باسمه تعالی
ضرورت احیای بازی های بومی و محلی در جامعه
تغییر ذائقه نسل جدید در بازی های کودکانه
به باور بسیاری از کارشناسان و متخصصان علوم انسانی، «بازی» یک رفتار بچه گانه و معمولی نیست و در عین سادگی، ارزانی و غیر واقعی بودن، نوعی آموزش پیشرفته و مدرن محسوب می شود که اثرات و کارکرد های مثبت اجتماعی فراوانی به همراه دارد. به همین منظور «بازی» و کارکرد های آن در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از مربیان، پژوهشگران، روان شناسان و والدین در سراسر دنیا قرار گرفته است. نقش «بازی» در تقویت اعتماد به نفس، افزایش خلاقیت، آموزش علوم پایه، تقویت قوای حسی و جسمی، تخلیه انرژی، مقابله با اضطراب، تقویت مهارت های کلامی و ذهنی، تقویت حس تعادل، ایجاد حس نوع دوستی و تعامل با دیگران، افزایش سلامت روان و جسم، زایش انگیزه، تبادل ایده و افکار و ... انکار ناپذیر است. در حقیقت «بازی» با همسالان را می توان الفبای یادگیری مهارت های اجتماعی و مدل مینیاتوری تعاملات بشری، در سنین کودکی قلمداد کرد. جالب اینکه با وجود کارکرد های بی شمار و موثر، «بازی» یکی از بی تکلف ترین و آسان ترین مهارت های اجتماعی می باشد که به هیچ عنوان متاثر از قوانین، توقعات و انتظارات جامعه نیست. حجت بی بدیل فاقد پیچیدگی و بی تکلف بودن بازی، تعیین قواعد بازی توسط خود کودکان می باشد و به همین علت «بازی» هیچگاه تحت تاثیر قواعد وضع شده در اجتماع قرار نمی گیرد. در بازی های کودکان نوشتن فیلمنامه، دکوپاژ، میزانسن یا صحنه آرایی، موسیقی متن، تعیین نقش افراد و ... توسط خود بچه ها صورت می گیرد و در هر لحظه از بازی، امکان جابجایی نقش ها، لوکیشن و حتی متن فیلنامه قابل تصور است! چرا که بازی وسیله ای یا راهی برای رسیدن به هدف نیست، بلکه خود بازی هدف است و به قولی «مقصد بازی راه است.» بازی زبان مشترک همه بچه ها با فرهنگ ها و قومیت های گوناگون می باشد که گاهی اوقات بدون هیچ وسیله جانبی اجرا می شود و ممکن است ساعت ها طول بکشد و آنها را سرگرم بدارد. شور و نشاط، هیجان، سرگرمی، تفریح و لذت از مولفه های یک بازی سالم محسوب می شوند که زمینه ادامه یا تکرار آن را در اولین فرصت مناسب، فراهم می سازند. خستگی و زمان در بازی مفهوم خود را از دست می دهند. زمان در حین «بازی» متوقف می شود و تنها چیزی که کودکان در این مدت بدان نمی اندیشند، دنیای اطراف است. این تخلیه فکری و حذف موقت پلشتی های ذهن، بهترین زمان آموزش مهارت های اجتماعی، فرهنگی و حتی علمی به کودکان است. به همین منظور کارشناسان در شیوه آموزشی «های اسکوپ» یا همان «آموزش مبتنی بر بازی» اصولی را طراحی نموده اند که با اجرای این اصول، آموزش علوم پایه از طریق بازی امکان پذیر می شود.
بازی در گذر زمان
بازی از دیر باز در جوامع انسانی و در بین اقشار مختلف جامعه با سنین و نگرش های متفاوت، جایگاه به خصوصی داشته است. در واقع بازی هیچگاه مختص کودکان نبوده و بسیاری از بزرگ سالان نیز به انجام بازی های مختلف می پرداختند. هر چند در عصر حاضر نیز بسیاری از افراد جامعه به انجام برخی بازی ها ( علی الاخصوص در مهمانی ها، مراسمات و اعیاد) علاقه خاصی از خود نشان می دهند، ولی در مجموع به سبب تغییرات اجتماعی و دگرگونی سبک زندگی، اغلب بزرگسالان، ترجیح می دهند اوقات فراغت خود را با ورزش و یا سرگرمی هایی نظیر مسافرت، رفتن به مهمانی یا مهمانی دادن، مطالعه روزنامه، مجله و کتاب، حل جدول، تماشای تلویزیون، دور دور کردن با خودرو، وب گردی و ... پر کنند. بازی در اعصار گذشته شکل ها و انواع مختلفی داشت. در گذشته کودکان مصریان باستان مثل کودکان امروز با عروسک، حیوانات چوبی، توپ، سنگ، فرفره و... بازی می کردند. در رم باستان نیز کودکان با عروسک های چوبی یا گلی بازی می کردند. بازی با توپ و بازی های فکری نیز از دیگر بازیهای رایج کودکان رومی بود. آنها همچنین خود را با ارابه های اسباب بازی یا استخوان حیوانات سرگرم می ساختند. یافتن جغجغه ای با قدمت چند هزار ساله نشان می دهد سابقه بازی و سرگرم ساختن کودکان به اندازه قدمت حیات بشر روی کره خاکی است. البته همزمان با توسعه و پیشرفت بشر، بازی ها نیز تحت تاثیر این پیشرفت ها قرار گرفتند و متنوع تر شدند. با توسعه دانش به خصوص علم ریاضیات بازی های فکری نیز ابداع شدند و در کنار بازی های حرکتی، بازی های ذهنی نیز نظیر شطرنج، پازل یا جور چین، دبرنا، تانگو و ... رواج پیدا کردند.
انواع بازی ها
هر چند تنوع و تعدد بازیها امکان دسته بندی و جدا سازی آنها را کمی دشوار می سازد ولی در مجموع می توان بازیها را می توان به چهار دسته کلامی، ذهنی، حرکتی و مجازی تقسیم بندی کرد. «بازی های کلامی» که به هیچ گونه وسیله و امکانات نیاز ندارند به بازی هایی اطلاق می شوند که در آنها افراد با به کاربردن عبارت های مختلف و بازی با کلمات خود را سرگرم می سازند. بازی هایی نظیر چیستان، بیست سوالی، هُپ هُپ، مشاعره، یه مرغ دارم روزی ... عدد تخم می ذاره، تکرار چند باره یک جمله که کلمات آن دارای شباهت های آوایی می باشند( دایی چاقه، چایی داغه)، دادن پاسخ معکوس به سوالات و ... از جمله بازی های کلامی محسوب می شوند.
«بازی های ذهنی» که عمدتاً به وسایل و امکانات ساده ای نیاز دارند در تقویت قوای ذهنی موثر هستند. از قدیمی ترین بازی های ذهنی می توان به شطرنج، دوز، اسم و فامیل، حل چیستان و معما، سودوکو، تانگو، پازل یا جورچین و ... اشاره کرد که درگیری ذهن در این بازی ها، بیش از سایر اعضای بدن می باشد.
«بازی های حرکتی» نیز به بازی هایی اطلاق می شود جنب و جوش و تحرک اصلی ترین شاخصه آنها محسوب می شوند. دامنه بازی های حرکتی بسیار فراتر از بازی های کلامی و ذهنی است و بالتبع طرفداران بیشتری نیز دارند. گرگم به هوا، قایم باشک، استپ هوایی، نون بیار کباب ببر، یه قل دو قل، هفت سنگ، جفتک چار کش، خاله بازی، سنگ، کاغذ، قیچی، بالا بلندی، نقطه بازی، تیله بازی، گردو بازی، خروس جنگی، زو، شاه و وزیر، الک دولک، شمع گل پروانه، عمو زنجیر باف، کلاغ پَر، گل یا پوچ، لی لی، وسطی و … از جمله بازی های حرکتی می باشند که البته در عصر حاضر کمتر به آنها پرداخته می شوند.
«بازی های مجازی» نیز به بازی های اطلاق می شود که از طریق یارانه و در فضای مجازی اجرا می شوند. این بازی ها که در حال حاضر طیف وسیعی از کودکان، جوانان، نوجوانان و حتی بزرگسالان را به خود سرگرم داشته اند از جمله بازی های ابداع شده در عصر اطلاعات می باشند. بازی های مجازی که به صورت انفرادی، دو نفره، گروهی، آنلاین و آفلاین قابل اجرا هستند، در سال های اخیر جایگزین بسیاری از بازی های کلامی، ذهنی و حرکتی شده اند.
بازی های بومی و سنتی در ایران
توجه به دانش و فرهنگ در ایران باستان و از سویی گستردگی اقلیمی و تنوع قومی و قبیلهای در کشور، باعث شده تا انواع بازیهای بومی و سنتی را با اهداف خاص و در مناسبت های گوناگون در استان های مختلف کشور شاهد باشیم. دلیل این مدعی نیز انجام بازیهای مختلف بومی و سنتی در اعیاد مختلف، مراسم شادی، عروسی، کشاورزی، موسم برداشت محصول، تغییر فصول، بارش باران، دفع خشکسالی و... در نقاط مختلف ایران می باشد. هر چند این بازی ها نیز تحت تاثیر سبک زندگی قرار گرفته اند ولی هنوز در برخی از نقاط ایران پرداختن به این بازی ها توسط عشایر و روستائیان رونق دارد و بخشی از ساختار زندگی آنان را تشکیل می دهد. این بازیها در دو گروه فضای باز و فضای بسته تقسیم بندی می شوند و این امکان را برای افراد مهیا میکنند که در هر مکان و شرایطی بتوانند از اوقات فراغت خود بهترین بهره را ببرند. ضمن آنکه هر کدام از این بازیها را میتوان به گروهبندیهای دخترانه و پسرانه نیز تقسیم کرد. از سویی اکثر استان های کشور دارای بازی های سنتی و بومی خاص خود می باشند ولی در در مجموع ساختار برخی از بازیها به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در اکثر نقاط ایران مشترک می باشد.
تغییر سبک زندگی، تغییر ذائقه بازی
با وجود اثرات مثبت بازی های حرکتی و ذهنی، ژانر جدیدی از بازی به نام بازی رایانه ای در جدالی نابرابر اکثر بازی های حرکتی را تحت الشعاع قرار داده است؛ تا جایی بچه ها کمتر علاقه ای به انجام سایر بازی ها نشان می دهند و حتی اسامی بسیاری از آنها را نیز تا کنون نشنیده اند! با این وجود هنوز هم بازی های سنتی در برخی شهر ها و روستا طرفداران خود را دارد و به صورت جسته گریخته انجام می شوند. ولی به جرات می توان گفت کمتر بچه ای در کشور وجود دارد که با بازی های رایانه ای آشنا نباشد و یا اینکه نام آنها را نشنیده باشد. هر چند در مشاهدات میدانی و عینی، اثری از ثمرات و کارکرد های مثبت بازی های رایانه ای به چشم نمی خورد، ولی هنوز هم برخی کارشناسان به اثرات مثبت بازی های رایانه ای اعتقاد دارند و بر این باورند بازی های رایانه ای می توانند در ایجاد انگیزه ، افزایش خلاقیت و ... موثر باشند اما در عمل می بینیم که موارد ذکر شده دست کم در محیط اطراف ما چندان کارآیی ندارند و به گفته یکی از دانش آموزان تنها فایده ای که انجام بازی های رایانه ای داشته اند،کسب مهارت در خواندن اسامی بازیکنان فوتبال در اثر استمرار در انجام بازی های فوتبال رایانه ای بوده است!
چی بازی کنیم؟
بدون شک به کار بردن جمله « چی بازی کنیم؟» توسط بچه های دهه های قبل، در مهمانی ها و مراسم مختلف، نشان از تنوع بسیار در بازی های فکری و حرکتی داشت. اما در حال حاضر نیازی به استعلام و پرس و جو در خصوص انتخاب بازی نیست و اولین گزینه روی میز، بازی های کامپیوتری است که به طرز فزاینده ای نیز در حال افزایش هستند. دردمندانه اینکه اگر تا دیروز برای انجام بازی حتماً نیاز به رایانه یا لپ تاپ بود امروز با رونق گوشی های هوشمند و اتصال آنها به اینترنت امکان انجام بازی های رایانه ای در هر کوی و برزن فراهم شده است.
دلایل گسترش بازی های رایانه ای
به طور حتم تغییر سبک زندگی و آپارتمان نشینی را می توان یکی از دلایل عمده گرایش به دنیای دیجیتال و به ویژه بازی های رایانه ای دانست. نبود یا مشاع بودن حیاط و پارکینگ بسیاری از مجتمع های آپارتمانی، فضای کم محیط داخل خانه، ایجاد مزاحمت برای طبقات مجاور در صورت انجام بازی های حرکتی و ... باعث شده تا خانواده ها سعی کنند بچه ها را در محیط کوچک آپارتمان و بدون ایجاد مزاحمت برای سایرین، سرگرم کنند. البته این همه ماجرا نیست و مشغله زیاد خانواده ها و تمایل نداشتن به بازی با کودکان، افزایش ساخت و ساز و کمبود زمین های خاکی در سطح شهر ها، افزایش جمعیت خودرویی کشور و عدم امکان بازی در کوچه ها، تنوع برنامه های تلویزیونی، شهریه بالای اماکن ورزشی و تفریحی، بروز برخی مشکلات اخلاقی در سطح جامعه و در نهایت جذابیت های تصوری و گرافیکی و به روز بودن بازی های رایانه ای موجب شده تا بچه ها کمتر در خارج از خانه به بازی بپردازند. دلایل ذکر شده از جمله عوامل از رونق افتادن بازی های حرکتی، ورزش و حتی حرکات ورزشی در جامعه کنونی می باشند. از سویی ارزانی و افزایش ضریب نفوذ تجهیزات الکترونیکی و رایانه ای باعث شده تا کودکان و حتی بزرگسالان، بیش از گذشته به دنیای دیجیتال پناه ببرند. در واقع استمداد از فن آوری های نوین و پر کردن اوقات فراغت با تماشای برنامه های تلویزیون، ماهواره، سی دی، وب گردی و انجام بازی های دیجیتال با رایانه و گوشی همراه به عنوان دم دست ترین و ارزان ترین راهکار ها، مورد توجه بسیاری از خانواده ها قرار گرفته است.
«گوشی بازی» جایگزین «بازیگوشی»!
در حال حاضر دوران کودکی و نوجوانی بسیاری از کودکان که عمدتاً باید تخلیه انرژی و به اصطلاح بچگی کردن پر شود، به دورانی خاکستری و آرام تبدیل شده است که انزوا، کم تحرکی، افسردگی، بی خوابی و گوشه نشینی از شاخصه های بارز آن است. الف -ص دانش آموز پایه هشتم یکی از شهر های شمالی کشور است که به گفته خودش روزی 4 الی 5 ساعت پای رایانه شخصی می نشیند و به انجام بازی های رایانه ای می پردازد. البته یک تا دو ساعت بازی در کافی نت و گیم نت و یک ساعت بازی با موبایل قبل از خواب را نیز باید به ساعات استفاده مدرن از تکنولوژی ایشان اضافه کرد. در واقع اگر تا چند سال قبل «بازیگوشی» یکی از ویژگی های کودکان و نوجوانان بود، در حال حاضر «گوشی بازی» به یکی از عادت های ناپسند بچه ها تبدیل شده است که علاوه بر ادای این عادت تکنولوژیک در منزل، در کلاس درس و حتی مهمانی ها، قضای آن را نیز در اتوبوس، مترو، سرویس مدرسه و حتی قبل از خواب در رختخواب به جای می آورند!
مجروحان واقعی در جنگ های مجازی
بی شک در خصوص عوارض بازی های رایانه ای و استفاده مکرر از تجهیزات دیجیتالی مطالب زیادی شنیده ایم. کم تحرکی، مشکلات عضلانی و اسکلتی، خشکی چشم، احساس درد در ناحیه مچ و کمر، بروز بیماری های گوارشی، مشکلات کلیوی در اثر محبوس نگاه داشتن مثانه و تخلیه دیر به دیر آن، خوردن غذای ناکافی یا بد غذا خوردن برای انجام ادامه بازی، گوشه گیری و انزوا و ... از اثرات منفی جسمانی بازی های رایانه ای محسوب می شوند. اما اساسی ترین مشکل در این بحث، ناهنجاری های روانی و تبعات روحی ناشی از بازی مداوم و به عبارتی اعتیاد به این بازیها می باشد. زنگانه مدیر یکی از مدارس متوسطه دوره اول در این باره می گوید: «در مسیر این مدرسه که متوسطه (دوره اول) محسوب می شود، چندین کافی نت قرار دارد که برخی بچه ها قبل از آمدن به مدرسه و بعد از مدرسه بدون استثنا سری به این کافی نت ها می زنند. بماند که بعد از ناهار و کمی استراحت نیز به صورت رسمی به کافی نت رفته و ساعت ها سرگرم انجام بازی های خشن، نامناسب و هنجار شکن می شوند.»در حقیقت نبود اراده برای ترک بازی های رایانه ای و همان اعتیاد به این قبیل بازی ها، مخرب ترین اثر این فرآیند است که رهایی از آن نیاز به زمان زیاد و برنامه ریزی اساسی دارد و متاسفانه باید اذعان کرد که «مجروحان» این جنگ های خیالی نیاز به «درمان واقعی» دارند!
سخن پایانی
اثرات مثبت و بی شمار بازی های فکری و حرکتی، امکان آموزش برخی مفاهیم علمی از طریق بازی، درمانگری برخی اختلالات از طریق بازی درمانی و ... باعث شده تا در سال های اخیر به منظور توسعه و پرداختن به این بازی ها اقدامات مختلفی صورت پذیرد. بدون شک راه اندازی فدراسیون ورزش روستایی و بازی های بومی و محلی و برگزاری جشنواره های بازی های بومی و محلی در استان های مختلف کشور در همین راستا می باشد. نقش رسانه ملی را نیز نباید در این مقوله نادیده گرفت. گنجاندن بازی های بومی و محلی در مسابقات تلویزیونی و برخی فیلم ها و سریال ها می تواند در احیای این بازی ها موثر باشد. امید است خانواده ها نیز در محدود کردن فرزندان شان در استفاده افراطی از بازی های رایانه ای تلاش بیشتری از خود نشان دهند و به منظور سرگرم کردن فرزندان شان، آنها را با تجهیزات الکترونیکی مختلف مسلح نکنند چرا که خلع سلاح کودکان از این تجهیزات کاری بسیار دشوار و زمان بر است!
وحید حاج سعیدی
ضرورت بازنگری در شیوه های احقاق حقوق مشتریان و خریداران
آیا همیشه حق با مشتری است؟!
وحید حاج سعیدی
خرید و فروش کالا یا به عبارتی داد و ستد روزانه را می توان از قدیمی ترین معاملات بشری بر شمرد. در گذشته و در ادوار مختلف تاریخی، خرید و فروش به صورت تهاتر یا همان پایاپای صورت می گرفت که بعد ها با اختراع پول و سکه، اشکال دیگری به خود گرفت ولی در مجموع می توان گفت بشر در هیچ دوره ای از تاریخ، بی نیاز از معامله با دیگران نبوده است و همواره برای تامین مایحتاج خود به معامله و داد و ستد با دیگران پرداخته است. داد و ستد به منظور تامین مایحتاج در طول تاریخ دستخوش تغییرات فراوانی شد و مردم در اعصار مختلف مدل های گوناگونی از از اداد و ستد را تجربه کردند. از تبادل ماهی و نمک با کالا، راه اندازی بازارچه های محلی و هفتگی، دستفروشی و راه اندازی کسب و کار در مغازه های کوچک گرفته تا تاسیس سوپر مارکت ها، هایپر مارکت های زنجیره ای و بازار های مجازی که انواع و اقسام ملزومات و کالا ها را به مشتریان عرضه می کنند. از نکات قابل توجه در این عرصه تغییر ذائقه مردم در خرید یا به عبارتی بروز تغییرات اساسی در محتویات سبد کالای خانوار ها می باشد. در گذشته مردم در صورت نیاز داشتن به مواد خوراکی یا وسایل مختلف اقدام به تهیه یا خرید کالای مورد نظر می کردند ولی در هزاره سوم خرید کالا نیز تحت تاثیر عوامل گوناگونی قرار گرفته است و مولفه هایی نظیر تبلیغات، گسترش مصرف گرایی و تجمل گرایی، چشم و هم چشمی و بسیاری فاکتور های اجتماعی و اقتصادی دیگر باعث شده اند تا خیل کثیری از مردم در سرتاسر جهان اقدام به خرید کالاهایی کنند که اصلاَ به آنها نیاز ندارند و یا دستکم اینکه ضرورتی برای خرید آنها در حال حاضر وجود ندارد. از دیگر نکات قابل بحث در این مقوله حصول رضایت مشتری از خرید می باشد. با وجود اینکه اکثر داد و ستد های روزانه به اختیار طرفین صورت می گیرد و هیچ اجباری در خرید یک کالا یا محصول وجود ندارد ولی به دلایل مختلف، در برخی موارد رضایت مشتریان از خرید حاصل نمی شود و در واقع « اصل همیشه حق با مشتری است» زیر سوال می رود! کم فروشی، گران فروشی، عدم درج برچسب قیمت، توزیع کالای غیر استاندارد، عرضه کالای نا مرغوب و دارای عیب و یا تاریخ مصرف گذشته، عدم تعویض یا ممانعت از پس گرفتن کالای فروخته شده، عدم پایبندی فروشنده به تعهدات مندرج در برگه ضمانتنامه و ... از عمده مواردی هستند که باعث می شوند تا رضایت مشتری از معامله یا داد و ستد انجام شده، حاصل نشود.
داد و ستد در هزاره سوم
نگاه به مقوله خرید و فروش در گذشته یک نگاه اقتصاد محور و درآمد زا نبود و بیشتر افراد جامعه به منظور تامین مایحتاج و کالا های مورد نیاز خود اقدام به معاوضه کالا یا داد و ستد می کردند و منافع مادی کمتر در این مقوله متصور بود. با توسعه اقتصاد و رشد جوامع مختلف، ساختار و زیر بنای خرید و فروش دچار تغییرات اساسی شد و در حال حاضر یکی از مهم ترین مقولات اقتصادی در دنیا مقوله کسب و کار و خرید و فروش می باشد که در مقاطعی زیر بنای تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جوامع صنعتی امروز محسوب می شود.
رشد مصرف گرایی بعد از جنگ جهانی دوم
مصرف گرایی یکی از پدیدههای اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. در واقع صاحبان صنایع کلان به منظور دستیابی به بازار های فرا منطقه ای با صرف هزینه های فراوان به ترویج مصرف گرایی در جوامع غربی و صنعتی و پس از آن در جوامع در حال توسعه پرداختند. ماحصل گسترش این تفکر خرید کالا و محصول حتی در صورت عدم نیاز می باشد. کارشناسان اقتصادی گسترش قاچاق کالا، اسراف، خروج ارز و منابع از کشور، خدشه به اقتصاد داخلی کشورها، تعطیلی صنایع خرد به دلیل عدم توانایی رقابت با محصولات خارجی، تحمیل فشار های اقتصادی به خانواده و ... را از مضرات مصرف گرایی بر می شمرند. دردمندانه اینکه مصرف گرایی حدود و ثغور معینی ندارد و در همه حوزه ها از پوشاک، لوازم آرایشی، خوراکی، نوشیدنی گرفته تا محصولات الکترونیک و لوازم منزل و ... قابل رویت است.
محصولات بیشتر، خدمات بیشتر
با افزایش تعداد شرکت های تجاری و روند رو به رشد توسعه صنایع، شگرد های بازار یابی نیز دستخوش تغییرات اساسی شد. خدمات پس از فروش و گارانتی محصولات فروخته شده از جمله اصول اولیه در مشتری مداری نوین محسوب می شوند که انصافاً در دنیا باعث جذب مشتریان فراوانی شده اند. البته در کشور ما این مقولات چندان جایگاهی ندارند و به دلایل مختلف قاطبه مردم از این رویکرد رویگردان شده اند و نوعی سلب اعتماد عمومی در جامعه در خصوص گارانتی حاصل شده است و کمتر کسی نسبت به گارانتی ارائه شده توسط شرکت های تولیدی خوش بین است.
گارانتی را به خاطر نسپار!
گارانتی، وارانتی، خدمات پس از فروش و کلمات مشابه در اقتصاد کشور ما چندان محلی از اعراب ندارند و هر چه این کلمات قبل از به فروش رسیدن محصول دارای رنگ و لعاب و طمراق هستند، بعد از به فروش رسیدن محصول کم کم خاصیت و جایگاه خود را از دست می دهند تا جایی کمتر کسی پیدا می شود که نسبت به گارانتی و مسئولیت هایی که متوجه شرکت سازنده است، خوش بین باشد. هر چند در اقتصاد کنونی دنیا توجه به برطرف سازی نیاز های مشتری و تحویل یک کالای مناسب و ضمانت کالای تولید شده و ارائه خدمات پس از فروش از اصول محتوم اقتصادی محسوب می شوند و ضامن جذب و حفظ مشتری در دراز مدت هستند؛ ولی در کشور ما کمتر شرکتی است که پس از فروش کالا به تعهدات خود به طور کامل عمل کند و معمولاً این خدمات با «ان قلت» و «اما و اگر» همراه هستند؛ فلذا بیشتر مردم ترجیح می دهند عطای این خدمات را به لقایش ببخشند. چرا که در اکثر موارد تعمیر یا تعویض قطعات صورت می گیرد و تعویض یک کالا یا وسیله به طور کامل، تقریباً از محالات است و جز در موارد خیلی خاص کمتر دیده می شود.
ضرورت احترام متقابل در داد و ستد
«دانستن حق مشتری است»؛ «همیشه حق با مشتری است»؛ «فروش پایان یک معامله نیست، آغاز یک تعهد است»؛ «کیفیت ما نشان دهنده تعهد ماست» و عبارت هایی از این دست در سربرگ یا تابلوی تجاری برخی فروشگاه ها، نشان از اهمیت رضایت مشتری در یک داد و ستد منطقی و دائمی دارند. هر چند خرید و فروش یک کالا و محصول معامله ای دو طرفه است، ولی در مجموع این فروشنده است که باید نظر و رضایت مشتری را جلب کند، چرا مشتری مجاز است در صورت عدم ارائه محصول با کیفیت یا عدم ارائه یک رفتار منطقی و معقول از سوی فروشنده، فروشگاه دیگری را برای خرید انتخاب کند. بنابراین وظیفه فروشنده است که ضمن ادای احترام به مشتریان و ارائه محصول با کیفیت و مناسب، زمینه حضور مجدد مشتری را فراهم سازد. هر چند ضرورت رعایت آداب و اصول مشتری مداری بر همگان آشکار است، ولی ذکر این نکته نیز ضروری است که خریداران نیز نباید خود را ولی نعمت فروشنده و فروشندگان را زیر دستان خود بدانند و این احترام باید دو طرفه و متقابل باشد.
دانش کم فروشندگان ، عدم نیاز شناسی مشتریان
امروزه در دنیای اقتصاد و بازار یابی مدرن، توجه به نیاز های مشتری و تلاش در جهت کمک به مشتری در انتخاب یک محصول یا کالای مناسب از اصول بدیهی کسب و کار محسوب می شوند. متاسفانه امروزه اکثر فروشندگان ]حتی در فروشگاه های بزرگ[ قادر به همراهی یا کمک به خریدار در انتخاب محصول نیستند. این عدم همراهی یا عدم توانایی در کمک به خریدار در انتخاب یک محصول یا کالا در اکثر صنایع دیده می شود. از خرید خودرو، لوازم خانگی و وسایل و تجهیزات الکترونیکی گرفته تا سی دی بازی کودکانه و حتی کتاب و لوازم التحریر! در واقع عبارت «اونم خوبه» بیشترین کاربرد را در عرصه اقتصاد فروشگاهی دارد و نیاز سنجی از مشتری توسط فروشنده حلقه مفقوده داد و ستد در جامعه کنونی است. در واقع اکثر خریداران یا از قبل نسبت به خرید یک محصول یا کالا تصمیم گیری می کنند و یا تحت شرایط خاصی نظیر شکل و شمایل کالا، اثر پذیری از تبلیغات، قیمت، مارک و برند، زیبایی، سایز و رنگ، شباهت یا حتی برتری نسبت به کالای خریداری شده توسط برخی اقوام(!) و... اقدام به خرید کالا می کنند. به عنوان مثال امروزه برای بسیاری از خانواده ها تفاوت چندانی بین کامپیوتر خانگی، لپ تاپ، نوت بوک، تبلت و دستگاه های مشابه وجود ندارد و اصلاً کاربرد و کارکرد های متفاوت آنها مورد توجه خانواده ها نیست. فروشندگان این قبیل کالا ها نیز به هیچ عنوان قادر به مشاوره در انتخاب یک محصول مناسب با توجه به ساختار خانواده و یا بر آورده شدن نیاز های تکنولوژیک آنها ندارند و بیشتر به یک «فروش خوب» می اندیشند تا «رفع نیاز های واقعی خریداران!»
در صورتی که هر محصول با اندازه و حتی رنگ های مختلف کاربرد های جداگانه ای دارند. به عنوان مثال لحاظ کردن متراژ اطاق یا سالن در انتخاب کولر یا تلویزیون های جدید یک فاکتور اساسی محسوب می شوند. یا در هنگام خرید مبل خانواده ای که فرزند کوچک در خانه دارند، بهتر است مبل های تیره خریداری کنند تا مبل روشن و به اصطلاح چرک تاب. متاسفانه توجه به مواردی از این دست در خرید و فروش کالا در اکثر فروشگاه ها، کمتر به چشم می خورد.
البته بخشی از این رخداد (عدم توانایی فروشنده در کمک به مشتری) مربوط به دانش اندک فروشندگان است چرا که فروشنده ای که تا دیروز در یک فروشگاه بزرگ فروش شیر آلات، وان و دوش حمام مشغول به کار بوده است، امروز در یک فروشگاه فروش تجهیزات کامپیوتری مشغول به کار شده است! بالتبع انتظار راهنمایی داشتن از چنین فروشنده ای در خصوص نحوه عملکرد یا کارآیی وسایل و تجهیزاتی که هر روز نسخه های جدیدی از آنها راهی بازار می شود، کمی دور از ذهن و غیر منطقی به نظر می رسد!
فرهنگ خرید یا مصرف!
گاهی اوقات خرید یک محصول یا کالا جنبه فرهنگی پیدا می کند. در مقاطعی به دلیل پخش یک خبر یا حتی شایعه خرید های غیر مترقبه و یهویی در جامعه آغاز می شود. در چنین مواقعی شایعات در خصوص امکان افزایش قیمت یا کاهش عرضه یک کالا به صورت موقت، باعث می شود خیل کثیری از مردم به خرید آن محصول روی بیاورند تا جایی که در مدت چند روز یا حتی چند ساعت محصول مورد نظر در سطح جامعه نایاب می شود. به عنوان مثال دو سال قبل بعد از انتشار خبری مبنی کاهش واردات مواد اولیه روغن های خوراکی و زمزمه گرانی روغن، خلق الله در عرض چند روز بخش اعظم روغن موجود در انبار های بزرگ فروشگاه ها را به انبار های کوچک منازل شان منتقل کردند و در عمل هم گرانی خاصی دیده نشد! در صورتی که در کشور ژاپن بعد از گرانی شکر، افرادی که در منزل شکر داشتند، بعد از جدا مقدار مورد نیاز، مابقی را به فروشگاه ها برگرداندند و قیمت شکر با کاهش شدیدی روبرو شد.
چون مشتری تو بودی، قیمت گرفت کالا!
بدون شک یکی از عمده شکایات مردمی از فروشندگان کالا، گرانفروشی یا افزایش خود سرانه قیمت کالا ها می باشد. هر چند در سال های اخیر رشد بی رویه و بی حساب کتاب قیمت ها باعث شده است تا گرانی و گرانفروشی در نزد مردم عادی جلوه کند و دارای کارکرد و اثرات یکسانی شوند!
با اینکه متولی اصلی برخورد با پدیده هایی نظیر گرانی و گرانفروشی سازمان بازرسی و سایر نهاد های مربوط می باشند، ولی اطلاع رسانی و گزارشات مردمی نیز در بهبود روند بررسی با این پدیده ها بی تاثیر نیست. بر اساس قوانین سیستم تعزیرات حکومتی، اگر گزارش تخلفی در مورد هر صنفی چه از طریق سامانه 124 و چه حضوری به این ستاد ارسال شود، ستاد موظف است ظرف مدت 24 ساعت بعد از تشکیل پرونده رأی صادر کند و متخلف مجازات شود. در بین دستگاهها و ادارات برخورد کننده با تخلفات اقتصادی از سوی صنوف و سایر ادارات، بیشترین استحکام و توان برخورد در سازمان تعزیرات دیده می شود و مرز مشخصی با سایر ادارات از جمله اماکن دارد. از آنجایی که قوانین تعزیرات حکومتی از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام وضع شده اند بنابراین استحکام آن نیز نسبت به سایر ادارات برخورد کننده که از طریق مجلس قوانین آنها وضع و به تصویب رسیده، بیشتر است. از سویی ادارات اماکن و نیروی انتظامی نیز به عنوان یکی از ضابطین تعزیرات حکومتی با این اداره همکاری و تعامل دارند.
سخن پایانی
خرید از فروشگاه های معتبر، مشورت با اهل فن( علی الاخصوص در زمان خرید محصولات الکترونیک) ، توجه به درآمد خانواده، مدیریت منابع مالی، استعلام قیمت از فروشگاه های مختلف یا مراجعه به وبگاه شرکت سازنده، مطالعه ضمانتنامه در حین خرید و ... از فاکتور های مورد توجه در یک خرید مطمئن محسوب می شوند. از سویی به جرات می توان گفت در بسیاری موارد هیچ رابطه ای بین قیمت یا نام یک محصول و کیفیت آن وجود ندارد و گاهی اوقات محصولات ارزان تر دارای کیفیت بالاتری می باشند. اخذ فاکتور از فروشنده و تماس با 124 در زمان بروز تخلفات می تواند به شفاف سازی معاملات و احقاق حقوق مشتریان در بازار و داد و ستد های روزانه موثر باشند.
جا دارد مسئولین نیز در برخورد با تخلفات اقتصادی و فروشندگانی که محصولات نامناسب و گران عرضه می کنند، کمی جدی تر و قاطعانه تر برخورد کنند و تنها به برخورد مقطعی، تعطیلی موقت و جریمه نقدی اکتفا نکنند.
باسمه تعالی
یک بام و دو هوای حفاظت از محیط زیست
بدون شک حیات انسان در گرو وجود محیط زیستی سالم و عاری از ناپاکی هاست و ادامه زندگی بر روی کره خاکی منهای محیط زیست امکان پذیر نیست. به همین دلیل حفاظت محیط زیست در قرن بیست و یکم به عنوان یکی از ابعاد اصلی توسعه پایدار شناخته میشود. هر چند کسانی که دلشان واقعاً به حال محیط زیست این مملکت می سوزد کم نیستند ولی علی الاظاهر محیط زیست در کشور ما حامیان و دلسوزان فراوان دیگری نیز دارد که به سبب وجود آزادی بیان، محیط زیست را از زاویه دید خودشان تعبیر می کنند. در واقع جایی که منافع عده ای نهفته باشد از دید این جماعت، زمین خواری، جنگل خواری، کوه خواری، دریا خواری، مرتع خواری، ساخت و ساز و برج و ویلا سازی در حریم رودخانه و ارتفاعات بیش از 1800 متر، افزایش شکار انواع حیوانات و پرندگان به اشکال مختلف، قطع درختان و ... تعرض به محیط زیست محسوب نمی شوند ولی همین جماعت بر خراب شدن لانه پرنده ای یا به قول سهراب بر لرزیدن زانوی آهوی بی جفت چه مرثیه سرایی ها که نمی کنند. از دید این جماعت هجوم میلیونی گردشگران به نواحی ساحلی دریای شمال و انباشتن چندین تن زباله در ایام نوروز و تابستان و یا رها سازی فاضلاب شهری و پسماند صنعتی بسیاری از منازل مسکونی و کارخانجات شهر های ساحلی به داخل دریا از مصادیق آسیب های زیست محیطی به شمار نمی آیند ولی نشت چند قطره از بنزین قایق موتوری هایی که قرار است در آینده گردشگران را به جزیره آشوراده منتقل کنند، خواب را بر حامیان محیط زیست آشفته کرده است و از همین حالا نوحه خوانی بر طبیعت شکننده جزیره آشوراده را آغاز کرده اند! هر چند نگارنده نیز با هر گونه ساخت و ساز غیر مجاز و آسیب رساندن به طبیعت بکر این منطقه مخالف است، ولی قفل کردن درب این جزیره و گذاشتن کلید آن در جیب گروه های مخالف توسعه گردشگری در این استان نیز کاری منطقی نیست چرا که در همه جای دنیا نگاه به محیط زیست معقول و منطقی است و چاره کار پاک کردن صورت مسئله نیست.
البته در این بین درخت نیز تعریف خاصی دارد و به نظر برخی دوستان طرفدار محیط زیست «درخت گیاه چوبی تک تنه ای است که دارای برگ، ساقه و ریشه می باشد و فقط در محدوده جاده ابر می روید!» چرا که سال گذشته در چنین موسمی بود که خبر قطع 18میلیون اصله درخت بلوط در جنگلهای زاگرس، در صدر اخبار رسانهها قرار گرفت و با گذشت حدود یک سال، در روز دوازدهم آذرماه امسال خبر دیگری مبنی بر حمله ماشینآلات راهسازی و حفاری برای ایجاد شبکه انتقال فرآوردههای نفتی، به باقیمانده جنگلهای این ناحیه در استان ایلام شنیده شد ولی صدایی از کسی در نیامد. اما برای جلوگیری از ساخت یک راه روستایی در جنگلی موسوم به جنگل ابر چه مقاله ها، یاداشت ها نوشته و چه برنامه های تلویزیونی که ساخته نشد. جالب اینکه اگر در رابطه با ساخت جاده ابر در اینترنت جستجو کنید صدها مقاله و یاداشت و گزارش در مخالفت با ساخت این جاده می یابید ولی اگر در بخش جستجوی تصاویر، عبارت «قطع درختان به منظور ساخت جاده» را جستجو کنید، تنها تصویری که یافت نمی شود، مربوط به جاده ابر است! چرا که اساساً تعداد درختان این مسیر در مقایسه با درختانی که در طول این سالها به منظور ساخت جاده و بزرگراه و سد و برج و ویلا و ... قلع و قمع شده اند، بسیار ناچیز است و به قولی برگ کاهند پیش تو ای تند باد...
ژست های روشنفکری در حفاظت از محیط زیست
اقدامات پراکنده و جزیره ای صورت گرفته در خصوص حفاظت از محیط زیست در طول سال های اخیر موید این مطلب است که تفکر حاکم بر فضای حفاظت از محیط زیست در کشور بر اساس مصالح زیست محیطی نیست و بیشتر تحت تاثیر دو مولفه سیاست و تفکر شبه روشنفکری قرار دارد. نفوذ برخی افراد دارای تمکن مالی، زد و بند، کوتاهی در انجام وظیفه برخی نهاد ها به دلایل مختلف، دست داشتن برخی مدیران در پرونده های تخلفات زیست محیطی از یک سو و ژست های شبه روشنفکری عده ای تحت عنوان گروه های حامی محیط زیست باعث شده تا محیط زیست با چالش های اساسی مواجه شود.
بروز سیل در برخی استان های شمالی به دلیل قطع بی رویه درختان، آتش سوزی های پی در پی در جنگل های مختلف، شکار حیوانات بی دفاع، قلع و قمع درختان به بهانه های واهی، افزایش خارج از تصور آلودگی هوا، رشد قارچ گونه کارخانجات در برخی شهر ها و عدم توزیع متوازن صنایع در سطح کشور و بسیاری از فجایع زیست محیطی در کشور ما حصل همین نگاه ها و مصلحت اندیشی های سیاسی و ژست های روشنفکرانه در قبال محیط زیست است. بی شک حمایت از مخالفان ساخت جاده ابر و سنگ اندازی در ساخت این جاده و یا مطرح ساختن موارد جزئی مشابه و در بوق و کرنا کردن آنها نظیر طرح ابتر شکار ممنوع و ... نیز، نوعی سرپوش گذاشتن بر تخلفات و فجایع زیست محیطی بی شماری است که در سال های اخیر در کشور رخ داده است. تا جایی که نمایندگان مجلس همچنان پیگیر پرونده تحقیق و تفحص از سازمان محیط زیست هستند و پاسخ 48 صفحه ای این سازمان به کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس را قانع نکرده است. جا دارد مسئولان محترم محیط زیست کشور وحدت رویه در حفاظت از محیط زیست را سرلوحه امور در این سازمان قرار دهند و در این مسیر تنها به حفاظت از این امانت الهی و تحویل شایسته آن به نسل های بعدی بکوشند.
وحید حاج سعیدی
باسمه تعالی
لزوم داشتن صبر و حوصله و یادگیری مهارت های خلاقانه در دارو دادن به کودک
مثلث دارو، والدین و کودکان بیمار!
به سختی صحبت می کند. چشمانش کاسه خون است. دائم سرفه می کند و تب دارد. اما لب به دارو نمی زند. وعده و وعید، توپ و تشر و حتی تهدیدات مادر هم تاثیری ندارند و پایش را در یک کفش کرده که دارو تلخ است و من نمی خورم. سر آخر مادر مجبور می شود دارو را با مقدار زیادی آبمیوه مخلوط کند و بدون اینکه حرفی از دارو به میان بیاورد، کودک را مجبور به خوردن دارو کند. هر چند مطمئن نیست که آیا معجون دست ساخته اش کار آیی لازم را در درمان فرزندش خواهد داشت یا خیر؟ این ماجرا و ماجراهایی از این دست قصه پر غصه مادرانی است علاوه بر تحمل رنج بیماری کودک دلبندشان، باید با مشکل دارو دادن به فرزندشان نیز دست و پنجه نرم کنند.
بیماری یکی از سخت ترین و ناخوشایند ترین فصول در کتاب زندگی افراد محسوب می شود. اما وقتی این فصل در زندگی کودکان آغاز می شود مشکل چند برابر می شود؛ چرا که از سویی والدین تاب دیدن صورت برافروخته یا تن تب دار جگر گوشه شان را ندارند و به همان اندازه رنج می کشند از سوی دیگر خوراندن دارو به کودک نیز خود یک معضل بزرگ به شمار می رود. در واقع بسیاری از بچه ها علی الخصوص در سنین 3 تا 5 سال مفهوم درستی از بیماری یا درمان ندارند و در مقابل تلخی دارو سرسختانه مقاومت می کنند و از خوردن دارو سر باز می زنند. هر چند مصرف دارو ]حتی برای بزرگسالان هم [ خوشایند نیست و کسی از خوردن دارو لذت نمی برد، ولی با توجه به این که کودک چیزی از مفهوم درمان یا ضرورت استعمال و مصرف دارو درک نمی کند، کار به مراتب سخت تر می شود. البته این داستان تنها مربوط به کودکان زیر 5 سال نیست و اکثر کودکان حتی در سنین بالاتر هم در هنگام خوردن دارو سرسختی و مقاومت می کنند و همکاری از خود نشان نمی دهند و این معضلی است که اکثر خانواده ها در هنگام بیماری فرزندان شان، با آن مواجه هستند. پیدا شدن قرص در پشت یخچال یا زیر مبل و کاناپه هنگام جارو کردن منزل دلیل این مدعی است که کودکان بزرگتر هم تمایل چندانی برای خوردن دارو ندارند! در حقیقت متقاعد ساختن یک کودک در خوردن دارو کاری بسیار دشوار است و نیاز به صبر و حوصله فراوان و یادگیری برخی مهارت های خلاقانه دارد.
مثلث دارو، والدین و کودکان بیمار
قرص، شربت، آمپول، سرم و سایر داروهایی که برای سلامت کودکان تجویز می شوند دارای ساختار و ترکیبات مختلفی دارند که نگهداری، حمل و نقل، طریقه و میزان مصرف و ... هر کدام از آنها به شرایط خاصی بستگی دارد و با هم تفاوت های اساسی دارند. آگاهی از خصوصیات، عوارض و طریقه مصرف و میزان هر وعده و شیوه نگهداری از دارو از ضروری ترین نکاتی است که والدین هنگام بیماری فرزند شان باید از پزشک معالج سوال کرده و در رعایت این موارد کوتاهی نکنند. ترکیب دارو با مواد غذایی از دیگر نکات مهمی است که حتماً باید راجع به آن با پزشک معالج مشورت شود. به عنوان مثال هنگام مصرف آهن باید از خوردن شیر اجتناب نمود چون کلسیم موجود در شیر جذب آهن را کم میکند، در مورد شیرخواران این نکته حائز اهمیت است که آهن در فواصل بین دو شیردهی به بچه داده شود. جذب برخی داروها اگر با مواد غذایی خاصی مصرف شوند سریعتر رخ می دهد مانند آهن که اگر با مرکبات، آبمیوه یا سبزیجات مصرف شود جذب آن بهتر صورت میگیرد. لزوم آگاهی از مصرف دارو با معده یا خالی و یا نوشیدن آب و مایعات بعد از دارو و توجه به پاسخ سوالات مشابه، در تسریع روند بهبودی بیمار موثر هستند.
از سوی دیگر والدین باید در جریان باشند که این حق کودک است از شرایط بیماری و علت خوردن دارو مطلع شود. بنابراین والدین جهت جلب همکاری فرزند خود، باید در حد توان و درک و فهم کودک راجع به این موضوع با او صحبت کنند و از گول زدن و فریب دادن کودک خود داری کنند. کودکانی که به آنها شخصیت داده می شود و در تصمیم گیری ها از آنها نظرخواهی می شود در خوردن دارو همکاری بیشتری از خود نشان می دهند. این بدان معناست که همواره باید نوعی ارتباط بین والدین، فرزندان و پزشک وجود داشته باشد. گاهی اوقات وقتی پزشک نکته ای را به کودک گوشزد می کند، اثر آن بیشتر از توصیه های والدین است. به خاطر داشته باشید که دارو خوراندن به زور به کودکان شبیه یک جنگ است که معمولاً پایان خوشی نخواهد داشت. نکته دیگری که والدین باید به آن توجه ویژه ای داشته باشند، بحث خود درمانی یا تجویز دارو می باشد. والدین به هیچ عنوان نباید به دلیل شباهت بیماری با بیماری قبلی از دارو های قبلی استفاده کنند. چرا که اولاً امکان تاریخ گذشته بودن دارو یا اتمام بهترین زمان مصرف دارو وجود دارد، در ثانی تجویز دارو باید حتماً توسط پزشک بعد از معاینه بیمار صورت پذیرد. به علاوه مصرف خودسرانه برخی دارو باعث بروز عوارض خطرناکی مانند خواب آلودگی، ناراحتی های پوستی، کهیر و تغییر در پوست صورت و سایر اندام های بدن، تشنج، تپش قلب و حتی در موارد حاد تر منجر به مرگ می شود. بنابراین توصیه می شود خانواده ها در هنگام مواجهه با بیماری فرزندشان از تجویز دارو برای فرزندشان به شدت پرهیز کنند و در اولین فرصت فرزند خود را نزد پزشک ببرند یا به مراکز درمانی مراجعه کنند.
دارو گریزی در کودکان
همانوطر که اشاره شد هیچکس از خوردن دارو لذت نمی برد و کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اما دلایل دیگری نیز وجود دارند که باعث می شوند کودکان از خوردن دارو گریزان شوند. عمده دلایلی که معمولاً باعث می شوند تا کودکان در زمان بیماری به راحتی دارو نخورند عبارتند از:
الف) تردید در مزایای دارو
کودکان معمولاً نمی دانند چرا باید دارو بخورند، به ویژه زمانی که یک کودک در خانه مریض است و سایر برادران و خواهران و یا اطرافیان مریض نباشند.
ب) فشار های بیرونی
بیشتر بچه ها تحت فشار خانواده و یا ترس از پزشک تن به خوردن دارو می دهند. این نوع دارو دادن به بچه تحت فشار، باعث می شود که او همیشه خود را تحت کنترل احساس کند و استقلال خود را از دست رفته ببیند.
پ) ترس از قضاوت دیگران
ترس از قضاوت دیگران در مورد بیماری از دلایل عدم تمایل به مصرف دارو در کودکان می باشد. این مورد مختص کودکان بزرگتر می باشد به ویژه اگر مجبور باشند دارویی را در مدرسه مصرف کنند.
ت) فراموشی
برخی از کودکان خوردن دارو را فراموش می کنند و باید حتماً به آنها تذکر داد. این معضل بیشتر در مورد داروهایی که باید مدرسه خورده شود، دیده می شود.
ث) بیزاری از شکل یا مزه دارو
این موضوع روی تمایل کودک جهت مصرف دارو تاثیر منفی می گذارد. هر چند در سال های اخیر سعی دارو سازان بر این بوده که شکل و مزه داروهای مخصوص کودکان را تا حد ممکن تغییر دهند و در تولید آنها از مواد طعم دهنده استفاده کنند، ولی در هر صورت، دارو دارو است!
ج) تجارب ناخوشایند
گاهی اوقات کودکان از بروز یا تکرار مجدد حوادث ناخوشایند در هنگام خوردن دارو نظیر سر و صدای والدین یا استفراغ بعد از مصرف دارو و ... وحشت دارند و این باعث می شود در خوردن دارو همکاری نکنند.
چ) عوارض دارو
عوارض برخی داروها نظیر خواب آلودگی، بیخوابی، تهوع، اسهال و ... تمایل کودک را به مصرف دارو کاهش می دهند.
ح) سختی یا دشواری در مصرف دارو
مصرف برخی دارو نیز برای کودکان کارس سخت است. به عنوان مثال بلعیدن قرص از جمله کارهایی است که گاهی اوقات بزرگتر ها نیز در اجرای درست آن با مشکل مواجه می شوند. چرا که برخی از قرص ها باید حتماً بلعیده شوند و ترکیب آنها با آب یا آبمیوه یا جویدن آنها امکان پذیر نیست.
چگونه بچه ها را در مصرف دارو متقاعد کنیم؟
بدون شک نقش والدین در هنگام بیماری کودک نقشی کلیدی و اساسی محسوب می شود. این خانواده است که می تواند با تصمیمات منطقی و راهکار های دوستانه کودک را در خوردن دارو یاری کنند. بنابراین بهتر است والدین در ابتدا با زبان کودکی با کودک خود صحبت کنند و شرایط به وجود آمده را برای او تشریح کنند. او نیز بالتبع مشکلات و نگرانی های خود را بیان می کند و با همفکری یکدیگر می توان تصمیم واحدی گرفت. این رویکرد علی الخصوص در کودکان بزرگتر نتیجه می دهد.
در واقع کودک باید فلسفه خوردن دارو و نیاز به آن را درک کند. می توان برای قانع کردن کودک از عبارات تشویقی و حمایتی استفاده کرد. والدین به خاطر داشته باشند تنها مقوله ای که در این مورد کارساز نیست فشار، اجبار و تهدید کودک در مورد خوردن دارو می باشد.
داروی های تلخ، راهکار های شیرین
بسیاری از دارو عموماً تلخ هستند و خوردن آنها برای کودکان بسیار سخت است و در اکثر موارد، آن را از دهان خود خارج می کنند. یک شیوه برای جلوگیری از از این کار قرار دادن استفاده از قاشق چایخوری یا سرنگ و ریختن دارو در انتهای حلق است. با این شیوه علاوه بر اینکه کودک تلخی کمتری احساس می کند، فرصت پس زدن دارو را نیز ندارد.
ترکیب کردن داروهای تلخ با کمی آبمیوه یا مربا نیز از راهکار های خوراندن دارو های تلخ به کودکان می باشد. ( البته با مشورت پزشک) گاهی اوقات افزودن یک یا دو قطره رنگ خوراکی مجاز باعث خوشرنگ شدن دارو می شود و کودک به خوردن دارو تمایل پیدا می کند. خوراندن برخی از داروها با سرنگ نیز از راهکار های مناسب می باشد چرا که علاوه بر امکان اندازه گیری حجم دارو، می توان با کنترل و سرعت بیشتری به کودک دارو داد.
مصرف قرص
همانگونه اشاره شد یکی از مشکلات اصلی کودکان بلعیدن قرص است. البته این امکان وجود دارد که برخی از قرص ها را با آب ترکیب کرد ولی بسیاری از قرص ها باید بدون جویده شدن یا حل شدن در آب بلعیده شوند و این کار برای کودک دشوار است. آموزش این عمل علاوه بر تمرین، نیاز به حوصله فراوان نیز دارد. برای آموزش بلعیدن قرص می توان در ابتدا از تکه های کوچک و گرد خمیر نان یا شکلات های خرد شده کوچک استفاده کرد. استفاده از آبمیوه برای علاقه مند کردن کودک نیز از روش های خلاقانه است. برخی کودکان نیز معتقدند بلعیدن قرص با مایعات تقریباً سفت نظیر دوغ یا شیر موز آسان تر است.
نکات خلاقانه در مورد دادن دارو به کودکان
سعی نکنید هنگام خستگی یا عصبانی بودن خود و فرزندتان به او دارو بدهید. در مورد ساعت مصرف دارو با پزشک مشورت کنید. تا با آرامش خیال به کودک دارو دهید.
در مورد نوزادان توصیه می شود دارو را در سرنگ یا قطرهچکان بریزید و در حالی که او را بغل کردهاید و یا روی یک سطح مطمئن قرار دادهاید آرام دهان او را باز کرده و دارو را در قسمت عقب دهان خالی کنید.
سعی کنید روند دادن دارو را به شیرخواران سریع انجام دهید تا شیرخوار اذیت نشود و خوردن دارو به تجربهای آزاردهنده برای او تبدیل نشود. البته از عجله زیاد هم باید در این امر پرهیز کرد.
هنگام خوردن دارو با کودک صحبت کنید و سعی کنید فضایی شاد برایش فراهم کنید و از توپ و تشر و تهدید خودداری کنید.
از برچسب یا ستاره یا سایر روش هایی که جهت تشویق کودکان در مورد کارهای مثبت اعمال می شود، استفاده کنید. این روش ها می توانند در افزایش همکاری کودک در هنگام خوردن دارو موثر باشند.
قبل از اینکه کودکتان بیمار شود با خرید اسباببازیهایی به شکل و شمایل پزشکی و درمانی همچون سرنگ پلاستیکی و... به «بازی دکتر و بیمار» روی بیاورید تا ذهن کودک آماده شود.
مربیان مهد، پدر بزرگ و مادر بزرگ و یا سایر اقوام فامیل که با کودک یک رابطه صمیمی دارند، می توانند در متقاعد ساختن کودک برای خوردن دارو، گزینه های مناسبی باشند.
به هیچوجه کودک را گول نزنید و دارو را به عنوان شکلات به کودک ندهید و مناسب با سن کودک برای او از نحوه درمان بیماری ها ضرورت استعمال دارو توضیح دهید.
اگر کودک شما نتوانست دارو را در معده نگه دارد و آن را استفراغ کرد حتماً با پزشک تماس بگیرید. شاید راهکار مناسب دیگری مانند تزریق سرم، آمپول یا شیاف و... را تجویز کند.
برای اینکه کودک راحتتر دارو را بخورد، میتوان با یک نمایش ساختگی مقداری از دارو را به عروسک محبوب کودک داد تا دریابد خوردن دارو کار عجیبی نیست.
در صورتی که کودک شما به اندازهای بزرگ است که میتواند خودش دارو را بخورد اجازه دهید با نظارت شما این کار را انجام دهد.
بلافاصله بعد از خوردن دارو سراغ جمع کردن بساط دارو ها نروید و از کودک خود تشکر کنید و ابراز خوشحالی نمایید.
موضوع همکاری کودک تان را در مورد دارو خوردن به مربی مهد یا پدر بزرگ و مادر بزرگ بگوئید تا آنها هم او را تشویق کنند.
سخن پایانی
ذکر این نکته ضروری است که قطع خودسرانه یا تغییر میزان دارو( دوز) به هیچ عنوان منطقی نیست. اگر به مدت طولانی به کودکتان دارو دادهاید، ولی اثری از بهبودی مشاهده نمی کنید، حتما با پزشک مشورت کنید. در ضمن بسته دارو اسباب بازی نیست. دارو را حتماً در بستهبندی خودش نگهداری کنید و از کندن برچسب یا مخدوش کردن دستور پزشک خودداری کنید. چرا که در صورت اشتباه در دادن دارو یا میزان آن ممکن است فرزند شما با مشکل جدی مواجه شود. خانواده ها باید این موضوع را نیز در نظر داشته باشند که تجویز خودسرانه دارو ]علی الخصوص برای کودکان[ به هیچ عنوان توصیه نمی شود و همواره مراجعه به پزشک باید مواجهه با بیماری اولین گینه روی میز باشد. در ضمن هیچگاه نباید از دارو به عنوان اسلحه یا حربه ای یا برای تهدید استفاده کرد و یا نقطه مقابل هیچگاه نباید دارو را به عنوان شکلات به خورد کودک داد. دارو ها همواره باید دور از دست کودکان در جعبه یا کشوی مخصوصی نگه داری شوند. در پایان ذکر این نکته ضروری است که خود مراقبتی و پیشگیری و توجه به اصول سلامت بهترین شیوه در مقابله با انواع بیماری ها محسوب می شوند. رعایت نکات ایمنی علی الخصوص در فصول سرد سال در پیشگیری از بروز بیماری ها نقش بسزایی دارد.
لزوم حذف تعارضات موجود در جامعه در خصوص مصرف انرژی و منابع تجدید ناپذیر
مصائب شیرین فرهنگ سازی در مصرف انرژی!
«بیش از نیمی از گاز خاورمیانه در ایران مصرف میشود. » «۱۰ سال دیگر واردکننده انرژی میشویم.»« مصرف گاز خانگی در ایران ۵ برابر اروپا است.»« ایران 13 برابر ژاپن و 8 برابر اروپا انرژی مصرف می کند.»«ایرانیان به اندازه همه شهروندان اتحادیه اروپا گاز مصرف میکنند.»« ایرانی ها چند برابر دنیا برق مصرف می کنند؟ »«مصرف برق ایران 3 برابر میانگین جهانی است.»« شدت مصرف انرژی در ایران ۱.۵ برابر میانگین جهانی است.»« میزان مصرف آب هر ایرانی دو برابر مصرف جهانی است.»« سرانه مصرف آب در ایران تقریبا دو برابر کشورهای اروپایی هست.»
بدون شک همه ما این عبارات و جملاتی از این دست را بار ها و بارها شنیده و یا در مطبوعات و رسانه ها خوانده ایم.
جملاتی که اکثراَ به منظور تهییج افکار عمومی در خصوص مصرف بهینه یا صرفه جویی در مصرف منابع انرژی یا آب و ... به کار می روند ولی در عمل تاثیرچندانی در میزان مصرف منابع مختلف نداشته اند و هر سال خلق رکورد های جدید در این خصوص هستیم. البته این همه ماجرا نیست و وقتی کار خیلی بیخ پیدا می کند، دولت ها دست به دامان افرادی مثل بهرام عظیمی و طراحان شخصیت های کارتونی نظیر سیاساکتی، بابا برقی و آقای ایمنی می شوند تا یک شبه ساختار الگوی مصرف مردم را تغییر دهند و مانع از پیشروی روند رو به رشد مصرف انرژی و یا سایر منابع تجدید ناپذیر شوند! اما جالب اینجاست که اکثر حامیان انرژی و مدعیان جملات بالا، که از شهروندان انتظار رعایت الگوی صحیح مصرف را دارند، خودشان را هیچگاه ملزم به رعایت چنین الگویی نمی بینند و برای شستشوی حیاط منزل و یا پر کردن استخر، کماکان از آب شرب استفاده می کنند، برای پیمودن مسیر های کوتاه اصلاً حاضر به استفاده از دوچرخه یا طی مسیر به صورت پیاده نیستند؛ در مسیر های طولانی استفاده از وسلیه نقلیه تک سرنشین را به استفاده از وسایط نقلیه عمومی ترجیح می دهند؛ هنگام پذیرایی از مهمان حاضر به کم کردن تعداد لامپ های روشن منازل خود نیستند؛ هیچگاه خود را ملزم به پوشیدن لباس بیشتر در فصل سرما نمی بینند و ترجیح می دهند شعله بخاری یا درجه وسلیه گرمازا را افزایش دهند و موارد مشابه دیگر... اما همین دوستان در رسانه ملی و جراید و سایر وسایل ارتباط جمعی از مردم انتظار استفاده بهینه از انرژی و رعایت الگوی مصرف را دارند. چرا که اساساً شعار دادن، مقاله و یادداشت نوشتن و همایش و سمینار برگزار کردن، هزینه و دردسر چندانی ندارد ولی رعایت الگوی مصرف بالتبع درد سرهایی دارد که هیچکس حاضر نیست خود پیشقدم شود؛ فلذا اکثریت قریب به اتفاق افراد انتظار صرفه جویی یا تغییر رفتار از دیگران دارند!
الگوی مصرف چیست؟
کارشناسان اقتصادی در دنیا الگوی مصرف یا Consumption Pattern را مجموعه ای از انواع ، مقدار و تمایلات و فعالیت های بشر در استفاده از منابع به منظور حفظ حیات، آرامش و لذت بیان کرده اند. در واقع الگوی مصرف را می توان میزان استفاده از منابع یا خدمات دانست که به طور حتم این میزان در کشور های مختلف با توجه به ساختار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع، متفاوت است. به عنوان مثال هیچگاه نمی توان الگوی مصرف یا سرانه گاز مصرفی کشوری را که بهینه سازی مصرف را از سال ها قبل شروع کرده و بخاری های حرارتی را به موزه ها فرستاده است با کشوری مقایسه کرد که هنوز 70 درصد از وسایل گرما زا در منازل، ادارات و مدارس وسایل حرارتی هستند که با سوزاندن مستقیم سوخت حرارت تولید می کنند. این موضوع در سایر منابع تجدید پذیر و تجدید ناپذیر هم صدق می کند. در حقیقت می توان چنین نتیجه گیری کرد که الگوی صحیح مصرف مولفه ای است متغیر که شکل گیری ساختار آن به عوامل و فاکتور های محیطی فراوانی بستگی دارد و با تغییر زیر ساخت ها و فرهنگ عمومی مصرف، ارتباط مستقیم دارد.
بهینه سازی چیست؟
با توجه به افزایش مصرف انرژی، محدود بودن منابع طبیعی، حرکت در راستای طرح توسعه پایدار و حفظ محیط زیست بایستی تا حد امکان از هدر رفتن و تلف شدن انرژی و سایر منایع موجود جلوگیری شود. واژه بهینهسازی ترجمه کلمه optimization است که در ریاضیات مفهوم خاص خود را دارد، در کشور ما نیز در زمینه های مختلف از جمله استفاده از انرژی و منابع طبیعی مورد استفاده قرار گرفته است. بهینهسازی مصرف انرژی برای یک فرایند میتواند به صورت موضعی (Local) و یا بصورت جامع (Global) برای یک سیستم که متشکل از چندین فرایند است، انجام شود. در واقع بهینه سازی لزوماً به معنای کم مصرف کردن نیست. گاهی اوقات ضرورت ایجاب می کند کشت یک محصول یا تولید یک قطعه در کشور متوقف و از خارج وارد شود و این به معنای بهینه سازی در مصرف انرژی یا منابع موجود در کشور است.
استفاده از تکنولوژیهای جدید و مواد اولیه بهتر و سازگار با محیط زیست، استفاده بهینه از مواد و بازیابی آنها در صنایع مختلف، بالا نگهداشتن قیمت انرژی، یافتن کاربردهای جدید برای موادی که به وفور یافت میشوند و فعلاً کم مصرف هستند، استفاده از انرژیهای نو و تجدیدپذیر، آموزش مصرف انرژی به افراد از طریق رسانههای ارتباط جمعی و توسعه فرهنگ عامه مردم در جهت مصرف کمتر و بهینه از انرژی از راهکار های عملی در توسعه بهینه سازی مصرف در کشور محسوب می شوند.
رعایت الگوی مصرف خوب است اما برای همسایه!
استفاده بهینه و منطقی از انرژی امری طبیعی است و در همه جای دنیا مردم به اندازه نیاز از انرژی استفاده می کنند. اما در کشور ما به علت فراوانی و ارزانی منابع مختلف، به نوعی بریز و بپاش انرژی و منابع مرسوم شده است و از آنجا که سهمیه ای نیز در این خصوص برای کسی در نظر گرفته نشده است، هر کس به میل و دلخواه خود عمل می کند. به جرات و به ضرس قاطع می توان گفت با وجود جدی بودن بحران انرژی در کشور هنوز درجه اظطرار برای بسیاری از مردم و مسئولین آنقدر ملموس نیست که کسی زنگ خطری را به صورت جدی در این خصوص به صدا درآورد. در تائید این مدعا می توان به مصرف بی حساب و کتاب انرژی در منازل و ادارات اشاره کرد. در بسیاری از ادارات دولتی علی الخصوص بانکها در فصول مختلف سال شاهد پدیده اینورژن یا وارونگی در پوشاک هستیم! بدین ترتیب که کارمندان ادارات مورد نظر در محل کار خود، در فصل تابستان از کت و شلوار و در فصول سرد سال از پیراهن نخی یا تی شرت استفاده می کنند! باز گذاشتن پنجره ها نیز در تمام فصول سال به منطور تعدیل دمای اطاق نیز امری عادی تلقی شده و کسی خود را ملزم به کم کردن درجه کولر یا بخاری نمی بیند. بعد از هدفمندی یارانه ها و بالا رفتن نسبی قبوض آب و برق و گاز ، روزی برای انجام یک کار بانکی به یکی از بانک های خصوصی مراجعه کردم. با وجود اینکه فصل بهار بود و تازه وارد اردیبهشت شده بودیم، کولر قدی بزرگی در بانک روشن بود و دمای محیط به طرز وحشتاکی پائین بود که تقربیاً تحمل آن غیر ممکن بود. وقتی به یکی از کارمندان که از آشنایان بود به شوخی گفتم که بعد از دریافت اولین قبض برق، این کولر خاموش خواهد شد! لبخندی زد و گفت: «این پرونده ای که روی میز است مربوط به یک وام 144 میلیونی است که سود آن در سال تقریباً 28 میلیون است. آیا قبض برق ما در سال بیشتر از 28 میلیون است! وقتی با سود یک وام تمام قبض های آب و برق و گاز و تلفن پرداخت می شوند، بنابراین روشن کردن کولر اوایل بهار امری طبیعی است و ما نیازی به صرفه جویی نمی بینیم!» دردمندانه تر اینکه در طول این سال ها حتی در مدارس که به علت واریز نشدن سرانه یا کمبود مبلغ سرانه اکثر مدیران با مشکل پرداخت قبوض آب و برق و گاز مواجه هستند، در بسیاری از ساعات روز پنکه ها، شوفاژ ها، یا لامپ های کلاس ها و سالن بلااستفاده روشن هستند. البته چنین پدیده های در منازل مسکونی افراد نیز قابل مشاهده است ولی بعد از بالا رفتن تصاعدی قبوض در طول این سال ها، مصرف انرژی تا حدودی در منازل شخصی کاهش یافته است ولی هنوز با استاندارد های فرهنگی سایر جوامع تفاوت های فاحشی وجود دارد. در واقع با وجود آگاهی از مصرف بالای انرژی در جامعه و لزوم تغییر ساختار در نوع مصرف، به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی شخصیتی، فعلاً هیچ کس حاضر به پیشگام شدن در این مسیر نیست و کسی خود را ملزم به اجرای «تغییر و یا اصلاح الگوی مصرف» در خانه و محل کار نمی بیند.
فرهنگ سازی و مشاهدات مردمی
اما با وجود آگاهی همگان از مزایا بهینه سازی و لزوم تغییر ساختار در مصرف انرژی و منبع مختلف، دلایل فراوانی در عدم تمکین مردم از این تغییر ساختار در فرهنگ مصرف متصور است. یکی از دلایلی که افراد را گاهی اوقات در اصلاح الگوی مصرف مردد می سازد و باعث می شود به خرده هرز رفت های انرژی توجه چندانی نکنند، بی توجهی دولتی در خصوص حفاظت از منابع ملی می باشد. چندی قبل وزیر محترم نیرو از هدر رفت 24 در صد یا به عبارتی یک چهارم از منابع آب کشور در شبکه آبرسانی خبر داد. در واقع فرسوده بودن شبکه های مختلف انرژی همه ساله باعث هدر رفت مقادیر معتابهی از انرژی و منابع مختلف می شود. از سویی گاهی اوقات چکه کردن شیر آب در یک تیزر تلویزیونی از مصادیق اسراف تلقی می شود ولی متعاقب آن مرمت ترکیدگی لوله آب در کوچه یا محل سکونت شما و تشکیل چشمه زیر زمینی علی رغم پیگیری های شما و ساکنین محل، تا چندین روز طول می کشد و صد ها هزار لیتر آب تصفیه شده به راحتی هدر می رود. تعارضات این چنینی در مواجهه با منابع ملی کشور در دراز مدت نوعی بدبینی و عدم اعتماد به رویکرد اتخاذ شده از سوی دولت در قبال حفاظت از منابع ملی به وجود خواهد آورد و جدی بودن بحران منابع را در نظر مردم کمرنگ و کمرنگ تر خواهد ساخت.
فرهنگ سازی و توسعه متوازن رفاه اجتماعی
آنچه مسلم است اینکه فرهنگ سازی با واردات فرهنگ یا تهیه فرهنگ در آزمایشگاه و توزیع بین مردم از طریق قرص و آمپول میسر نیست. فرهنگ سازی مقوله ای پیچیده و در عین حال هزینه بر است که در طی سال های متمادی حاصل می شود و شرایط خاص و عوامل فراوانی در بروز آن دخیل هستند. بنابراین اینکه تصور کنیم با پخش چند کلیپ کارتونی یا توصیه عادل فردوسی پور در زمان پخش مسابقات فوتبال جام جهانی، میزان مصرف بنزین در کشور به نصف تقلیل پیدا خواهد کرد، تصوری محال و باطل است. نکاتی را که در فرهنگ سازی می توان اشاره کرد عبارتند از :
الف) از بین بردن تعارضات : یکی از اصول فرهنگ سازی در جامعه از بین بردن تعارضات در سطح جامعه است. اینکه مسئولی در همایش دوچرخه سواری از مزایای بی شمار استفاده از دوچرخه سخن به میان می آورد و بعد از پایان همایش با خودروی شخصی خود محل همایش را ترک می کند، به معنی خواندن فاتحه همایش و عدم استقبال از فرهنگ عمومی استفاده از دوچرخه می باشد. یا مصرف بی رویه انرژی در ادارات دولتی، اراده مردم را در مصرف بهینه انرژی سست خواهد کرد. بنابراین قبل از درخواست عمومی در قبال اجرای یک طرح یا رعایت یک ساختار از سوی عامه مردم، باید به حذف تعارضات و مصادیق تضاد با ساختار مورد نظر در جامعه پرداخت.
ب) توجه به زیر ساخت ها و امکانات موجود: توجه به زیر ساخت ها . امکانات موجود نیز در فرهنگ سازی امری ضروری . حیاتی است. به عنوان مثال توصیه به استفاده از وسایل نقلیه عمومی و اوضاع نابسامان این سیستم، مانعی آشکار در عدم استقبال از این فرهنگ محسوب می شود. بنابراین در اصول فرهنگ سازی قبل از توصیه عمومی به رعایت یک هنجار یا ساختار، باید به ایجاد و فراهم ساختن زیر ساخت ها و امکانات توجه داشت.
پ) توجه به قیمت واقعی محصولات: در حال حاضر قیمت برخی از منابع و تولیدات در بخش های مختلف از یک لیتر آب ارزان تر است. پیشنهاد می شود دولت به جای پرداخت یارانه نقدی در خصوص حامل های انرژی یا آب و برق و ... سهمی برای هر خانواده در نظر بگیرد که با قیمت معمولی و به اصطلاح یارانه ای محاسبه شود. افرادی که تمایل به مصرف بیشتر از سرانه عادی دارند، ملزم به پرداخت هزینه به قیمت جهانی فراورده شوند.
پایان سخن
در خاتمه ذکر این نکته ضروری است که تنها راه مصرف متعادل و بهینه انرژی و منایع موجود در کشور فرهنگ سازی و لزوم آموزش در خصوص اهمیت این قضیه است. اما نکته مهم تر طولانی بودن این روند و هزینه بردار بودن آن است. چیزی که دولت ها عمدتاً در دوره کوتاه 8 ساله خود توجه چندانی به آن ندارند و در صدد اجرای طرح های کوته مدت و میان هستند که مطمئناً در خصوص فرهنگ سازی جواب نخواهد داد.
جدی گرفتن نقش رسانه ها، استفاده از پتانسیل هنرمندان، ورزشکاران و افراد مشهور، نقش آموزش و پرورش، تبلیغات محیطی، تمرکز بر روی سیستم تشویق و تنبیه در احیای یک فرهنگ، توجه به اصل آموزش از طریق خانواده، اختصاص یارانه در تهیه برخی وسایل نظیر شیر های آب هوشمند، پنجره دوجداره، پکیج و ... می تواند در تغییر ذائقه مردم در مصرف انرزی و سایر منابع طبیعی کشور موثر باشد.
وحید حاج سعیدی
لزوم حذف تعارضات موجود در جامعه در خصوص مصرف انرژی و منابع تجدید ناپذیر
مصائب شیرین فرهنگ سازی در مصرف انرژی!
«بیش از نیمی از گاز خاورمیانه در ایران مصرف میشود. » «۱۰ سال دیگر واردکننده انرژی میشویم.»« مصرف گاز خانگی در ایران ۵ برابر اروپا است.»« ایران 13 برابر ژاپن و 8 برابر اروپا انرژی مصرف می کند.»«ایرانیان به اندازه همه شهروندان اتحادیه اروپا گاز مصرف میکنند.»« ایرانی ها چند برابر دنیا برق مصرف می کنند؟ »«مصرف برق ایران 3 برابر میانگین جهانی است.»« شدت مصرف انرژی در ایران ۱.۵ برابر میانگین جهانی است.»« میزان مصرف آب هر ایرانی دو برابر مصرف جهانی است.»« سرانه مصرف آب در ایران تقریبا دو برابر کشورهای اروپایی هست.»
بدون شک همه ما این عبارات و جملاتی از این دست را بار ها و بارها شنیده و یا در مطبوعات و رسانه ها خوانده ایم.
جملاتی که اکثراَ به منظور تهییج افکار عمومی در خصوص مصرف بهینه یا صرفه جویی در مصرف منابع انرژی یا آب و ... به کار می روند ولی در عمل تاثیرچندانی در میزان مصرف منابع مختلف نداشته اند و هر سال خلق رکورد های جدید در این خصوص هستیم. البته این همه ماجرا نیست و وقتی کار خیلی بیخ پیدا می کند، دولت ها دست به دامان افرادی مثل بهرام عظیمی و طراحان شخصیت های کارتونی نظیر سیاساکتی، بابا برقی و آقای ایمنی می شوند تا یک شبه ساختار الگوی مصرف مردم را تغییر دهند و مانع از پیشروی روند رو به رشد مصرف انرژی و یا سایر منابع تجدید ناپذیر شوند! اما جالب اینجاست که اکثر حامیان انرژی و مدعیان جملات بالا، که از شهروندان انتظار رعایت الگوی صحیح مصرف را دارند، خودشان را هیچگاه ملزم به رعایت چنین الگویی نمی بینند و برای شستشوی حیاط منزل و یا پر کردن استخر، کماکان از آب شرب استفاده می کنند، برای پیمودن مسیر های کوتاه اصلاً حاضر به استفاده از دوچرخه یا طی مسیر به صورت پیاده نیستند؛ در مسیر های طولانی استفاده از وسلیه نقلیه تک سرنشین را به استفاده از وسایط نقلیه عمومی ترجیح می دهند؛ هنگام پذیرایی از مهمان حاضر به کم کردن تعداد لامپ های روشن منازل خود نیستند؛ هیچگاه خود را ملزم به پوشیدن لباس بیشتر در فصل سرما نمی بینند و ترجیح می دهند شعله بخاری یا درجه وسلیه گرمازا را افزایش دهند و موارد مشابه دیگر... اما همین دوستان در رسانه ملی و جراید و سایر وسایل ارتباط جمعی از مردم انتظار استفاده بهینه از انرژی و رعایت الگوی مصرف را دارند. چرا که اساساً شعار دادن، مقاله و یادداشت نوشتن و همایش و سمینار برگزار کردن، هزینه و دردسر چندانی ندارد ولی رعایت الگوی مصرف بالتبع درد سرهایی دارد که هیچکس حاضر نیست خود پیشقدم شود؛ فلذا اکثریت قریب به اتفاق افراد انتظار صرفه جویی یا تغییر رفتار از دیگران دارند!
الگوی مصرف چیست؟
کارشناسان اقتصادی در دنیا الگوی مصرف یا Consumption Pattern را مجموعه ای از انواع ، مقدار و تمایلات و فعالیت های بشر در استفاده از منابع به منظور حفظ حیات، آرامش و لذت بیان کرده اند. در واقع الگوی مصرف را می توان میزان استفاده از منابع یا خدمات دانست که به طور حتم این میزان در کشور های مختلف با توجه به ساختار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع، متفاوت است. به عنوان مثال هیچگاه نمی توان الگوی مصرف یا سرانه گاز مصرفی کشوری را که بهینه سازی مصرف را از سال ها قبل شروع کرده و بخاری های حرارتی را به موزه ها فرستاده است با کشوری مقایسه کرد که هنوز 70 درصد از وسایل گرما زا در منازل، ادارات و مدارس وسایل حرارتی هستند که با سوزاندن مستقیم سوخت حرارت تولید می کنند. این موضوع در سایر منابع تجدید پذیر و تجدید ناپذیر هم صدق می کند. در حقیقت می توان چنین نتیجه گیری کرد که الگوی صحیح مصرف مولفه ای است متغیر که شکل گیری ساختار آن به عوامل و فاکتور های محیطی فراوانی بستگی دارد و با تغییر زیر ساخت ها و فرهنگ عمومی مصرف، ارتباط مستقیم دارد.
بهینه سازی چیست؟
با توجه به افزایش مصرف انرژی، محدود بودن منابع طبیعی، حرکت در راستای طرح توسعه پایدار و حفظ محیط زیست بایستی تا حد امکان از هدر رفتن و تلف شدن انرژی و سایر منایع موجود جلوگیری شود. واژه بهینهسازی ترجمه کلمه optimization است که در ریاضیات مفهوم خاص خود را دارد، در کشور ما نیز در زمینه های مختلف از جمله استفاده از انرژی و منابع طبیعی مورد استفاده قرار گرفته است. بهینهسازی مصرف انرژی برای یک فرایند میتواند به صورت موضعی (Local) و یا بصورت جامع (Global) برای یک سیستم که متشکل از چندین فرایند است، انجام شود. در واقع بهینه سازی لزوماً به معنای کم مصرف کردن نیست. گاهی اوقات ضرورت ایجاب می کند کشت یک محصول یا تولید یک قطعه در کشور متوقف و از خارج وارد شود و این به معنای بهینه سازی در مصرف انرژی یا منابع موجود در کشور است.
استفاده از تکنولوژیهای جدید و مواد اولیه بهتر و سازگار با محیط زیست، استفاده بهینه از مواد و بازیابی آنها در صنایع مختلف، بالا نگهداشتن قیمت انرژی، یافتن کاربردهای جدید برای موادی که به وفور یافت میشوند و فعلاً کم مصرف هستند، استفاده از انرژیهای نو و تجدیدپذیر، آموزش مصرف انرژی به افراد از طریق رسانههای ارتباط جمعی و توسعه فرهنگ عامه مردم در جهت مصرف کمتر و بهینه از انرژی از راهکار های عملی در توسعه بهینه سازی مصرف در کشور محسوب می شوند.
رعایت الگوی مصرف خوب است اما برای همسایه!
استفاده بهینه و منطقی از انرژی امری طبیعی است و در همه جای دنیا مردم به اندازه نیاز از انرژی استفاده می کنند. اما در کشور ما به علت فراوانی و ارزانی منابع مختلف، به نوعی بریز و بپاش انرژی و منابع مرسوم شده است و از آنجا که سهمیه ای نیز در این خصوص برای کسی در نظر گرفته نشده است، هر کس به میل و دلخواه خود عمل می کند. به جرات و به ضرس قاطع می توان گفت با وجود جدی بودن بحران انرژی در کشور هنوز درجه اظطرار برای بسیاری از مردم و مسئولین آنقدر ملموس نیست که کسی زنگ خطری را به صورت جدی در این خصوص به صدا درآورد. در تائید این مدعا می توان به مصرف بی حساب و کتاب انرژی در منازل و ادارات اشاره کرد. در بسیاری از ادارات دولتی علی الخصوص بانکها در فصول مختلف سال شاهد پدیده اینورژن یا وارونگی در پوشاک هستیم! بدین ترتیب که کارمندان ادارات مورد نظر در محل کار خود، در فصل تابستان از کت و شلوار و در فصول سرد سال از پیراهن نخی یا تی شرت استفاده می کنند! باز گذاشتن پنجره ها نیز در تمام فصول سال به منطور تعدیل دمای اطاق نیز امری عادی تلقی شده و کسی خود را ملزم به کم کردن درجه کولر یا بخاری نمی بیند. بعد از هدفمندی یارانه ها و بالا رفتن نسبی قبوض آب و برق و گاز ، روزی برای انجام یک کار بانکی به یکی از بانک های خصوصی مراجعه کردم. با وجود اینکه فصل بهار بود و تازه وارد اردیبهشت شده بودیم، کولر قدی بزرگی در بانک روشن بود و دمای محیط به طرز وحشتاکی پائین بود که تقربیاً تحمل آن غیر ممکن بود. وقتی به یکی از کارمندان که از آشنایان بود به شوخی گفتم که بعد از دریافت اولین قبض برق، این کولر خاموش خواهد شد! لبخندی زد و گفت: «این پرونده ای که روی میز است مربوط به یک وام 144 میلیونی است که سود آن در سال تقریباً 28 میلیون است. آیا قبض برق ما در سال بیشتر از 28 میلیون است! وقتی با سود یک وام تمام قبض های آب و برق و گاز و تلفن پرداخت می شوند، بنابراین روشن کردن کولر اوایل بهار امری طبیعی است و ما نیازی به صرفه جویی نمی بینیم!» دردمندانه تر اینکه در طول این سال ها حتی در مدارس که به علت واریز نشدن سرانه یا کمبود مبلغ سرانه اکثر مدیران با مشکل پرداخت قبوض آب و برق و گاز مواجه هستند، در بسیاری از ساعات روز پنکه ها، شوفاژ ها، یا لامپ های کلاس ها و سالن بلااستفاده روشن هستند. البته چنین پدیده های در منازل مسکونی افراد نیز قابل مشاهده است ولی بعد از بالا رفتن تصاعدی قبوض در طول این سال ها، مصرف انرژی تا حدودی در منازل شخصی کاهش یافته است ولی هنوز با استاندارد های فرهنگی سایر جوامع تفاوت های فاحشی وجود دارد. در واقع با وجود آگاهی از مصرف بالای انرژی در جامعه و لزوم تغییر ساختار در نوع مصرف، به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی شخصیتی، فعلاً هیچ کس حاضر به پیشگام شدن در این مسیر نیست و کسی خود را ملزم به اجرای «تغییر و یا اصلاح الگوی مصرف» در خانه و محل کار نمی بیند.
فرهنگ سازی و مشاهدات مردمی
اما با وجود آگاهی همگان از مزایا بهینه سازی و لزوم تغییر ساختار در مصرف انرژی و منبع مختلف، دلایل فراوانی در عدم تمکین مردم از این تغییر ساختار در فرهنگ مصرف متصور است. یکی از دلایلی که افراد را گاهی اوقات در اصلاح الگوی مصرف مردد می سازد و باعث می شود به خرده هرز رفت های انرژی توجه چندانی نکنند، بی توجهی دولتی در خصوص حفاظت از منابع ملی می باشد. چندی قبل وزیر محترم نیرو از هدر رفت 24 در صد یا به عبارتی یک چهارم از منابع آب کشور در شبکه آبرسانی خبر داد. در واقع فرسوده بودن شبکه های مختلف انرژی همه ساله باعث هدر رفت مقادیر معتابهی از انرژی و منابع مختلف می شود. از سویی گاهی اوقات چکه کردن شیر آب در یک تیزر تلویزیونی از مصادیق اسراف تلقی می شود ولی متعاقب آن مرمت ترکیدگی لوله آب در کوچه یا محل سکونت شما و تشکیل چشمه زیر زمینی علی رغم پیگیری های شما و ساکنین محل، تا چندین روز طول می کشد و صد ها هزار لیتر آب تصفیه شده به راحتی هدر می رود. تعارضات این چنینی در مواجهه با منابع ملی کشور در دراز مدت نوعی بدبینی و عدم اعتماد به رویکرد اتخاذ شده از سوی دولت در قبال حفاظت از منابع ملی به وجود خواهد آورد و جدی بودن بحران منابع را در نظر مردم کمرنگ و کمرنگ تر خواهد ساخت.
فرهنگ سازی و توسعه متوازن رفاه اجتماعی
آنچه مسلم است اینکه فرهنگ سازی با واردات فرهنگ یا تهیه فرهنگ در آزمایشگاه و توزیع بین مردم از طریق قرص و آمپول میسر نیست. فرهنگ سازی مقوله ای پیچیده و در عین حال هزینه بر است که در طی سال های متمادی حاصل می شود و شرایط خاص و عوامل فراوانی در بروز آن دخیل هستند. بنابراین اینکه تصور کنیم با پخش چند کلیپ کارتونی یا توصیه عادل فردوسی پور در زمان پخش مسابقات فوتبال جام جهانی، میزان مصرف بنزین در کشور به نصف تقلیل پیدا خواهد کرد، تصوری محال و باطل است. نکاتی را که در فرهنگ سازی می توان اشاره کرد عبارتند از :
الف) از بین بردن تعارضات : یکی از اصول فرهنگ سازی در جامعه از بین بردن تعارضات در سطح جامعه است. اینکه مسئولی در همایش دوچرخه سواری از مزایای بی شمار استفاده از دوچرخه سخن به میان می آورد و بعد از پایان همایش با خودروی شخصی خود محل همایش را ترک می کند، به معنی خواندن فاتحه همایش و عدم استقبال از فرهنگ عمومی استفاده از دوچرخه می باشد. یا مصرف بی رویه انرژی در ادارات دولتی، اراده مردم را در مصرف بهینه انرژی سست خواهد کرد. بنابراین قبل از درخواست عمومی در قبال اجرای یک طرح یا رعایت یک ساختار از سوی عامه مردم، باید به حذف تعارضات و مصادیق تضاد با ساختار مورد نظر در جامعه پرداخت.
ب) توجه به زیر ساخت ها و امکانات موجود: توجه به زیر ساخت ها . امکانات موجود نیز در فرهنگ سازی امری ضروری . حیاتی است. به عنوان مثال توصیه به استفاده از وسایل نقلیه عمومی و اوضاع نابسامان این سیستم، مانعی آشکار در عدم استقبال از این فرهنگ محسوب می شود. بنابراین در اصول فرهنگ سازی قبل از توصیه عمومی به رعایت یک هنجار یا ساختار، باید به ایجاد و فراهم ساختن زیر ساخت ها و امکانات توجه داشت.
پ) توجه به قیمت واقعی محصولات: در حال حاضر قیمت برخی از منابع و تولیدات در بخش های مختلف از یک لیتر آب ارزان تر است. پیشنهاد می شود دولت به جای پرداخت یارانه نقدی در خصوص حامل های انرژی یا آب و برق و ... سهمی برای هر خانواده در نظر بگیرد که با قیمت معمولی و به اصطلاح یارانه ای محاسبه شود. افرادی که تمایل به مصرف بیشتر از سرانه عادی دارند، ملزم به پرداخت هزینه به قیمت جهانی فراورده شوند.
پایان سخن
در خاتمه ذکر این نکته ضروری است که تنها راه مصرف متعادل و بهینه انرژی و منایع موجود در کشور فرهنگ سازی و لزوم آموزش در خصوص اهمیت این قضیه است. اما نکته مهم تر طولانی بودن این روند و هزینه بردار بودن آن است. چیزی که دولت ها عمدتاً در دوره کوتاه 8 ساله خود توجه چندانی به آن ندارند و در صدد اجرای طرح های کوته مدت و میان هستند که مطمئناً در خصوص فرهنگ سازی جواب نخواهد داد.
جدی گرفتن نقش رسانه ها، استفاده از پتانسیل هنرمندان، ورزشکاران و افراد مشهور، نقش آموزش و پرورش، تبلیغات محیطی، تمرکز بر روی سیستم تشویق و تنبیه در احیای یک فرهنگ، توجه به اصل آموزش از طریق خانواده، اختصاص یارانه در تهیه برخی وسایل نظیر شیر های آب هوشمند، پنجره دوجداره، پکیج و ... می تواند در تغییر ذائقه مردم در مصرف انرزی و سایر منابع طبیعی کشور موثر باشد.
وحید حاج سعیدی
باسمه تعالی
تکمیل پروژه آشوراده در سایه عزم استانی مسئولان با رعایت اصول زیست محیطی
آشوراده، نگین گردشگری استان گلستان
جنگل، دریا، رود، کویر، دریاچه، جزیره، آبشار و ... مواهب طبیعی هستند که در همه جای دنیا وجود دارند و مختص کشور یا استان ما نیستند. البته بسیاری از از کشور ها از داشتن این جاذبه های طبیعی محروم هستند و با هزینه بسیار سعی در شبیه سازی یا احداث جنگل و دریاچه مصنوعی می کنند. چرا که از اهمیت و منافع بیشمار اقتصادی، اجتماعی، تفریحی و حتی سیاسی توجه به منابع طبیعی و محیط زیست مطلع هستند. به عنوان مثال در مالزی با ایجاد تالاب و مرداب مصنوعی به پرورش تمساح می پردازند که علاوه بر کسب درآمد ناشی از فروش پوست تمساح، گردشگران فراوانی به تماشای این مرداب های می نشینند. البته ساخت جاذبه های گردشگری مصنوعی فقط مختص کشور های خارجی نیست و در کشور ما نیز ساخت این جاذبه ها از سال ها قبل آغاز شده است. به عنوان مثال دریاچه مصنوعی لاهیجان که یکی از زیبا ترین دریاچه های مصنوعی کشور است که در مساحت 17 هکتار در مرکز این شهر قرار دارد. هر چند این دریاچه در ابتدا ( 40 سال قبل) به صورت آب بندان و به منظور استفاده در کشاورزی ساخته شد، اما بعد از واقع شدن بزرگ شدن شهر و واقع شدن این آب بندان در مرکز شهر با صرف هزینه و تعبیه امکانات رفاهی در اطراف آن، به یک مرکز توریستی و تفریحی تبدیل شده است و همه ساله گردشگران زیادی از آن دیدن می کنند.
جاذبه های توریستی گلستان، مانع توسعه استان!
بدون شک کسانی که آشنایی مختصری با استان گلستان دارند، نیک می دانند که چرا این استان را کشور کوچک می نامند. وجود جنگل، کوه ، دریا، کویر و به طور کلی آب و هوای متنوع و وجود انواع جاذبه های طبیعی، تاریخی، گردشگری و ... این استان را به یک پایگاه و قطب منابع گوناگون زیست محیطی و تاریخی بدل نموده است. اما متاسفانه با وجود منابع و پتانسیل های فراوان در این استان سهم استان از گردشگری بسیار ناچیز است و دردمندانه اینکه همین جاذبه های گردشگری مانعی برای توسعه استان شده اند! هر چند یکی از عمده دلایل این امر عدم معرفی استان به نحو شایسته به هموطنان داخلی و گردشگران خارجی می باشد، ولی این نکته را باید بپذیریم که یکی از دلایل عدم توسعه استان «دلسوزی های بی اعتبار» و «ژست های روشنفکرانه ی» عده ای در داخل و خارج استان در قبال محیط زیست این استان می باشد. گواه این مدعی نیز وجود بی شمار تخلف زیست محیطی در سراسر کشور و سکوت این دوستان می باشد. بدون شک واژه هایی چون زمین خواری، جنگل خواری، دریاخواری در استان ما متولد نشدند و در سطح کلان کشور بارها و بار ها چنین فجایعی رخ داده است اما هیچگاه شاهد اعتراض این گروه های مردم نهاد و دلسوز طبیعت در این حجم وسیع نبوده ایم. ساخت و ساز های وسیع در دشت ها و مناطق ییلاقی ، کشتار دسته جمعی حیوانات و پرندگان، برج سازی در ارتفاعات و ... در مازندران و سایر استان های کشور که هر از گاهی از رسانه ملی پخش می شود بخشی از این هزاران است. البته در این مقال قصد بررسی تخلفات زیست محیطی گسترده و سکوت دوستداران را محیط زیست را در این خصوص نداریم.
آشوراده قطب گردشگری
صرف نظر از هیاهوی سیاسی راه افتاده در چند روز اخیر مبنی بر شکننده بودن محیط زیست استان و برخی کارشکنی های مغرضانه و اظهارات غیر علمی و غیر مستند، ذکر این نکته ضروری است که مسئولان استان در یک همدلی و وفاق امید وار کننده در صدد توسعه گردشگری استان از طریق چشم انداز های طبیعی این استان علی الخصوص آشوراده در سایه حفاظت و مراقبت جدی از محیط زیست هستند. در همین راستا و در خلال سفر دولت یازدهم به استان گلستان نماینده ولی فقیه در استان گلستان و امام جمعه گرگان در این باره گفت: جزیره آشوراده کلید توسعه استان در بخش های اقتصادی و گردشگری است. آیت الله سید کاظم نورمفیدی در گفت و گو با ایرنا افزود: همانطور که در دیدار با رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور بیان کردم، استان گلستان از گردشگری در سواحل دریا کم بهره است و باید به جزیره آشوراده توجه جدی و اساسی شود زیرا اگر این جزیره راه بیفتد، توسعه استان گلستان را به همراه دارد. ایشان همچنین ابراز داشت: از مسوولان ذیربط نیز خواسته ام موضوع را جدی بگیرند زیرا بسیاری از مشکلات گلستان از این طریق (طرح گردشگری جزیره آشوراده) حل خواهد شد. امام جمعه گرگان اظهار کرد: تعهد می کنیم در توسعه جزیره آشوراده از سوی سرمایه گذار آسیبی به محیط زیست منطقه نرسد و همه باید برای توسعه استان گلستان دست به دست هم دهیم. چرا که توجه به دو اثر گردشگری و تاریخی جزیره آشوراده و دیوار دفاعی گرگان می تواند گلستان را به قطب گردشگری داخلی و حتی خارجی تبدیل کند و درهای توسعه و سرمایه گذاری داخلی و خارجی را به روی سرمایه گذاران باز کند. نماینده ولی فقیه در گلستان تاکید کرد: این موارد می تواند مشکل بیکاری استان را حل کند زیرا تنها در جزیره آشوراده سرمایه گذار ایجاد 30 هزار شغل را تعهد کرده است. بدون شک ایشان بیش از هر فرد دیگری از نیاز ها و قابلیت های استان مطلع هستند و مصالح مردم استان را بر مصالح به اصطلاح دوستداران طبیعت ترجیح می دهند.
البته سایر مسئولان استانی و شهرستانی نیز در پیگیری اجرای این طرح ثابت قدم هستند و بی شک ذره ای از تلاش در جهت احقاق حقوق مردم کوتاه نخواهند آمد. حسن صادقلو در شورای برنامه ریزی و توسعه گلستان اظهار کرد: طرح هایی همچون کریدور ریلی و گردشگری آشوراده در افزایش ارزش افزوده و توسعه استان تاثیرگذاری مستقیم و عمیق دارد. وی با یادآوری سفر اخیر کاروان تدبیر و امید به گلستان، مصوبات سفر رییس جمهوری را «ناموس» استان عنوان و اضافه کرد: همه مدیران اجرایی باید با جدیت و حساسیت بالا تمام مصوبات بویژه موارد مهم همچون منطقه آزاد تجاری، راه آهن گرگان - مشهد، پروژه گردشگری آشوراده و تخصیص اعتبارات امسال و سال 94 را پیگیری نمایند.استاندار گلستان خاطرنشان کرد: مصوبات دولت و نیز سخنان رییس جمهور به عنوان بالاترین سند بالادستی قابل دفاع و اجرایی کردن است و مدیران موظفند با جدیت تخصیص اعتبارات را پیگیری کنند.ا ستاندار گلستان همچنین بر توجه و رعایت اصل صداقت در خدمت به مردم از سوی مدیران اجرایی استان تاکید کرد و گفت: مدیران در کنار بیان دردها، درمان ها را نیز مطرح و پیگیری کرده و شرایط اقتصادی کشور را نیز لحاظ می کنند. فرماندار شهرستان بندر ترکمن نیز در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با یادآوری سخنان رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور اظهار کرد: طرح گردشگری آشوراده در قالب آیین نامه طبیعت گردی بوده که بر اساس موازین و استانداردهای محیط زیست در منطقه گسترده آشوراده اجرا می شود. «مرجان نازقلچی» افزود: برای اجرای تمامی مراحل این طرح، محیط زیست نظارت دارد و شاید علاقه مندان به محیط زیست که سخنانی در رد این طرح بیان کرده اند، محدوده (زون)گسترده آشوراده را با منطقه حیات وحش میانکاله اشتباه گرفته باشند در حالی که این دو منطقه با هم متفاوت است. وی افزود: در طرح گردشگری آشوراده تنها از 10 درصد محیط آن برای طبیعت گردی استفاده می شود و قرار نیست در آن تاسیسات گردشگری در حد هتل یا برج ساخته شود. به گفته وی در این طرح، مکان هایی مانند باغ پرندگان، موزه ماهی، جاده سلامت برای پیاده روی و یا دوچرخه سواری، طرح سالم سازی دریا، کمپینگ موقت با سازه های موقت، سفره خانه سنتی، ورزش های آبی و نظایر آن در نظر گرفته شده که بیشتر جنبه طبیعت گردی دارد. نازقلیچی تاکید کرد: قرار نیست در این طرح زمینی واگذار شود و دادن مجوزهای بهره برداری به بخش خصوصی همگی با نظارت سازمان های ذیربط بوده و در تمامی مراحل آن نیز سازمان حفاظت محیط زیست نظارت کامل دارد. به گفته وی برای تدوین این طرح کار کارشناسی انجام شده و به هیچ وجه خلاف مقررات زیست محیطی اقدامی صورت نخواهد گرفت.
سخن پایانی
هر چند علت مخالف با توسعه و پیشرفت این استان از سوی عده ای بر نگارنده پوشیده است، ولی ذکر این نکته ضروری است پاک کردن صورت مساله به هیچ عنوان چاره کار نیست و اگر این عده حقیقتاً نگران طبیعت این استان هستند اولاً جا دارد نسبت به سایر اتفاقات این استان و سایر استان ها از خود عکس العمل نشان دهند؛ در ثانی برای استفاده از طبیعت این استان راهکار و برنامه ارائه دهند و به فقط به سنگ اندازی و مخالف با طرح هایی نظیر احداث جاده ابر یا ایجاد تاسیسات در آشوراده بسنده نکنند. در خاتمه خاطر نشان می سازد تکمیل پروژه آشوراده خواسته مردمی است که سال ها در سایه سر سبزی این استان، شاهد فقر توسعه ای بودند. امید است مسئولان استان با همدلی و وفاق یکپارچه راه را برای توسعه استان هموار کنند و تکمیل این طرح باعث رونق و توسعه گردشگری در استان شده و علاوه بر ایجاد اشتغال و توسعه گردشگری باعث افزایش رفاه اجتماعی و تفریحی، در خور شان مردم این استان نیز شود.
وحید حاج سعیدی – روزنامه نگار