هم تجربه یک بیماری شدید یا یک بار بستری شدن را داشته باشید ، حتماَ میدانید که عیادت و ملاقات ، بهخصوص از جانب کسانی که دوستشان داریم و سایر نزدیکان ، چه تاثیر انکارناپذیری بر روحیه بیمار دارد.
البته عیادت هم آداب و رسوم خاصی دارد که اگر درست اجرا نشوند ، گاهی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و نه تنها در روحیه او تاثیر مثبت نداشته باشد ، بلکه بیشتر باعث کسالت و افسردگی فرد بیمار شود. در واقع هدف از عیادت بیمار ایجاد بار روانی مثبت بر فضای اطاق بیمار و اقا افکار مثبت در خود بیمار می باشد و با این شیوه اندکی از تالمات روحی و حتی جسمانی فرد بیمار کاسته می شود. هرچند ذکر این نکته ضروری است که تاثیرات مثبت روانی و جسمانی عیادت از مریض ، بسته به رعایت عوامل متعددی می باشد که در عین سادگی نقش بسیار مهمی در این فرآیند ایفا می کنند. دقت در انتخاب زمان مناسب ، به کار برگیری عبارات و ادبیات مناسب ، نحوه روبرو شدن با فرد بیمار ، شیوه احوالپرسی و ... از مواردی هستند که در روحیه فرد بیمار تاثیر داشته و آرامش روانی را به او باز می گردانند. یک ملاقات خوب و اصولی میتواند بیمار را از نظر روانی تقویت کند و باعث شود فرد ، فرآیندهای شناختی مثل مهم بودن و با ارزش بودن ، تنها نبودن را در ذهن خویش تقویت کند و از طریق تجسم سازی و تصویرپردازی مثبت ، روند غلبه بر بیماری را تسریع و تسهیل کند. هیچکس نمیتواند انکار کند که ذهن انسان تا چه حد قدرتمند است و این ذهن قوی ، در بسیاری از موارد میتواند روی جسم تاثیر مستقیم میگذارد. تاثیر مثبت ذهن روی جسم ، مسلماَ پیامد های خوشایندی برای بیمار خواهد داشت و راه رسیدن به قله های بهبودی را هموار می سازد. بنابراین بخش عمدهای از روند بهبود بیماری فرد بیمار، بستگی به میزان مقاومت و اراده روانی او دارد ، چیزی که با حمایت اطرافیان تقویت میشود و هر قدر این حمایت منطقی و عاطفی تر باشد ، مسلماَ در روند بهبود شرایط بیمار تاثیر عمیق تر و جدی تری خواهد داشت.
حال که به ضرورت عیادت از بیمار پی بردیم ، بهتر است با اصول و مقررات این مقوله نیز آشنا شویم . چرا که عدم رعایت برخی نکات ساده و پیش پا در هنگام عیادت از مریض ممکن است نه تنها در روحیه بیمار اثر مطلوب نداشته باشد ، بلکه باعث کسالت و دلسردی بیمار شود.
برخی از مواردی که رعایت آنها در عیادت با بیمار ضرورت دارد به این شرح می باشند:
- انتخاب زمان مناسب: زمان مناسبی را برای عیادت از بیمار انتخاب کنید. صبح زود ، هنگام ظهر یا اواخر شب ، ساعات مناسبی برای عیادت نیستند. در واقع شما باید برای وقت خود را با بیمار تنظیم کنید و حق ندارید ساعات بیکاری خود را برای عیادت بیمار قرار دهید.
- هماهنگ کردن با بیمار : قبل از این که به ملاقات فرد بیمار بروید ، حتماَ با ایشان تماس بگیرید و از آمادگی ایشان برای پذیرفتن مهمان، مطلع شوید. گاهی اوقات ممکن است ، ملاقات کنندگان دیگری در منزل ایشان حضور داشته باشند که با مراجعه سرزده شما ، تعداد افراد بیش از حد زیاد شود و این برای بیمار خوشایند نیست. یا شاید ممکن است بر اثر نوعی معالجه یا تزریق ، دچار درد یا حالت خاص دیگری شده باشد و نخواهد کسی او را در این حالت ببیند. و نکته آخر این که حداقل به خانواده او فرصت می دهید اطاق را مرتب کنند و یا چای دم کنند!
– رعایت بهداشت فردی : قبل از مراجعه به منزل بیمار ، سعی کنید دوش بگیرید. لباس مرتب با رنگ شاد و تمیز بپوشید. تمیزی و مرتب بودن نشان از علاقه شما به فرد بیمار می باشد و ایشان متوجه خواهد شد که برای دیدن او وقت گذاشته اید و به اجبار یا برای خالی نبودن عریضه نزد او نیامده اید. البته در استفاده از نوع عطر و ادکلن دقت کنید و حتی المقدور هنگام ملاقات بیمار، از استفاده از عطر ، ادکلن و مواد آرایشی خود داری کنید.
- تهیه هدیه : بهتر دست خالی به عیادت بیمار نروید و یک کادوی معمولی نظیر یک شاخه گل ، یک جعبه شیرینی یا کمی میوه تهیه کنید. گاهی اوقات تهیه یک مجله یا روزنامه هم ممکن است در تغییر روحیه بیمار مؤثر باشد. البته پژوهشها نشان میدهند که خریدن گل و نگاهکردن به آن موجب برانگیخته شدن احساس شادی و آرامش و طراوت و مثبتاندیشی و دوری از غم و اندوه میشود. پرفسور جنت هاویلند جونز، روانشناس و استاد دانشگاه روگرز میگوید: « نقش گل در سلامت روانی افراد بسیار مهم است و فرد با تماشا کردن به گل و لذت بردن از طراوت، رنگ و عطر زیبای آن میتواند حالت روانی نامتعادل خود را تغییر دهد و به حالت طبیعی بازگردد، در واقع گل عاملی برای تعدیل رفتار در طول شبانهروز بوده و هر بار نگاهکردن به گل عاملی برای ایجاد اتصال عصبی مثبت در مغز است.» نتایج مطالعات زیادی رابطه میان هدیهدادن گل به بیماران و بهبود سلامت آنها را نشان داده است:گل و گیاه و حتی شاخهای گل به سرعت میتواند روحیه بیمار را تغییر داده و او را شاد و هیجانزده کند. نشانه آن هم لبخند بیمار است و این نشانه بروز یک تغییر مثبت در روحیه است.
نگاهکردن به گل و گیاه بر رفتار و حالت روانی بیمار تاثیر مثبت دارد. بررسیها نشان داده است افرادی که در محیط اطراف شان گل و گیاه وجود دارد، دو تا چهار برابر آرامتر، مهربانتر و شادتر از دیگران ارزیابی شدهاند و میتوانند این حس را با رفتار مثبت خود به دیگران نیز منتقل کنند. پژوهشگران توصیه میکنند همواره یک شاخه گل یا یک گلدان کوچک گل در معرض دید بیمارتان قرار دهید. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که ممکن است بیمار به گل حساسیت داشته باشد ، بنابراین گل را در ابتدا دور از بیمار در محلی مناسب قرار دهید تا اگر حساسیت نداشت ، اطرافیان بیمار محل مناسبی برای قرار دادن گل انتخاب کنند.
– رعایت آداب ورود به یک مکان : قبل از ورود به اطاق حتماَ در بزنید و آداب ورود به اطاق را رعایت کنید ، حتی اگر بیمار از دوستان صمیمی شما باشد باز هم کسب اجازه و رعایت ادب ضروری است.
– رعایت آداب معاشرت: بعد از ورود به اطاق با بیمار دست بدهید و او را بغل کنید . ( جز در مواردی که از نظر پزشکی امکان سرایت بیماری یا بدتر شدن حال بیمار وجود داشته باشد یا در مورد بیمارانی که جراحیهای سنگینی انجام دادهاند.) فاصله گرفتن از بیمار و ترس نا بجا از سرایت بیماری ، که مسری نیست ، نوعی توهین محسوب می شود و ممکن است به بیمار بر بخورد.
– احوال پرسی : پس از ورود به اطاق بیمار با او ارتباط برقرار کنید و حالش را بپرسید. برای احوالپرسی از بیمار می توان از همان جمله معمولی «حالت چهطوره؟» استفاده شود. حتی ادای این جمله با صدای محزون و بم کاری غلط است ، چون ممکن است بیمار در آن لحظه واقعا احساس خوبی داشته باشد اما همین لحن او را به دنیای بیماری برگرداند. بنابریان بهتر است خیلی طبیعی با بیمار برخورد کنید و از گرفتن ژست های غمگین یا ترحم گونه بپرهیزید و حتی طوری وانمود کنید که گویی او بیمار نیست.
- همراه بودن با بیمار : در طول مدت عیادت با بیمار همراه باشید و از پرداختن به تماشای تلویزیون یا پاسخ دادن به پیامک های موبایل تان و یا هر کاری غیر از توجه به بیمار ، خودداری کنید. البته اگر بیمار در حال تماشای برنامه مورد علاقه اش بود ، شما هم با او همراهی کنید ولی صلاح نیست او را مجبور به تماشای برنامه مورد علاقه تان کنید.
- انتخاب ادبیات گفتاری مناسب : در انتخاب موضوع صحبت و گفتار خود و نوع ادبیات گفتاری خود دقت کنید. از بلند صحبت کردن یا شوخی های نابجا بپرهیزید. استفاده از کلمات منفی ، صحبت از بیماری های دیگران ، سوال درباره میزان درد بیمار ، انتقاد از سیستم دارو و درمان ، پرسنل بیمارستان ، هزینه های جاری درمان ، تحمل سختی راه برای رسیدن به منزل بیمار ، تقاضای توضیح درباره علائم بیماری و یا ایراد و ابراز تردید درباره پزشک معالج یا نوع داروی مصرفی توسط فرد بیمار ، گرانی و تورم و موضوعات ناخوشایند جامعه ، میتواند بیمار را دچار رکود روانی کرده و فرایند بهبودی بیمار را دچار اختلال کند. در ضمن هیچگاه بیمار را سرزنش نکنید و اگر یک بی احتیاطی او را به این روز انداخته است ، هرگز از آن موضوع حرفی به میان نیاورید .
- ارسال امواج مثبت : شاد باشید و سعی کنید محتوای حرفهایتان نیز ، مثبت باشد و از پیامهای ارتباطی امیدوارانه استفاده کنید. همدلی با بیمار در تخفیف رنج و ناراحتی های بیمار نقش موثری دارد و سبب میشود که او دوباره این را به خاطر بیاورد که دیگران هم مثل او به مشکلات جسمی دچار شدهاند و میشوند و بیماری مختص او نیست. یاد کردن از افرادی که این بیماری را پشت سر گذراندهاند و درمان شدهاند ، نیز روحیه فرد را تقویت میکند. در مورد بیمارانی که باید طول درمان بیشتری را طی کنند، دعوت به صبر و بردباری نیز بسیار مفید است.
- عدم اظهار فضل یا اظهار نظر های غیر منطقی : گاهی اوقات ممکن است شما مقاله یا کتابی در مورد بیماری او مطالعه کرده یا شاید از قبل اطلاعاتی در مورد این بیماری داشته باشید . این اطلاعات حتی اگر خیلی مفید و به روز هم باشند هرگز نباید بدون اجازه بیمار ، شروع به صحبت در مورد آنها کرد. درواقع هنگام ارتباط با هر بیماری ،کسب اجازه و رعایت انتخاب موضوع توسط بیمار یک اصل اخلاقی محسوب میشود. صحبت از کم و زیاد بودن دمای اطاق ، نوع پوشش بیمار ، نوع غذا ، و سایر توصیه های سنتی را نیز فراموش کنید .
- مدیریت زمان : زمان را مدیریت کنید و سعی کنید ملاقات خود را بیش از حد طولانی نکنید. البته اگر بیمار اصرار به ادامه حضورتان داشت ، حتماَ نزد او بمانید.
- رعایت حال بیمار : حتی المقدور از بردن کودکان یا افرادی که مریض هستند ، نزد فرد بیمار خودداری کنید . کودکان علاوه بر این که ممکن است زودتر از بزرگسالان در معرض بیماری قرار بگیرند ، عاملی برای بر هم زدن نظم و سکوت اطاق فرد بیمار شده و ممکن است در روحیه فرد بیمار تاثیر منفی بگذارند. بردن فرد بیمار هم به دلایل پزشکی و روانی چندان صحیح نیست.
- انتخاب موضوعات مناسب : سعی کنید موضوعاتی را برای صحبت انتخاب کنید که خوشایند بیمار باشند . صحبت از حملات انتحاری ، ترور ، گرانی و تورم ، افت تحصیلی و ... در حضور بیمار جایز نیست. در واقع، مهمترین نکته این است که موضوعات مورد علاقه بیمار (و نه موضوعات مطرح روز) در آن زمان مورد بحث قرار بگیرند.از بحث کردن با بیمار بپرهیزید و تا جایی که می توانید صحبت های او را بپذیرید و گفته هایش را تائید کنید. بعد از بهبودی شما به اندازه کافی وقت ، برای رد گفته هایش دارید!
- درک شرایط بیمار : از بیمار انتظار پذیرایی یا برخورد گرم و صمیمی نداشته باشید و شرایط روحی و روانی او را درک کنید.
- دعا برای سلامتی : در حضور بیمار برای سلامتی اش دعا کنید و از خدا بخواهید هر چه زود تر ، سلامتی را به او بازگرداند.
ملاقات در بیمارستان
عیادت از بیمار در بیمارستان با منزل تفاوت های اساسی دارد که علاوه بر رعایت موارد بالا نیاز به دقت در برخی موارد خاص نیز دارد. از جمله مواردی که رعایت آنها در هنگام عیادت مریض در بیمارستان ضروری است ، حاضر شدن در ساعات مخصوص ملاقات می باشد و شما نمی توانید هر زمان که اراده نمودید به ملاقات فرد بیمار بروید. نکته دیگر این که همه افراد عیادت کننده در همان ساعت خاص باید در بیمارستان حضور یابند و این ممکن است موجب ازدحام در اطاق بیمار شود. بنابراین رعایت نظم و سکوت با توجه به تعداد بالای عیادت کنندگان در بیمارستات ضروری است. همکاری با پرسنل بیمارستان و کادر درمان نیز از جمله مواردی است که رعایت آن در حین عیادت ، مورد انتظار است.
دخالت نکردن در کار پرسنل بیمارستان را فراموش نکنید؛ حتی اگر خودتان پرستار یا پزشک هستید. اگر متوجه شدهاید که چیزی به نفع بیمار نیست، باید به طور خصوصی در اتاق پرستاری و البته با کلامی مشورتگونه و پیشنهادی موضوع را مطرح کنید. از بردن کودکان به بیمارستان حتی المقدور خود داری کنید. هنگام صحبت با بیمار حواستان به مریض های تخت های اطراف نیز باشد و طوری صحبت کنید که مزاحمتی برای سایر بیماران به وجود نیاورید.
در ضمن توجه به سایر پیام ها و نکانی که در راهرو های بیمارستان نصب شده ، از ضروریات است. امید است با رعایت موارد بالا در هنگام عیادت از افراد بیمار ، بتوانیم گامی کوچک در تغییر روحیه بیمارن و تسریع روند بهبودی شان برداریم.
تلفنش که تمام می شود کارت را در می آورد و با لگد حفاظ پلاستیکی تلفن همگانی را می شکند.
سر داور با علامت دست اوت را نشان می دهد ولی داور خط پرچم را به سمت زمین می گیرد. اما رای سر داور مقدم بر رای داور خط است ولی این بهانه ای برای شکستن صندلی های سالن و پرتاب آن به داخل زمین والیبال توسط تماشاگران است.
همین طور که دارد با دوستش در اتوبوس حرف می زند با لاک غلط گیر روی پشتی صندلی جلویی یادگاری می نویسید.
این پدیده و امثال آن همه روزه در گوشه و کنار خیابان های شهر ها ، کوچه ها ، معابر عمومی و ... دیده می شود. افرادی که به این امور مبادرت می کنند جنس خاصی نیستند. کله پوستی نیستند. لباس های آن چنانی و آرایش نابهنجار ندارند. همه شان بی سواد و عقب افتاده نیستند. بعضی از آنها تحصیل کرده هستند. به قول خوشان آدم حسابی هستند. خانواده دار هستند.اما با این تفاوت که در باطن روحیه ای متفاوت با بقیه دارند و از تخریب اموال عمومی و اموال دیگران لذت می برند.
پدیده وندالیسم یا تخریب اموال عمومی یک پدیده اجتماعی زشت و مذموم است که ریشه در ضمیر انسان ها دارد و به جنسیت ، نژاد ، ملیت ، فرهنگ ، مذهب ، سن ، قومیت ، مدرک ، نوع خانواده و جامعه بستگی ندارد و در همه ممالک توسعه یافته ، کمتر توسعه یافته و درحال توسعه دیده می شود.
وندال و یا به عبارتی دیگر فرد خرابکار، به صورت ارادی و آگاهانه به تخریب اموال عمومی و در برخی موارد اموال خصوصی میپردازد و آثار و تبعات منفی از خود برجای میگذارد.
انجام این اعمال که عمدتاّ بدون برنامه ریزی قبلی انجام می شوند لذت چندانی ندارند ولی یک هیجان آنی و تخلیه انرژی کاذب در فرد به وجود می آورد که فرد را برای ارتکاب دوباره این عمل با شدت یا وسعت بیشتر آماده می سازد.
از جمله مواردی که باعث تشدید و گسترش پدیده وندالیسم می شود خلوتی یا نبود مامور یا به عبارت ساده تر نبود بازدارنده های بیرونی می باشد. به عنوان مثال یک تابلوی راهنمایی رانندگی در یک جاده خلوت ییلاقی یا یک تابلوی هشدار دهنده در جنگل یا کوهستان بیش از تابلوهای سطح شهر در معرض حمله وندال ها قرار دارند.
هر چند تابلوهای شهری نیز در شب هنگام یا اوقات خلوت شبانه روز دست کمی از تابلو های نقاط خلوت ندارند و مورد حمله وندال ها قرار می گیرند .
نکته دیگر اینکه وجود کوچکترین اثر تخریبی روی وسایل افراد ناراحت و وندال را برای انجام اعمال خرابکارانه تحریک می کند . به نحوی که وندال ها سعی می کنند دامنه رفتار فرد قبلی را توسعه دهند و یا با شدت بیشتری تخریب را ادامه دهند و به قولی کار نا تمام را تمام کنند. به عنوان مثال مادامی که روی میز تحریر یک کلاس چیزی نوشته نشده باشد ، مدتها کسی بر روی آن چیزی نمی نویسد ولی به محض اینکه اولین جمله روی آن نقش بست هنر نمایی ها ، نقاشی ها و حکاکی های سایرین نیز شروع
می شود و این آئین به سایر میز و نیمکت های همان کلاس و کلاس های مجاور سرایت می کند.
ریشه پدیده وندالیسم
هر چند ریشه این پدیده ربطی به توسعه روز افزون این ناهنجاری در جوامع امروزی ندارد ندارد ولی داشتن آگاهی از ریشه این ناهنجاری بد نیست.وندال نام قومی از اقوام ژرمن اسلاو بوده که در قرن پنجم میلادی، در سرزمینهای واقع در میان دو رودخانه اودر و ویستول زندگی میکردند. آنان مردمانی فاقد تمدن و در حقیقت جنگجو، خونخوار و بیرحم بودند که به دفعات، به سرزمینهای اطراف خود تجاوز میکردند و هر جا میرفتند، به تاراج و تخریب عمدی اموال و آتش زدن آبادیها و روستا ها ، زمین های کشاورزی ، و خانه های مردم میپرداختند. وندالها پیش از ورود به قاره آفریقا، مدتی جنوب اسپانیا اسکان یافتند. گفته می شود نام اندلس در اسپانیا برگرفته از نام وندلوسیا (سرزمین وندالها) است. وندالها در یک دوره زمانی، سرزمینهای گل (فرانسه امروز) و اسپانیا را تحت سیطره خود داشتند و در این زمان به کشور روم حمله بردند و در چند سال، حوزه وسیعی شامل کارتاژ تا مدیترانه را تحت نفوذ خود گرفتند. از آنجا که وندالها در سال 455 میلادی تحت فرمانروایی شاه گایسریک، شهر روم را ویران کردند، به هنگام انقلاب فرانسه، واژه وندالیسم هم معنی با ویرانگری، وارد زبان فرانسه و دیگر زبانهای اروپایی شد. روحیه ویرانگرانه این قوم سبب شده است که همه رفتارهای بزهکارانهای را که به منظور تخریب اموال، اشیا و متعلقات عمومی صورت میگیرد و نیز تخریب و نابودی آثار هنری و دشمنی با علم و صنعت و آثار تمدن را به وندالیسم تعبیر کنند.
از دیگر آثار وندالی در تاریخ می توان به حمله چنگیز خان مغول اشاره کرد که مبارزه با تاریخ و فرهنگ در این حمله کاملا نمایان است.
اما وندالیسم به شکل جدید آن، با شکلگیری جوامع مدرن پدید آمده است. آنچه که دیده میشود نیز تاییدی است براینکه اینگونه از خشونتها، از روستاها به شهرها، و از شهرها به کلانشهرها بیشتر و بیشتر میشود. در روستا ها به دلیل کوچک بودن و شناختی که افراد نسبت به یکدیگر دارند ( بازدارنده بیرونی ) پدیده وندالیسم کمتر دیده می شود ولی به مجرد بزرگتر شدن شهر ها و ایجاد کلان شهر ها پدیده وندالیسم هم توسعه یافته است.
شاید هم از دلایلی که در شهر های کوچکتر و روستا ها پدیده وندالیسم کمتر دیده می شود تحمل انتظار طولانی برای دسترسی به خدمات شهری عمومی باشد که به قولی قدر امکانات را بیش از افراد شهر ها می دانند که از همان ابتدا اکثر خدمات شهری در اختیارشان بوده است.
وندالها میتوانند مجموعه ای از عادیترین و آرامترین شهروندان حتی دارای مدارک علمی و شغل و حقوق مکفی تا افراد لاابالی و جنایتکارانی را که بدون انگیزههای مالی یا شغلی دست به جنایت میزنند، باشند. وندالها که فرزند ناخلف جوامع مدرن محسوب
می شوند و در واقع زائیده سوء تدبیر فرهنگی می باشند. آنها در سراسر دنیا در همه شهرها، خیابانها و اماکن عمومی مشغول فعالیتاند و همه آنچه را که ساخته دست بشر یا مورد استفاده اوست، نابود میکنند. آثار تخریبی و هنر نمایی های ! بی وفقه آنها را می توان در جای جای شهر دید : تخریب و شکستن میز و صندلی های مدرسه علی الخصوص در روز های پایانی سال ، حکاکی و نوشتن روی دیوارها و میز و نیمکت های مدرسه ، نوشتن یا مخدوش کردن علائم ترافیک و تابلوهای راهنمایی و رانندگی، شکستن شیشه ها و نوشتن روی دیوار های اماکن خالی از سکنه و کارخانجات متروکه ، شکستن لامپ چراغهای برق در خیابانها و پارکها، کندن نهال های کوچک و شاخه های درختان کوچکتر در پارک ها ، تخریب کیوسک های تلفن ، قطع سیم گوشی های تلفن همگانی ، قطع سیمهای تلفن، سوزاندن شیشه محافظ دوربین عابر بانک ها و شکستن شیشه مونیتور عابر بانک ها ، تخریب وسایل بدن سازی و بازی در پارک ها ، شکستن درختان در خیابانها و پارکها، تخریب مجسمههای میادین، تخریب اموال در اماکن عمومی مانند کتابخانهها، گالریها و موزهها، پارهکردن صندلی سینماها، تئاترها و اتوبوسهای شهری و مترو ، زشت نگاری یا نوشتن یادگاری با اسپری دیوار ها ، تخریب صندوق های صدقات ، زشت نگاری روی درب سرویس های بهداشتی ، خط انداختن روی بدنه اتومبیلها ، تخریب و صدمه زدن به اتومبیلهای پارک شده، شکستن صندلی های ورزشگاه ها ، در آوردن پیچ و مهره صندلی های مکان های عمومی ، تخریب تجهزات کافی نت ها ، تخریب وسایل داخل هواپیماهای مسافربری، قطارها و ترنهای زیرزمینی، تخریب ریل راهآهن، شکستن شیشه های قطار های در حال حرکت، تخریب اموال بیمارستانها و مراکز تجاری، استفاده از مواد منفجره نظیر ترقه و در اشکال خطرناک تر ایجاد آتشسوزی در جنگلها، بمبگذاریها و... این اعمال بخشی از هنجار شکنی های رایج این افراد در جوامع مدرن امروز ی است؛ رفتاری که میتواند از شهر به شهر و از فرهنگ به فرهنگ تفاوت داشته باشد، اگرچه روح آن همان تمایل به تخریب و ویرانگری است. وندالیسم کلاس ، رتبه و یا درجه بندی مشخصی ندارد و افرادی که به این امور مبادرت می ورزند عمدتاً بدون برنامه ریزی قبلی و به طور ناگهانی تصمیم به این کار ها می گیرند و چه بسا بعد از ارتکاب این اعمال پشیمان نیز شوند و در پیش وجدان خود شرمسار شوند و هیچ توجیه و دلیل منطقی برای عمل خود نمی یابند.
لازم به ذکر است که اکثر این تخریب ها در مکان های عمومی رخ می دهد و امکانات بخش خصوصی به دلیل دلسوزی صاحبان آن کمتر مورد تخریب قرار می گیرد هر چند برای وندال ها خصوصی یا عمومی بودن چندان مطرح نیست و هر جا که بتوان بدون مزاحم دست به تخریب زد ، از انجام آن ابائی ندارند و هرچه نظارت یا مقاومت کمتری از سوی مردم یا نهاد های دولتی صورت گیرد دامنه این تخریب ها بیشتر می شود. به عنوان مثال بعد از شکست یک تیم هواداران نه تنها در داخل ورزشگاه بلکه بعد از اتمام بازی نیز به انجام فعالیت های خرابکارانه در خیابان های مجاور ورزشگاه مبادرت می ورزند.
دلایل بروز پدیده وندالیسم :
کارشناسان اجتماعی نظرات گوناگونی راجع به بروز این پدیده ابراز نموده اند . در برخی موارد کارشناسان اعتقاد دارند نسل گذشته با نسل امروز رابطه عقلانی درستی برقرار نمیکند. در بعد دولتی نیز رسانهها همواره برای جوانان پند و اندرز ارسال میکنند و در مدارس و دانشگاهها هم سیستم یک طرفهای برقرار شده که بدون توجه به نیازهای فرد متقابل و بدون دریافت بازخورد و توجه به تاثیر متقابل، به کار خود ادامه میدهند، از این رو گروهی از جوانان و نوجوانان در معرض خرابکار شدن هستند.اما بروز و وجود این پدیده در مدارس ابتدایی و راهنمایی را چگونه می توان توجیه کرد. به نظر می رسد ریشه اصلی این پدیده در نوع تربیت بچه ها و در خانواده یافت می شود. دانش آموزی را در نظر بگیرید که در خانه کامپیوتر دارد در نهایت دقت و وسواس از آن محافظت می کند ولی همین دانش آموز در مدرسه با کوچکترین وقفه در اجرای یک برنامه آن را ری استارت ( restart ) می کند!
همین فرهنگ در سنین بالا نیز ظهور می کند . راننده ای که برای عبور از روی یک سرعت گیر با خوردروی شخصی از سنگین ترین دنده استفاده می کند ، برای عبور از همان سرعت گیر با خوردروی دولتی نیاز به کم کردن دنده نمی بیند! و با سرعت رد می شود.
و چون هزینه مستقیمی از افراد در قبال نگهداری از اموال و اشیاء دولتی و عمومی در یافت نمی شود ، لذا تخریب و ایجاد سرگرمی و خنده با وندالیسم گسترش پیدا کرده است.در واقع هنگامی که فاصله بین فرهنگ عمومی و فرهنگ رسمی زیاد شود، عکسالعمل نسلی را در پی دارد که هنجارها، قواعد، رسوم، الگوها عادات و قوانین نسلی دیگر را که واقعیات و شرایط جوان را در نظر نمیگیرند. و این فاصله و شکاف هرچه بیشتر و عمیقتر شود، این قبیل مشکلات هم بیشتر میشوند.البته فرهنگ عمومی فرهنگ عمومی در خانه تا حدی رعایت می شود. به عنوان مثال فرد درخانه از الفاظ رکیک استفاده نمی کند چرا که از خواهر و مادر و سایر اعضای خانوده خویش خجالت می کش و حفظ حرمت می کند ولی همین فرد در خیابان با علم به اینکه ده ها زن و دختر رهگذر صدای او را می شوند از الفاظ ناشایست استفاده می کند و نگه داشتن حرمت سایرین را ضروری نمی بیند. به عبارتی رعایت فرهنگ را در خانه ضروری می بیند ولی در جامعه خود را مقید به رعایت فرهنگ و داشتن ادب نمی بیند. همین عدم نیاز به کنترل رفتار در جامعه باعث بروز نا هنجاری های اجتماعی فراوانی می شود . زمانی که فرد خود را در مقابل هیچکس پاسخگو نداند قطع به یقین دست به هر کاری می زند و وندالیسم بخشی از این نابهنجاری های عمومی نسل جوان در جوامع امروزی می باشد.
از سوی دیگر برخی کارشناسان معتقدند وندالیسم در زمره آن دسته از انحرافات و بزهکاریهایی است که در جامعه جدید نمود و ظهور یافته است و به علت عصیان روزافزون انسان، به ویژه نسل جوان در برابر تحمیلهای اجتماعی و نیروهای قاهر و گویای خشم و پرخاشگری آنان در اثر احساس اجحاف و درماندگی است. از اینرو، وندالیسم، پدیدهای نوظهور و مدرن در جوامع جدید و عکسالعملی خصمانه و واکنشی کینهتوزانه و خصمانه به برخی از اشکال فشار، تحمیلات، ناملایمات، حرمانها و شکستها است.
از سویی نبود برنامه های جامع و دائمی برای پر کردن اوقات فراغت جوانان، از دغدغههای تمام جوامع است؛ زیرا که انرژی جوانان در دوران تحصیل ناخودآگاه صرف آموزش میشود ولی اگر برنامه صحیحی برای پر کردن اوقات فراغت نباشد، بیتردید آثار تخلیه انرژی در بعضی مواقع به شکل وندالیسم ظاهر خواهد شد.
بیماریهای روحی، روانی و فقر اقتصادی را نیز می توان از دلایل بروز پدیده وندالیسم دانست چرا که این افراد به دلیل نداشتن تعادل روحی روانی، خود را با اقدامات خشونتآمیز خرابکارانه تخلیه میکنند و به نوعی، ارضای روانی میشوند.
البته فقر اقتصادی را هم میتوان عاملی دانست که اختلاف طبقاتی را در جامعه به وجود میآورد. آنانی که در قعر فقر زندگی میکنند، دست به انتقام از افراد بالادست جامعه میزنند.
پایین بودن سطح تحصیلات، عامل دیگری در بروز این رفتارهاست، بیشتر وندالها افرادی بیسواد و کمسوادند و از فرهنگ اجتماعی مناسبی برخوردار نیستند.
مصاحبت با دوستان وندال را میتوان عامل دیگری در بروز وندالیسم دانست. عمده وندالهای اجتماعی با همنشینی دوستان بزهکار دست به خرابکاری میزنند. در حالت کلی، گروهی عمل کردن، نوعی جرات و جسارت برای تعدی بیشتر به اموال عمومی را به وندالها میدهد. وندالها معمولا دوستان بزهکار زیادی دارند. چنین افرادی برای به دست آوردن جایگاه مناسب در گروه یا به دست گرفتن رهبری باند، به اقدامات مخرب خود میافزایند.
بخش دیگری از وندالهای شهری را مبتلایان به اختلال شخصیت ضد اجتماعی تشکیل میدهند، اما بخش عمده وندالهای نوین، شهروندان عادی هستند که در اثر شرایط محیطی به این رفتارها سوق داده شدهاند. شخصیتهای ضد اجتماعی به قانون دلبستگی ندارند، احساس مسئولیت نمیکنند، فقط در پی ارضای فوری خواستههای خویش هستند، هر مانعی آنان را به سرعت تحریک و پرخاشگر میکند، به سادگی به خشونت دست میزنند، قدرت صبر کردن و تعویق خواستههایشان را ندارند. افراد ضد اجتماعی به علت کینهای که نسبت به جامعه دارند، مظاهر زندگی اجتماعی را تخریب میکنند. این افراد در خانوادههای دچار کژرفتاری که امکان همانندسازی مثبت و سازنده را ندارد، بار آمدهاند.
پیشگیری از وندالیسم
اکثر کارشناسان معتقدند خانواده بهنجار و وجود سرمشق برای رفتارهای شایسته در محیط خانواده، نخستین گام در پیشگیری از وندالیسم است.
با توجه به اینکه درکشور ما ناهنجاریهای اجتماعی و خشونت فردی رو به گسترش است، باید با ایجاد برنامههای فرهنگی در کاهش اینگونه جرایم گامهای موثری برداشت. به عنوان مثال، با آموزش تماشاگران در مورد هدفهای واقعی ورزش و با نمایش دوستی بازیگران دو تیم در طول مسابقه و پس از آن، احساس خشم و ناکامی را کاست.
از روشهای دیگر پیشگیری از وندالیسم، افزایش مقاومت وسایل مورد استفاده عمومی است. استفاده از پلاستیک مقاوم برای صندلیهای اتوبوس شهری و یا استفاده از فلز در آنها از آن جمله است. زیاد کردن ارتفاع برخی تابلو ها از دیگر راه های حافظ از تابلو های می باشد. استفاده از رنگهای تیره داخل آسانسور باعث میشود قابل زشتنگاری نباشند. به کار بردن فلز یا سرامیک در سطوح داخلی آسانسورها مانع از تخریب عمدی آنان توسط وندالهای شهری میشود.
از دیگر راه های کنترل وندالیسم ، استفاده بیشتر از ماموران برای نظارت بر تاسیسات عمومی و آثار هنری و تاریخی، گاهی ضروری است.
آگاه ساختن عموم مردم از مجازاتهای سنگینی که اعمال تخریبی به دنبال دارد نیز ، میتواند سبب کاهش وندالیسم شود. براساس ماده 558 قانون تعزیرات، هر فرد که به ابنیه و مجموعههای فرهنگی و تاریخی یا اشیای آنها صدمه بزند، علاوه بر الزام به جبران خسارت وارده، به حبس از یک تا ده سال محکوم میشود.
براساس ماده 678 قانون تعزیرات، هرکس در تاسیسات مورد استفاده عموم از قبیل شبکههای آب، برق، تلگراف، تلفن و علایم راهنمایی و رانندگی مرتکب تخریب یا از کار افتادن شود، بدون آنکه قصد اصلی او اختلال در نظم هم باشد، مستحق 3 تا 10 سال حبس است.
براساس ماده 618 هم هر کسی با هیاهو و جنجال، با حرکت غیرمتعارف یا تعرض به افراد، موجب اخلال نظم، آسایش و آرامش عمومی شود یا مردم را از کسب و کار بازدارد، به حبس از 3 ماه تا یک سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
راهکار های فرهنگی جلوگیری از توسعه وندالسیم:
اما مهم ترین مولفه در کنترل وندالیسم ، خشک کردن ریشه و دلایل فرهنگی آن است. به همین منظور خانواده ، مدرسه ، دانشگاه ، صدا و سیما و سایر نهاد های فرهنگی کشور می توانند در کنترل و مهار این پدیده شوم نقش اساسی ایفا کنند.
آموزش و تبلیغ: توجه به امر آموزش و تبلیغ، پیرامون موضوع وندالیسم از جمله راهحلهای اساسی است که برای حل این مساله اجتماعی در برخی کشورها مورد توجه قرار گرفته است.
مطلوب ساختن شرایط محیط زیست: توجه به امور زیباشناسی در ساخت اموال و اماکن عمومی از جهات گوناگون، بهبود و اصلاح محیط زیست و زیباسازی، وندالها را از دست زدن به خرابکاری منصرف میکند و میتواند به عنوان راهحلی مناسب برای مقابله با وندالیسم بکار آید.
ایجاد زمینههایی برای مشارکت مردم: در حل مشکل وندالیسم، به عنوان مثال در سوئد، دانشآموزان مدارس در برنامهای به نظافت وسایل و اماکن عمومی دعوت شدند و به آنان دستمزد هم داده شد. در انجام این فعالیتها، رسانههای گروهی نیز باید مشارکتهای فعالی از خودشان نشان دهند.
نظارت اجتماعی (کنترلهای اجتماعی و غیررسمی) : از دیگر راهحلهای مشکل وندالیسم در برخی کشورها است. استفاده از نیروهای رسمی نظارت و کنترل اجتماعی مانند ابزارهای قانونی و پلیس و کنترلهای غیررسمی مانند ابزارهای اخلاقی، ارزشی، ملی و فرهنگی می تواند موثر واقع شود.
امید است با تلاش در جهت نهادینه کردن ارزش های یک جامعه آرمانی در کشور عزیزمان ایران آثار این پدیده اجتماعی مخرب هر روز در کشورمان کمرنگ و کمرنگ تر شود. به امید آن روز
پوپولیسم (populism ) در لغت به معنای پشتیبانی از حزب مردم می باشد و از دیدگاه جامعه شناسی پوپولیسم به عام گرایی معنا میشود و پوپولیست کسی است که برای رضایت عام فعالیت میکند ، پوپولیست نخبه ستیز است زیرا عوام را بر نخبگان ترجیح میدهد.
پوپولیسم بیشتر در ادبیات سیاسی به کار می رود اما در سایر فعالیت های اجتماعی و فرهنگی نیز معنا و مفهوم می یابد. پوپولیسم مقطعی و گذرا است و پایداری زیادی ندارد. با موجی می آید و با موجی می رود. مسایل بسیاری در کشور تحت تاثیر پوپولیسم قرار دارند که یکی از بارز ترین مصادیق آن فوتبال می باشد. فوتبال در کشور ما پوپولیستی است یعنی با نظر و سلیقه عوام و قاطبه ملت پیش می رود نه بر مبنای اصول صحیح مدیریت. مدیریت در فوتبال کشور ما هیجانی و احساساتی است. البته ریسک پذیر بودن و میدان دادن به نیروهای جوان و جویای نام باعث پیشرفت و تعالی فوتبال می شود ولی این عمل در کنار مدیریت صحیح و غیر هیجانی رنگ پیشرفت به خود می گیرد نه با مدیریت شتابزده و پوپولیستی.
نشانه های پوپولسیت در فوتبال ما چنان عمیق و آشکار است که به راحتی نمی توان آن را از فوتبال کشور زدود. این تفکر خطرناک باعث شده در سال های اخیر فوتبال ما از فوتبال کشور هایی که عمر آنها از عمر برخی ورزشگاه های ما کمتر است ، عقب تر بماند. نتیجه گرایی و بازیکن سالاری از عوارض خطرناک این پدیده می باشد و مربیان و مدیران به هیچ عنوان قادر نیستند در مقابل این خواسته هوا داران عکس العمل منطقی نشان دهند و بازیکن سالاری از تبعات نتیجه گرایی می باشد. از جمله نشانه های پوپولیسم در فوتبال می توان به موارد زیر اشاره کرد:
پرداخت و دستمزد های بی حساب و کتاب :
در علم اقتصاد دستمزد به مبلغی معین اطلاق می شود که در قبال انجام کاری مشخص در مدت زمان معین به افراد پرداخت می شود.
اما در فوتبال کشور ما دستمزد ها هیچ تناسبی با سطح یا کیفیت کار بازیکنان ندارد و همه ادعای دریافت های میلیونی دارند. هر چند در دو سال اخیر قانون عجیب سقف قرار داد ها باب شده است ولی عجیب تر اینکه در این دو سال همه بازیکنان سقف قرار داد ها را رعایت کرده اند!
اظهار نظر های غیر منطقی و اغراق آمیز :
در کشور ما تنها تیم هایی که بیشترین طرفدار را دارند تیم های استقلال و پرسپولیس هستند که متاسفانه بیشتر از سایر تیم ها در معرض تفکر خطر عوام گرایی قرار دارند و از آنجا که بازی و مربیگری در این تیم ها باعث کسب شهرت و در آمد ببیشتر می شود ، بازیکنان و مربیان این دو تیم بعضاً اظهار نظر هایی احساسی و غیر منطقی می کنند که با واقعیت فاصله دارند و دستیابی به آنها در شرایط طبیعی غیر ممکن است ، اما از آنجا که بقا در این دو تیم ارزش دارد ، دست زدن به هر ترفندی توجیه دارد و در واقع هدف وسیله را توجیه می کند. البته در سایر تیمها نیز این نوع ادبیات اغراق آمیز دیده می شود ولی به دلیل کمتر پرداختن به سایر تیم ها این اظهار نظر ها کمتر به چشم می آید. دادن قول قهرمانی ، جلوگیری از سقوط ، مقصر دانستن سایرین در شکست ها و ... بخشی از این قبیل اظهار نظر ها می باشند که به کرات از مربیان می شنویم که به چند نمونه از این آنها اشاره می کنیم: آقای دایی قبل از بازی با تیم های حریف در جام باشگاه های آسیا عنوان می کرد که در همان نیمه اول کار را تمام می کنیم ولی باخت یا تساوی نصیبشان می شد. اگر پنالتی به نفع پیروزی در آسیا گرفته نمی شد ، ایشان نداشتن نفر در کنفدراسیون آسیا را علت ناداوری می دانست ولی وقتی در تاشکند گل صحیح ازبک ها مردود اعلام شد و داور یک پنالتی مسلم هم به ضرر پیروزی نگرفت ، ایشان عدم دقت در ضربات آخر را علت نتیجه نگرفتن اعلام کرد. آقای مظلومی در جایی فرموده اند : سال بعد( یعنی امسال) قهرمان ایران و آسیا می شویم! این نوع اظهار نظرات غیر منطقی و پیش بینی های غیر واقع از نشانه های فوتبال سنتی و احساساتی می باشد که در آن جلب رضایت تماشاگر بیش از هر چیزی مهم تر است.
استفاده از مربیان جوان و احساساتی :
استفاده از مربیان جوان که هنوز عرق بازگری شان خشک نشده یکی دیگر از نشانه پوپولیسم در فوتبال است. در واقع باشگاه ها سعی در استفاده از قوای کاریزماتیک این نیرو ها دارند غافل از این نداشتن تجربه ، کم سن و سال بودن مربیان جوان ، همبازی بودن با برخی از بازیکنان تیم در سال های نه چندان دور تاثیر کاریزمای این مربیان را تحت تاثیر قرار خواهد داد و این مربیان حتی در برخورد های خود با هم بازیهای سابق خود دچار مشکل می شوند چه برسد به دیکته کردن نکات علمی و فنی. آقایان تقوی ، مهابادی ، تارتار ، دائی ، پیروانی ، استیلی ، فکری ، گل محمدی ، عزیزی ، منصوریان و... بازیکنان غیور و دلاوری بودند که روحیه شهامت و جنگندگی آنها مثال زدنی بود ، ولی ورود زود هنگام آنها به عرصه مربیگری بعضاً از این چهره های محبوب چهره هایی نا آرام و خشن ساخت که انصافاٌ اجل از شخصیت آنها بود. نمونه بارز آن علی دایی که می توانست با کسب تجربه مربیگری در میادین کوچک و بزرگ و بزرگتر ، با اقتدار وارد عرصه ملی شود ، اما با ورود زود هنگام به این عرصه و کسب یکی دو قهرمانی نصفه و نیمه و کمرنگ عملاً خود را از کسب دانش فنی محروم کرد. ( ترکیب تیم سایپا در سالی که سایپا قهرمان شد ، توسط مربی خارجی انتخاب شده بود و در سال بعد ایشان با تیم سایپا دوازدهم شد و قهرمانی با تیم پیروزی در 2جام حذفی که بیشتر شانس در جام حذفی حرف اول را می زند. )
اسطوره ای که با 109 گل ملی آقای گل جهان شد و این درحالی بود که در روز های اوجش ، کریم باقری پنالتی زن اول تیم بود ولی پوشکاش (دومین گلزن برتر جهان ) 26 گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رسانده است . بماند که با طحال پاره و سر بانداژ شده در زمین برای آبروی ایران و ایرانی می دوید و تلاش می کرد. کاری که شاید امروز خیلی از جوانان سالم تیم ملی انجام ندهند.
دادن القاب و عناوین بی حساب و کتاب :
از دیگر نشانه های فوتبال عوام گرایانه دادن القاب و عناوین بی حساب و کتاب به مربیان حتی بازیگران می باشد که به نوعی منجربه تهییج افکار عمومی و بالا رفتن توقع تماشاگران می شود. القابی نظیر سلطان ، خان ، ژنرال ، سناتور ، امپراطور ، شهریار ، کمیسر ، گروهبان ، آدمیرال ، سردار ، موشک و هلی کوپتر و ... که به صورت واگنی و فله ای به مربیان و بازیکنان اطلاق می شود باعث می شود نوعی بار روانی کاذب در افراد ایجاد شود و صد البته بازار گرمی هم برای صاحبان القاب در پی خواهد داشت. البته بیشترین سوء استفاده از این بازار گرمی ها توسط برخی نشریات زرد صورت می گیرد که خود مبدع این القاب هستند ، وگرنه بر همگان آشکار است بزرگانی نظیر پروین ، مرحوم ناصر حجازی ، عابد زاده و یا حتی علی دائی نیازی به این القاب پاکتی ندارند.
چشمک های صدا دار در محرومیت های مادام العمر :
بعد از گذشت 10 دوره از لیگ برتر بر همه آشکار شده است که ژست تنبیهات شدید و محرومیت های مادام العمر و جریمه های آنچنانی ، چشمک صداداری است که فدراسیون و کمیته به انضباطی آنقدر آن را تابلو اجرا کرده اند که بازیکنان خارجی هم به توخالی بودن تهدیدات این دو نهاد پی برده اند. امروزه بازیکنان پی برده اند که بالاترین جریمه کمیته انضباطی جریمه ، جریمه نقدی است که با توجه به در آمد بالای بازیکنان ، کسی به زحمت نمی افتد. در فوتبال ما کسر امتیاز ، محرومیت مادام العمر ( مثل کره و چین) ، سقوط به دسته پائین تر و ... خنده دار به نظر می رسد مخصوصاً وقتی پای تیم های آبی و قرمز در میان باشد.
تابوی جریمه نقدی در فوتبال:
به راستی جریمه چند میلیون تومانی و دادن یک یا دو جلسه استراحت به اسم محرومیت می تواند جلوی بی نظمی ها و خود سری های بازیکنان و مربیان را بگیرد؟ به نظر شما آیا نباید جریمه بازیکنی که چند میلیون تومان در یک فصل دستمزد می گیرد با میزان دستمزدش تناسب داشته باشد تا بازدارندگی ایجاد کند؟
آسیب شناسی فوتبال :
اما معضل فوتبال ما فقط سطحی نگری و عوام پسندانه مدیریت کردن نیست. معضلات عدیده ی دیگری بر روح فوتبال ما مستولی شده که به برخی از آنها اشاره می کنیم.
الف) نا مشخص بودن متولی اصلی فوتبال در مملکت
از دیگر معضلات چشمگیر فوتبال ما مشخص نبودن متولی اصلی فوتبال در مملکت است. سازمان تربیت بدنی ، سازمان لیگ برتر ، فدراسیون فوتبال ، هیات فوتبال تهران ، کمیته انضباطی و در راس همه فیفا . البته تولیت ورزش کشور دچار یک پدر خواندگی زیرزمینی شده که به هیچ عنوان به نفع ورزش کشور مان نیست. استفاده از مربیان و بازیکنان خارجی ضعیف در فوتبال نشان از فعالیت زیر پوستی یک مافیای بزرگ ورزشی دارد که به هیچ عنوان به صلاح ورزش و فوتبال مملکت نیست.
ب) جا بجایی بیش از حد بازیکنان
نکته دیگر در عقب ماندگی فوتبال ما جابجایی بیش از حد بازیکنان به دلایل عدیده مالی و غیر مالی می باشد. به طور مثال در لیگ برتر ایران 500 بازیکن فوتبال حضور دارند از میان این تعداد بازیکن 40 تا 50 درصد آنها در فصل نقل و انتقالات دچار تغییرات میشوند و این باعث ضربه به تیمهای لیگ می شود. همیشه تیمهایی که کمتر دچار تغییر و تحول میشوند نوسان کمتری در طول فصل خواهند داشت.
ج) سوء مدیریت در جذب بازیکن و مربی خارجی
استفاده از مربی و بازیکن خارجی در همه جای دنیا معمول و مورد پسند است. در صورتی که استفاده از این نیرو ها باعث پشتوانه سازی و بستر سازی مناسب برای نسل بعد شود و سعی شود هر سال از تعداد آنها کاسته شود.از سویی باید بازیکنانی خریداری شوند که به نوعی تاثیر گذار و کلیدی باشند. اما برخی از این بازیکنان که در سال های اخیر وارد کشور شده اند در حد بازیکنان تیم محلات نیز نبودند. نمونه آن دی کارمو بازیکن محبوب افشین قطبی که الان در برزیل پرنده فروشی دارد.
این تجارت زیرزمینی و پدر خواندگی در فوتبال یا به عبارت دیگر مافیای فوتبال ، رانت خواری را توسعه می دهد و بودجه بیت المال به جیب دلال ها و رانت خوار ها سرازیر می کند.
د) بیثباتی مدیریت به دلیل دولتی بودن باشگاهها
علی رغم ضرب الاجل فیفا درباره حصوصی سازی فوتبال ، مالکیت در فوتبال ایران هنوز دولتی و سیاسی است. بنابراین مدیریت در باشگاهها ثابت نیست و هیات مدیره نقش چندانی ندارند. مادامی که تیم های بزرگ بیشتر از منابع دولتی تغذیه می شوند ، تیم های بازیکن ساز کوچکتر مثل ملوان ، فجر شهید سپاسی ، راه آهن و . . . زیر چرخ های مافیایی تیم هایی نظیر ذوب آهن ، سپاهان ، استقلال و پرسپولیس له می شوند چرا که بودجه های بی حساب و کتاب این تیم ها مبلغ قرارداد رحمتی را که در قابل قیاس با عابد زاده و حجازی نیست و سال های نوری با آنها فاصله دارد تا بیش از یک میلیارد تومان قرار داد می بندد.
و) داوری فوتبال
در این که داوری یکی از سخت ترین و پردغدغه ترین مشاغل دنیا می باشد شکی نیست. داور باید در کمتر از صدم ثانیه تصمیم بگیرد . گاهی اوقات داور باید همزمان 5 فاکتور کنترل نماید. (در زمان آفساید دارو باید توپ ، بازیکن ارسال کننده ، بازیکن دریافت کننده ، آخرین نفر حریف و کمک داور را کنترل نماید که با وجود داشتن دو چشم این فعل از نظر علمی غیر ممکن است) داوران کشور ما نیز از سالم ترین و پاک ترین داوران دنیا هستند و از آنجایی همه آنها علاقه به قضاوت در سطوح بالا دارند ، مسلماٌ آینده فوتبالی خود را با سوت زدن به نفع یک تیم خاص تباه نمی کنند . اما نکته اصلی در مورد قضاوت داوران ایرانی عدم اجرای قانون در برخی موارد خاص می باشد که دیگر از اشتباه داوری فراتر می رود. در واقع در برخی صحنه ها اشتباه داوری وجود ندارد اشتباه داور است که مسلماً اشتباه داور جزء فوتبال نیست. گاهی اوقات داور متوجه یک صحنه خطا یا اوت نمی شود. مثل همه داوران دنیا و این جزئی از فوتبال است .اما گاهی اوقات متوجه خطا می شود ولی قانون را ناقص اجرا می کند. به عنوان مثال در حالتی که بازیکن موقعیت صد در صد گل داشته باشد و روی او خطا شود ، اعلام پنالتی و اخراج بازکن خاطی محرز است. اما برخی داوران با توجه به جو ورزشگاه ( مخصوصا اگر هوابی قرمز یا آبی باشد) پنالتی اعلام می کنند ولی از کارت زرد استفاده می کنند که دیگر به این «اشتباه داوری» نمی گویند و این « اشتباه در داوری» است که جزو آفت های فوتبال محسوب می شود.
ز) استفاده از فعل است به جای فعل بود !
ما همواره از بهترین تیم آسیا و بهترین تماشاگران دنیا صحبت می کنیم و جای بسی تعجب است. چرا که ما زمانی بهترین تیم آسیا بودیم و بهترین تماشاگر دنیا را داشتیم و اصرار در این امر جالب است.
روزگاری تیم های عربی آرزوی بازی با ملوان و راه آهن را داشتند چه برسد به استقلال و پیروزی . امروز تیم ملی ما توان برد قاطع هیچ کدام از تیم های عربی را ندارد و باید با ترس و لرز با آنها بازی کنیم.
در مقدماتی بازیهای جام جهانی امارات به همه تیم ها باخت و از هشت بازی یک امتیاز گرفت آن هم از تیم ما ( بماند که جواد خیابانی در شب گزارش آن را یک تساوی با ارزش در خانه حریف نامید!) فوتبال ایران در آسیا از قدرتمندترین فوتبال ها بود اما در سال های اخیر مسائلی به وجود آمد که باعث شد فوتبال درجا بزند. درباره تیم ملی نیز همین طور بود و باید گفت که این مسائل باعث میشود فوتبال ایران روند نزولی داشته باشد چون مناسبات فوتبال ایران حرفهای و بینالمللی نیست و فقط مناسبات داخلی دارد.
ز) عدم پشتوانه سازی
چندی قبل در تیتر اول نشریه صبح زاهدان خواندم ورزشگاه 15 هزار نفری زاهدان افتتاح شد. هفته بعد همین نشریه تیتر زد – حالا تیم می خواهیم ! –
به نظر شما استانی که مهد کبدی است و یا بهترین دونده ها را دارد بدون پشتوانه می تواند وارد لیگ برتر شود. نمونه اش را در استان کرمانشاه دیدیم . استانی که مهد کشتی است و با شیرین فراز کرمانشاه آبروی فوتبال مملکت را هم برد و در بعضی بازیها لقب 6 تایی ها و 5تایی ها گرفت.
خرید تیم بدون پشتوانه سازی ، یعنی ضربه به فوتبال آن استان یا شهر .
اصلا خرید و فروش یک تیم معنا ندارد. مثل این که شما درس بخوانید و کنکور قبول شوید ولی صندلی خود در دانشگاه را به پسر پولدار همسایه بفروشید.فوتبال بدون پشتوانه یعنی تیم ملی ضعیف. فوتبال بدون پشتوانه یعنی حذف هر چهار تیم از بازیهای آسیایی. فوتبال بدون پشتوانه یعنی رده ششم آسیا .
و) تضاد فوتبال دولتی با درآمدزایی
در تمام دنیا فوتبال در چرخه اقتصاد نقشی اساسی دارد.در کشور ما ورزش به ویژه فوتبال در انحصار مالکین دولتی است . چون افراد دیگری سرمایه گذاری می کنند در نهایت در تصمیمها نیز دخالت خواهند کرد و این سودآوری میسر نخواهد شد.
وقتی فوتبال کشورهای اروپایی مانند اسپانیا، آلمان و ایتالیا را بررسی میکنیم خواهیم دید فوتبال در این کشورها جزء گزینه های سودآوری اقتصادی است. اما متاسفانه در ایران نه تنها این سودآوری وجود ندارد بلکه هیچ اجازهای هم داده نمیشود که نزدیک این موضوع برویم و روز به روز
هزینهها بالا میرود اما درآمد باشگاه ها کاهش مییابد و این ناهماهنگی باعث ضربه به فوتبال خواهد شد. باشگاهها باید برای درآمدزایی آزاد شوند تا زمانی که ابزار درآمد را در اختیار نگیریم مصیبت درآمد خواهیم داشت.
اگر باشگاهها درآمدزا شدند مقداری از این درآمد را به فدراسیون خواهند داد. آزاد کردن باشگاهها برای درآمدزایی باعث حرکت چرخ فوتبال در کشور خواهد شد. در دنیا فوتبال حرفهای به دولتها مالیات میدهد که دولتها هم از این مالیات به ورزش همگانی در جوامع کمک می کنند، اما در ایران کاملاً برعکس است. پول از ورزش همگانی گرفته میشود و به باشگاهها داده میشود و از ورزش همگانی درآمدزایی صورت میگیرد. به طور مثال یک استخر را از پول بیت المال احداث میکنند و به بخش خصوصی اجاره میدهند و افراد آن منطقه باید پول را به آن بخش خصوصی بدهند و کاملاً یک سیکل برعکس در ایران طی میشود که نه تنها مانع رشد باشگاهها و فوتبال میشود بلکه رشد ورزش شهروندی را هم میگیرد.
فروش امتیاز بازی ها به تلویزیون نیز یکی از بخش های قابل بحث در اقتصاد فوتبال است. فوتبال اگر چه یکی از پردرآمدترین رشته های ورزشی است، اما مخارج هنگفتی را نیز باید صرف نگهداری آن کرد. یکی از پرخرج ترین بخش های فوتبال ورزشگاه هاست، مکانی که تابلوهای تبلیغاتی به زیباترین شکل در آن آذین شده است. خرید بازیکنان نیز یکی از پرخرج ترین و به نوعی پردرآمدترین قسمت های تیمداری و فوتبال است. زمانی که در رشد سالیانه اقتصاد فرانسه فوتبال ۳ درصد تأثیرگذار است، نمی توان از کنار آن به راحتی گذشت. باشگاه های بزرگی چون منچستر یونایتد یا رئال مادرید که نام باشگاه را برخود دارند ، جزو کارخانجات و بنگاه های درآمدزا محسوب می شوند. در دنیای امروز نمی توان بدون حمایت شرکت های بزرگ و تبلیغ کالاهای روز به ورزش به ویژه، به فوتبال ادامه داد.. گردش پول در فوتبال امروز به گونه ای سیستماتیک شده که دیگر گریزی از آن نیست، فوتبال حرفه ای ما نیز بدون این نگاه هرگز قادر به ادامه زندگی نخواهد بود.
امروز فوتبال در سایه برنامه ریزی و مدیریت صحیح پیش خواهد رفت. بر همگان آشکار است که غنای فوتبال ما ریشه در فوتبال محلات ، زمین های خاکی اطراف شهر ها و کوچه و پس کوچه ها دارد. هدف زیر سوال بردن فدراسیون فوتبال نیست . هدف بزرگنمایی ریشه و اصالت فوتبال ماست که کمی در حق آن بی انصافی می شود و سعی داریم رشد نه چندان سریع و حلزونی فوتبال مان را به چند لیگ نیم بند و نه چندان حرفه ای ربط دهیم . انصاف بدهیم که تعالی و غنای فوتبال در مدارس فوتبال که عملا مختص خانواده های پولدار می باشد هم به دست نمی آید. مدارسی که به گفته هیات فوتبال تهران از 290 مدرسه فوتبال فقط 10 مدرسه مجوز رسمی دارند و بقیه هیچ گونه مجوز فعالیت ندارند.
حقیقتا اگر ورزش دیگری به جز فوتبال در این منجلاب فساد خرید و فروش و زد و بند های آشکار و غیر آشکار مربی و بازیکن و لیدر ، نتایج ضعیف مقدماتی و جام باشگاه های آسیا ، دعواهای قبلیه و فله ای مربیانی و بازیکنان تیم ملی داوری های عجیب ، حمایتهای آشکار و نهان از تیم های آبی و قرمز و غیره می افتاد ، از اذهان عموم پاک می شد و دیگر هیچ. اما دلسوزی های بزرگان فوتبال و ریشه دار بودن این ورزش در شهر و روستاها و محلات آن را هنوز سرپا نگه داشته است. بهتر مسئولین با درایت و دلسوزی بیشتر به این قضییه نگاه کنند و راه را برای عرض اندام دلاوران ایرانی در عرصه های مختلف آسیایی و جهانی بازکنند و اعتبار و آبروی اصلی فوتبال ایران را به کشور بازگردانند.